دوشنبه ٠٣ مهر ١٣٩٦
منو اصلی
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 16335
 بازدید امروز : 82
 کل بازدید : 891436
 بازدیدکنندگان آنلاين : 7
 زمان بازدید : 1.5781
لبنان - بزرگداشت «جرج جرداق» نویسنده شهیر مسیحی لبنان و صاحب کتاب «الإمام علي صوت العدالة الإنسانیة»
لبنان - بزرگداشت «جرج جرداق» نویسنده شهیر مسیحی لبنان و صاحب کتاب «الإمام علي صوت العدالة الإنسانیة»
تاریخ : 1384/11/07
وضعيت : برگزار نشده

 

بذرهای دلدادگی و عشق به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و بویژه امیر المؤمنین(ع) نه تنها در قلبهای آکنده از مهر شیعیان بلکه در کشتگاه سینه های حقیقت خواه و عدالت طلب غیر مسلمانان نیز روییده است.

          «جرج جرداق» نویسنده شهیر مسیحی لبنان و صاحب کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» (امام علی(ع) صدای عدالت انسانی) از تبار همان شیفتگان است. او که اینک واپسین دوران عمر را می گذارند به رغم کهولت سن و فرسودگی جسم، همچنان عاشقانه از علی(ع) سخن می گوید.

          از اینرو رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان، مراسم بزرگداشتی را برای وی به پاس نوشته های ارزشمندش در روز جمعه 7/ 11/ 84 در هتل ماریوت بیروت برگزار نمود.

          در این مراسم پر شکوه صدها تن از شخصیتهای فرهنگی، ادبی و نیز مقامات سیاسی و اجتماعی لبنان از جمله آقای حسین الحسینی رئیس سابق پارلمان لبنان، آقای دکتر عمر حلبلب مدیر کل وزارت فرهنگ به نمایندگی از سوی رئیس جمهور لبنان، آقای عدنان ضاهر مدیر کل پارلمان به نمایندگی از طرف رئیس مجلس و آقای عثمان دلول مدیر امور حقوقی هیئت دولت به نمایندگی از سوی نخست وزیر لبنان شرکت داشتند.

          در ابتدای مراسم، سرود دو کشور ایران و لبنان نواخته شد؛ سپس آقای جرج جرداق که اینک دهه هشتاد از عمر را آغاز کرده است با کمک عصا به سوی جایگاه رفت و سخنرانان مراسم آقای نجفعلی میرزایی رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان و آقایان جواد صیداوی، جرج کسّاب، ژوزف الهاشم، فؤاد الترک و علاّمه سید محمد حسن الامین که جملگی از ادباء و نویسندگان سرشناس لبنان هستند، بدو ملحق شدند.

آقای نجفعلی میرزایی رایزن فرهنگی درآغاز سخنان خود به نقل اقوالی از بزرگان علم وادب درباره مقام ومنزلت حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) پرداخت. وی سپس درباره جرج جرداق گفت: نظرات انسانی وروشنفکرانه واخلاقی ایشان درباره علی(ع) که درکتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» آمده گامی بلند درمسیر تأسیس تمدن وتلاقی بین ادیان است. جرج جرداق با این کتاب ودیدگاه انسانیش پایه هایی برای بنای زنجیره ای از ارزشها ومجموعه ای از معیارها به وجود آورد که می تواند نقطه شروعی برای روشمند کردن نظرات انسانی واصول اخلاقی ادیان به شمار آید.

    رایزن فرهنگی افزود: جرج جرداق با تمام توان وامکانات عمیق خود درفهم شخصیت امام علی(ع) سعی کرد تا وی را براساس مفاهیم اجتماعی وواقعی تفسیر کند به طوری که این تفسیر برحرکات اجتماعی وعینی امام به عنوان شخصی که در درون جامعه می زیسته ودر رنج ودرد مردم شریک بوده وبدین وسیله زهد وگوشه نشینی را رد کرده، استناد می کند. رایزن فرهنگی دربخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: دیدگاهی چون دیدگاه جرج  جرداق نسبت به دین همان چیزی است که برپایه جوهر دین وجوانب اخلاقی وفطری انسانی بنا شده ومی تواند روابط جدیدی میان رسالتها وگرایشهای دینی به وجود آورد وعرصه را برای ایجاد بنیان های گفتگو آماده سازد.

به گمان ما انسانها با هر گرایش فکری ودینی که به آن عقیده داشته باشند در مورد این داده ها که از شخصیت امام علی(ع) اخذ شده با یکدیگر اتفاق نظر دارند. آقای میرزایی  درپایان سخنان خود  تکریم از جرج جرداق را تکریم از شخصیت واندیشه امام علی(ع) دانست.

      آنگاه آقای فواد الترک مدیر کل سابق وزارت خارجه ورئیس باشگاه سفراء لبنان سخنرانی کرد. وی اظهارداشت: ما امروز به مناسبت روز غدیر جمع شده ایم .عید غدیر روزی متفاوت با سایر روزها بوده وخواهد بود وصاحب این روز نیز انسانی منحصر بفرد بوده وخواهد بود.

وی با اشاره به مراسم تکریم وبزرگداشت جرج جرداق گفت: ما به خاطر بزرگداشت مردی گردهم آمده ایم که از بزرگان شعر وادب واندیشه و قلم درلبنان است. من موفق نشدم تا دیدارهای زیادی با جرج جرداق داشته باشم ولی با آثار او آشنا هستم. وی ادیبی است که روحیه طنز وجدیت را درآن واحد دارا می باشد. وی درکتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» موضوع مورد نظر خود را به شکلی جدی وعمیق مورد بررسی قرارداده است. او دراین کتاب نظرات جدیدی در باره اخلاق ورفتار امام علی وادب وسیاست وشیوه او درفهم و درک زندگی وجهان ارائه می دهد.

آقای فؤاد الترک افزود: اهمیت جرج جرداق در این کتاب به سه موضوع مربوط می شود؛ شیوه برخورد با امام علی، شیوه تحلیل شخصیت امام، و شیوه برخورد تأثیر گذار امام بر عصر خود.

وی در ادامه گفت: امروز که ما در لبنان سعی می کنیم به آزادی دست یابیم به جرج جرداق رجوع می کنیم آنگاه که چنین اظهار عقیده می کند «آزادی در سایه شیوه امام و قانون او بدست می آید چرا که امام با توجه به اصول خود بر این باور است که انسان آزاد است. آزادانه احساس می کند و آزادنه می اندیشد و آزادانه سخن می گوید و آزادانه کار می کند. این همان آزادی است که امام در اعماق وجود خود آنرا درک می کند و آن را همانطور که می فهمید به زبان آورد».

      سپس آقای جرج کسّاب سخنرانی خود را ایراد کرد. وی گفت: امام علی بن ابی طالب(ع) در همه قلوب و بر همه لبها و زبانها فرستاده ای برای ملتها است که در همه زمانها و مکانها تاریکیها را می شکافد و جرج جرداق در کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» این مسافت پیموده شده را کوتاه می کند. امّا جرج جرداق کیست؟

او دریایی زیبا و پر تلاطم است. امواج این دریا در نثر و شعر، داستان بلند و کوتاه، روزنامه و سایر رسانه ها همواره خروشان است. وی در عین حال نفسی غنائی و حماسی و نمایشی دارد. موسیقیدانان اشعار او را به آهنگ در آوردند و نمایشنامه نویسان نمایشنامه ها و اوپراهای زیادی را بر اساس آثار او به صحنه بردند و بالاخره در شرق و غرب نگاه ها به سوی اوست.

آقای جرج کساب در ادامه افزود: وی نسیمی دل انگیز برای هنر، زیبایی و نیکی است که سینه ها با آن زنده می شود خواه حاکم باشد خواه محکوم، خواه آسوده خواه خسته، خواه عالمی بزرگ باشد خواه انسانی ساده، سیاستمدار باشد یا فردی عادی. . . همه می خواهند به او ابراز محبّت کنند و نبوغ او را ستایش نمایند گویی وی آیاتی است که خوانده می شود و حروفی از نور است که از ظلمت جهل در می گذرد. وی در خاتمه گفت: جرج جرداق، کلمات را از ظرف مکان و زمان آزاد کرد و به اوج رسانید و بدین وسیله کاخ جاودان «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» را بنا کرد.

 آنگاه آقای جواد صیداوی سخنان خود را خطاب به جرج جرداق اینچنین بیان کرد: دوست من! وقتی چند روز پیش از من خواسته شد تا در این مراسم بزرگداشت سخن بگویم به خود گفتم در مدت چند دقیقه چگونه می توانم از آثار متنوعت سخن بگویم. وی با اشاره به آثار ادبی جرج جرداق گفت: اگر بخواهم از کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» سخن بگویم باید به گذشته باز گردم، به فلسفه سقراط و اصول انقلاب فرانسه و اگر تسلیم «مفاتن پاریس» شوم. . . می ترسم با خاطرات خوش با قساوت رفتار نمایم و اگر وارد «قصور بغداد» شوم می ترسم کنیزکان آن مرا به خود سر گرم کنند و نگذارند به آنچه به دنبال آن هستم دست یابم و اگر به «حدیث الغوانی» و «حدیث الملاهی» گوش دهم از آن فارغ نخواهم شد و اگر «قصور و اکواخ» را بخوانم ممکن است به عمر زیبا و مبارزه شاعرانه برای گسترش عدالت و بازسازی جهان باز گردم و اگر با ابلیس و ابو نواس وارد «الحانه» شوم بیم دارم که از آن خارج نشوم. پس چه باید کرد؟

به یاد اولین روز آشنایی مان در چهل سال پیش افتادم. در آن موقع من مدیر دبیرستان رسمی شهر نبطیه بودم و شما اولین سخنران برنامه ای فرهنگی در مدرسه بودید. من این افتخار را داشتم که شما را به دانش آموزان دبیرستان و سایر حاضران معرّفی کنم. در آن روز گفتم هر کس جرج جرداق را بشناسد او را و عشق او را دوست خواهد داشت. سپس تو را به عنوان نویسنده و شاعر معرّفی کردم. سپس به نوشته هایت رجوع کردم. تو در کتاب «الامام علي صوت العدالة الانسانیة» بر خلاف دیگران بعد عاطفی را با ابعاد عقلانی و انسانی در هم آمیختی و از محدوده مذهبی خارج شده به فضای هستی گام نهاده ای.

در ادامه این مراسم آقای ژوزف الهاشم نویسنده، شاعر و وزیر پیشین لبنان اشعاری را در مدح جرج جرداق سرود که در ادامه این گزارش خواهد آمد.

سپس علاّمه سید محمد حسن الأمین به ایراد سخن پرداخت. وی گفت: جرج جرداق یکی از بیدارگران بزرگ عصر ماست و او را می توان از عناصر اصلی نسل دوّم عصر بیداری دانست. نسل داستان نویس، نویسنده و اندیشمند عرب که از اواخر قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم ظهور یافتند.

          وی افزود: سخن گفتن از جرج جرداق ساده نیست که بتوان در دقائقی ارج و منزلت این انسان را پاس داشت مگر با اشاره هایی گذرا که هر کدام نیاز به تفصیل و توضیح دارد. جرج جرداق در کتاب «امام علي صوت العدالة الانسانیة» ادبیاتی رفیع را به نمایش گذارد. من در آن زمان شاهد بودم که ادیبی بیدارگر یکی از بهترین آثار را عرضه کرده است و او در این مسیر تازه در آغاز راه بود زیرا هنگامی که این کتاب را نوشت فقط 25 سال سن داشت و می گفتند این جوان در آینده چه می نویسد که در این سن چنین ادیبانه نگاشته است.

          علاّمه امین با اشاره به برنامه های رادیویی آقای جرج جرداق گفت: وقتی که سخنان او را در رادیو گوش می دهی و به طنز گزنده او و یا نقد او می نگری، صحنه ای گسترده از ادب در برابر خود می بینی و می یابی که این هموست که آن کتاب را نوشته است.

          او در اندیشه و نگارش خود حول یک محور اساسی گام بر می دارد و آن محور «اندیشه عدالت طلبانه» است که سخن همیشگی اوست. او تجسّم «عدالت» را در «علی(ع)» یافته بود. علاّمه امین گفت: من نخستین کتابی که در دوران جوانی خواندم همان کتاب جرج جرداق بود که در صدر کتابخانه پدرم قرار داشت. مصدر طنز گزنده جرج جرداق نیز چندان دور نیست و از اندیشه علی(ع) برگرفته است آن هنگام که در باره عقیل برادر خود بکار می بُرد. آیا عدالت عظیم ترین و مهمترین عنصر زندگی نیست؟ حتی ستمکاران نیز نیاز به عدالت دارند و سارقانی هم که چیزی را می ربایند، نیاز به عدالت در تقسیم آن با هم دارند.

          برای جرج جرداق همان ادبیاتی که در دهه پنجاه قرن گذشته میلادی تولید کرد کافی بود امّا او آن را ادامه داد و به ادیبی خلاق و نویسنده ای احیاگر که نبض زمانه در ادب او به چشم می خورد، تبدیل شد. او آنچه را که از گذشته نوشت، چهره ای کامل شده از تاریخ بود که فقط به تبیین گذشته نمی پرداخت بلکه راه آینده را روشن می ساخت و از اینرو اگر او را یکی از طلیعه داران نهضت بیدار گری بنامیم، گزاف نگفته ایم.

          آنگاه آقای جرج جرداق طی سخنان کوتاهی گفت: تقدیر از نوشته ها و بویژه کتاب «امام علي صدای عدالت انسانی»، در واقع تجلیل از ارزشهای انسانی است که در شخصیت آن امام جلوه گر بوده است. وی افزود: امام علی(ع) یک الگوی برجسته انسانی است. جرج جرداق همچنین ملّت ایران را ملّتی آزاد اندیش در طول تاریخ خواند و گفت: تاریخِ این ملّت آکنده از صفحات درخشان در کتاب میراث انسانی بوده است.

          در خاتمه این مراسم لوح یادبودی از سوی آقای نجفعلی میرزایی رایزن فرهنگی به آقای جرج جرداق اهداء گردید.

          در ادامه، چکیده ای از بیوگرافی جرج جرداق، اشعار آقای ژوزف الهاشم، متن سخنرانی ها و همچنین تصاویر و بازتاب های رسانه ای برگزاری این مراسم خواهد آمد.

 

 

چکیده ای از بیوگرافی جرج جرداق

 

 


 

          «جرج جرداق» در سال 1924 میلادی یعنی 82 سال پیش در یک خانواده مسیحی ارتودکس در شهرک «الجدیده» منطقه مرجعیون واقع در جنوب لبنان بدنیا آمد و تحصیلات ابتدایی خود را در همانجا به انجام رساند. او می گوید در دوران نوجوانی به سوی طبیعت می رفت و به مطالعه قرآن، نهج البلاغه، دیوان متنبّی (شاعر عرب) و کتاب مجمع البحرین می پرداخت.

          وی تحصیلات خود را در دانشکده پاتریاکیه مسیحیان به پایان برد و از استادان بزرگ ادبی لبنان همچون فؤاد البستانی و رئیف خوری بهره جست و اوّلین کتاب خود را در 17 سالگی با عنوان «واغنر  المرأة» نوشت.

          جرج جرداق سالها به تدریس ادبیات و فلسفه در تعدادی از مدارس و دانشگاهها اشتغال داشت و همزمان به امر ترجمه و نیز نگارش مقالاتی در روزنامه ها و مجلات لبنان پرداخت.

          او کتاب دوّم خود را با عنوان «الإمام علي صوت العدالة الانسانیّة» در پنج جلد نوشت که شهرتی فراوان یافت و ضمیمه ای نیز با عنوان «روائع النهج» بدان افزود. این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده و بارها به چاپ رسیده است.

          وی تألیفات خود را در شعر و نثر ادامه داد و تعداد آنها بالغ بر سی اثر می گردد که از جمله آنها می توان به عناوین زیر اشاره کرد: قصور و اکواخ -  صلاح الدین و ریکاردوس قلب الأسد -  عبقریة العربیّة -  ابو نواس و ابلیس في الغَمارة -  مفاتن پاریس -  قضیة و حرامیة (نمایشنامه) -  المطرب – الوالي -   امرؤ القیس و العالمیة -  نُجوم الظهر -  حدیث الملاهي -  انا شرقیّة – (مجموعه شعر) -  المشرّدون (ترجمه کتاب ماکسیم گورکی) -  ترجمه اشعار قصائد مائوتسه تونگ -  ترجمه کتاب «رفیق من» اثر ماکسیم گورکی و. . .

          جرج جرداق در حال حاضر بعضاً در برخی از مطبوعات مطلب می نویسد و دارای برنامه ای در رادیو «صوت لبنان» به نام «علی طریقتي» (به شیوه من) می باشد که از 20 سال پیش تاکنون همچنان ادامه دارد.

 

 

 

اشعار آقای ژوزف الهاشم

 

  

  


 

جرداقٌ" يا حاملَ الرايات أنَّ بها

 

وحي البلاغة، والإيحاءَ في الحِكم

وكلّ بارِقهٍ للفكرِ، ناصعة

 

وكلَّ شاهقةٍ في قمة القٍمم

وكل ما نثرته الشمس، او سطعتْ

 

زهرةٌ، وما بثّ همْس الله من قيم

جلائلِ علويَّاتٌ يُرصِّعها

 

يَراعُ مَنْ طرَّب الإيقاعَ في الصمّم

رنمت أنت أناشيد الإمام وقدْ

 

طابتْ، فلا ريشةٌ زلّت عنْ الننغمِ

يا ايّها الأمَميُّ الوَهْجُ، أنتَ على

 

دينِ الإله، أمامُ الخَلْقِ كلهم

لا، لسْتُ وقفاٌ على دينٍ، على شِيعٍ

 

فأنت موْرِدُ إيمان لكلِّ ظَمِي

وكَمْ تمثَّلتَ عيسى في تقشُّفِهِ

 

والحودِ بالروحِ، ما استخاه من كرَمِ

وهالَ ربَّك حينَ الأنبياءُ قضوْا

 

بخاتمِ الرُسلِ، أن يُقضي على الذممِ

فكنتَ أنتَ سَليْلَ الوحْي بَعْدَهُم

 

 وكنت كالناطقِ الرسمي باسْمِهم

يا انت ظلٌ رسولِ اللهِ، كاتبهُ

 

صفيُّهُ، ووصيُ العَهْدُ والحُرمِ

على يديكَ صروحُ اللهِ زاهرةٌ

 

في كل صَقْعٍ، كَمْ اعُليْتَ من هرم

بمعْتدٍ هاشميِّ العَبْقِ، مُنبلجٍ

 

منْ خاطرِ الوَحْي، مِنْ قُدسيّةِ الرَحمِ

وأنتم ذُخراً أهلِ البيتِ، جلّلهُمْ

 

كتابُ ربّكَ، بالأسمى، من الشممِ

واذهبَ، الرجس، عنْهم" أن مشعلهُ

 

ما شعّ في الأرضِ، لوْ لمْ يكتملِ بهم

قمْ يا إمام، فللأمام دوْرتُها

 

والكون جَلْجلَ بالفحشاء والحِممِ

سادت جبابرة الإرهاب غازية

 

ولطختْ حُرمَة في القدس والحرمِ

واستكبرتْ أممُ، واستقطبتْ قِمَمٌ

 

وروعتْ هِممٌ، من بغي محْتَكم

أحصْنْ خبير هبَّت فيــــــه  نزْعتُه

 

الى الدماء كوعْل غير منفطم

وفي العراق غدت " دار السلام" كما

 

عاث المغول بها في غابر القدم

كربلاء تراباثٌ مقدسة

 

عزَّتْ "وسيّدها" ادمى الثّرى ودُمي

احيثُ مثوام، تدنو اللدخيل خُطى

 

وما اختشتْ رهبةً أوْ سيف منتقم

 

 

 

متن سخنرانيها

 

 

 

 

كلمة المستشار الثقافي للجمهورية الاسلامية الايرانية في لبنان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

       اصعب موقف جرّبته في حياتي  وعلى منبر الحديث هو  أن أتقصّد التكلم عن علي بن ابي طالب . كيف لا، وإن اعاظم الأدب وعباقرة الكلمة وقفوا امامه متحيرين متعجبين !

ها هو السيد الشريف الرضي : " كان أمير المؤمنين ( عليه السَّلام ) مَشرَع الفصاحة وموردها ، ومنشأ البلاغة و مولدها ، ومنه ظهر مكنونها ، وعنه اُخذت قوانينها ، وعلى أمثلته حذا كل قائل خطيب ، وبكلامه استعان كل واعظ بليغ ، ومع ذلك فقد سبق فقصّروا ، وتقدّم

وتأخّروا ، لأن كلامه ( عليه السلام)الكلام الذي عليه مسحة من العلم الإلهي ، وفيه عبقة من الكلام النبوي ... "

ثم ينقل الجاحظ عن النظَّام  : " علي بن أبي طالب ( عليه السَّلام ) محنة للمتكلّم ، إن وَفى حقّه غَلى ، و إن بخسه حقّه أساء ، والمنزلة الوسطى دقيقة الوزن ، حادّة اللسان ، صعبة التّرقّي إلا على الحاذق الزّكي " وجبران خليل جبران :

 " إن علياً لمَن عمالقة الفكر والروح والبيان في كل زمان و مكان " وآخر يضيف : " بطولات الإمام ما اقتصرت على ميادين الحرب ، فقد كان بطلاً في صفاء بصيرته وطهارة وجدانه وسِحر بيانه ... " .ومن عجيب قول  عامر الشعبي : " تكلّم أمير المؤمنين (عليه السَّلام ) بتسع كلمات ارتجلهن ارتجالاً فَقَأنَ عيون البلاغة ، وأيتمن جواهر الحكمة ، وقطعن جميع الأنام عن اللحاق بواحدة منهن ، ثلاث في المناجاة ، وثلاث منها في الحكمة ، وثلاث منها في الأدب .

       فأما اللاتي في المناجاة ، فقال : إلهي كفى بي عزاً أن أكون لك عبداً ، وكفى بي فخراً أن تكون لي رباً ، أنت كما أحب فاجعلني كما تحب .وأما اللاتي في الحكمة فقال : قيمة كل امرءٍ ما يحسنه ، وما هلك امرء عرف قدره ، والمرء مخبوء تحت لسانه .واللاتي في الأدب فقال : أمنن على من شئت تكن أميره ، وستغن عمن شئت تكن نظيره ،  وأحتج إلى من  شئت تكن أسيره وعن جورج جرداق فانني  أقول : إن ما قدمه  من خلال قراءته الانسانية والحضارية واخلاقية لعلي عليه السلام  في "علي صوت العدالة الانسانية " هو كاف و واف ليكون بمثابة خطوة رشيدة ومحكمة على طريق التأسيس الحضاري واللقاء الانساني بين الاديان .لأن القراءات المألوفة للاديان  قد تأسست في غالب الأحيان على الطقوس والتقاليد أو القيم التأريخية اللتي  تحوي مساحات للتفريق والأنفصال الحاد بدلا من أن تكون مرتكزة على الأسس الاخلاقية ‘ واما الاستاد جورج جرداق فانه بكتابه "علي صوت العدالة الانسانية "ورؤيته الانسانية  قد وضع أسسا وركائز لبناء منظومة قيم ومجموعة معايير تصلح ليكون المنطلق نحو منهجية القراءة الانسانية والاخلاقية للأديان .

يفسر الاستاد جورج جرداق بما يملك من قدرات وامكانيات معمقة لفهم شخصية الامام ‘ يفسر ه- عليه السلام- على اساس  فهم اجتماعي و واقعي له ‘ حيث ترتكز قراءته له إلى الحركة الاجتماعية والموضوعية للامام وهو يعيش وسط الناس ‘ يحس بمعاناتهم ويشاطرهم آلامهم ‘ مما يوحي إلى رفض الانعزال والانغلاق على الواقع الانساني  والاجتماعي باسم الزهد والتقى .

الامام علي عليه السلام عنده هو كما قال العلامة ابن أبي الحديد المعتزلي : " وإني لأطيل التعجب من رجل يخطب في الحرب بكلام يدّل على أن طبعه مناسب لطباع الأسود ، ثم يخطب في ذلك الموقف بعينه إذا أراد الموعظة بكلام يدّل على أن طبعه مشاكل لطباع الرهبان الذين لم يأكلوا لحماً ولم يريقوا دماً ، فتارة يكون في صورة بسطام بن قيس ، وتارة يكون في صورة سقراط والمسيح بن مريم الإلهي ،  واُقسم بمن تقسم الأمم كلها به لقد قرأت هذه الخطبة  منذ خمسين سنة وإلى الآن أكثر من ألف مرة ، ما قرأتها قط إلا وأحدثت عندي روعة وخوفاً وعظة ، أثّرت في قلبي وجيباً ، ولا تأملتها إلا تذكرت الموتى من أهلي وأقاربي  وأرباب ودّي ، وخيّلت في نفسي أني أنا ذلك الشخص الذي وصف الإمام ( عليه السَّلام ) حاله " .أننا في خضم المعارك اللتي قد نراها واقعة على القيم والحضارة والانسان باسم الحضارة والانسان والدين ، نعتبر ان قراءة كقراءة جورج جرداق للدين واللتي هي مبنية على الجوهر الديني والجنبة الاخلاقية والفطرية الانسانية ‘ يمكنها ان تسفر عن تعاملات جديدة بين الرسالات والتوجهات الدينية وتفتح المجال لوضع اسس الحوار  ونزعم ان الانسان بكل انتماءاته الفكرية والدينية يلتقي مع الاخر الانسان على اساس هذه المعطيات المستخرجة من شخصية علي بن ابي طالب – علي السلام – وجرج جرداق هو في طليعة هذه الحركة  والتراكمات المعرفية اللتي انتجها و صنعها بمنهجه الرائع و بالذات عبر وضعه الموسوعة الخالدة " علي صوت العدالة الانسانية " هي بمستوى من النضج والاحكام المنهجي ليكون اساسا في تعديل واصلاح التفاسير التأريخية للقيم الدينية نحو صحوة قيمية اجتماعية يقودها الفهم الاخلاقي والانساني للدين و ائمة الدين .

       انني اصف حفلة تكريم الاديب جرج جرداق بأنه مناسبة لتكريم  فكر الامام علي الانسان والهادي الذي هو من مرايا إشعاع النور الالهي واخلاقه الملكوتية على الارض . فتحية إجلال  للاستاذ الكبير ولكم جميعا. و السلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

 

 

كلمة الاستاذ جورج كساب

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عليّ مني كنفسي.

من كنت مولاه فعليّ مولاه.

أنا مدينة العلم وعليّ بابها،

 

      والنهج، نهج البلاغة، مفتاح هذا الباب، أحاط به الشريف الرضيّ إحاطة السوار بالمعصم، ونشره العلامة ابن أبي الحديد على راحتي المكان والزمان، نشراً دقيقاً يُعرف بإسمه:" موسوعة أبي الحديد". ثم وشاه الشيخ محمد عبدو بقبس من الحواشي النيّرات، وحمله الدعاة في كل مكان وزمان، نهجاً للإنسان، وشرعة لحقوقه، ولاسيما في عهده للأشتر النخعي، عامله في مصر:

" أشعرْ قلبك الرحمة للرعية، والمحبًًّة لهم، واللطف بهم، ولا  تكوننَّ عليهم، سبْعاً ضارياً تغتنم أكلهم، فإنهم صفنان: إمَّا اخٌ لك في الدين، او نظير لك في الخلق."

      ونهجاً للبلاغة يقول فيه الأستاذ جرداق: " بيان لو نطق بالتقريع لا نقضَّ على لسان العاصفة انقضاضا، ولو هدَّدَ الفساد والمفسدين لتفجرّ براكين لها أضواء وأصوات، ولو دعا الى تأمُّل لرافق فيك منشأ الحسِّ، وأصل التفكير، فساقك إلى ما يريد سوْقاً، ووصلك بالكون وصْلاً.... يندمجُ فيه الشكلُ بالمعنى اندماج الحرارة بالنار، والضوء بالشمس، والهواء بالهواء، فما أنت ازاءه الا ما يكون المرء قبالة السيْل اذ ينحدرُ، والبحر اذ يتموَّج، والريح اذ تُطوِّفُ... أمّا اذا تحدث اليك عن بهاء الوجود وجمال الخلق، فإنما يكتب على قلبك بمداد من نجوم السماء ومن اللفظ ما له وميضُ البرْق، وابتسامة السماء  في ليل الشتاء." الجرداق روائع نهج البلاغة ص 27.

     عليّ بن أبي طالب، الإمام الأعظم في كل قلب وعلى كلِّ شفة ولسان، رسولٌ يشق دياجير الظلام، في كل زمان ومكان، شقاً أوْجَزه العلامة: جورج جرداق، المحتفي به اليوم في موسوعته المشعِّة: الإمام علي صوت العدالة الإنسانية". فمن هو هذا العملاق: جورج جرداق؟

       انه بحرُ الجمال الزاخرُ الهيَّاجُ، المتلاطمُ الأمواج نثراً وشعراً، قصة وأقصوصة، صحفيّاً واعلامياًّ، على نفس غنائي وملحميٍّ ومسرحيٍّ في آن واحد، لحَّن له الملحنون روائع من شعره، ومثل له المسرحيون مسرحيات كثيرة وابيرا، ومغناة على منوال: أنا شرقية".... طبقت شهرته الآفاق، وأشرأبَّت إليه الأغناق، في مشارق الدنيا ومغاربها، نسمة خير وفنٍّ وجمال تنعش الصدور: الحاكم والمحكوم، المرتاح والتعبان، العالمَ الكبير والإنسان العاديِّ البسيط السائس والمسوس... يتسابقُ الناسُ الى محبته والإعجاب بعبقريَّته لكأنه أيات تتلى، وحروف من نور تخترق ظلمات الجهل.

    أما مغازل الجرداق الجماليَّة، فعجائب من تزاوج المبنى والمعنى ومقتضى الحال، فـ الكلمة" التي يعيشها، ويقرع أجراسها، بناها، حرْفا وصورة ونغماً ، سمفونية من حق وخير وجمال ترتاح اليها،وتسمو بها من معناها القاموسي، الى المحبة، التي هي بحجم الكون.

      ارتفع الجرداق بالكلمة القاموسية الى ما فوقها ارتفاعاً عجيباً حررّها من ظروف المكان والزمان تحريراً أفسح له في المجال لتشييد هذا الصرح الخالد: "الامام علي صوت العدالة الانسانية".

      تعاطف الجرداق، في الموسوعة، مع من سبقه، ولا سيما مع الشريف الرضي، وابن أبي الحديد ومحمد عبدو، وسواهم من عباقرة الرسالة.

      ابتدأت رسالة الإمام بحديْن: ذو الفقار والنهج وترعرعت بحدين، البلاغة والرسالة العربيتين، وشبت بحديْن: الإنسان وشرعته الإنسانية… به انتصر الحق، وبه انتصر له، وبه أيضاً انتصرت الانسانية، فالموسوعة، بأجزائها الستة، شلالٌ هدارٌ يهزك هزا عنيفاً لا تستشعرُ معه الاطمينان منه الا به ، فكأنك تتقيَّا الأوهام، وتحتسي الفكر خمراً معتقة تعيد اليك ما ضاع منك عبر التقاليد والعادات والمعتقدات. علي بن أبي طالب انتصارٌ للعقل على المكان والزمان، اجتمع فيه الإنسان، من أقصاه الى أقصاه، بأسماء شتى: سقراط ، افلاطون، المسيح، موسى، بوذا، لاوتسو، مونتسكيو، روسو…. وسواهم من قمم الإنسانية وعباقرتها كأحسن ما يكون الجمع في الموسوعة، فكأنك في محراب لا تتميز فيه كثرة وحَّدها العقل، ولا غبوماً جلاها المنطق، ولا اوهاما بددها الفكر. جورج جرداق الأديب العلامة، هو في هذه الموسوعة الخالدة: الإمام علي صوت العدالة الانسانية"، بأجزائه الستة، فصلٌ عالمي المستوى من فضول رسالة
الإمام الاعظم: علي بن أبي طالب(عليه السلام).

 

بيروت في 27/1/2006                                       المحامی جورج كساب

 --------------------------------------

 

 

كلمة الأمين العام السابق لوزارة الخارجية

 و رئيس منتدي سفراء لبنان الاستاذ  فؤاد الترك

 

 


 

     يجمعنا اليوم عيد الغدير، فيا طيب اللقاء، ويالهيبة المناسبة، ذلك ان يوم الغدير كان، وسوف يبقى يوماً لا كالايام، وصاحب المناسبة كان، وسيبقى رجلاً فذاً فريداً في الرجال.

      ويكون أن نجم المناسبة هذا العام، من النجوم الفرائد في سماء لبنان الشعر والاديب والفكر والقلم القوي وعمق تفكير وسخرية لادعة اقوى من كل تعبير.

      جورج جرداق لم اسعد بلقائه كثيراً، كمنارة في الوسط الادبي، فخدمتي الدبلوماسية الطويلة في الخارج حالت دون أن التقية. كما تمنيّت وأرغب. غير ان غيابي عن لبنان لم يسبب لي غياباً عن نتاجه شعراً  رقيقاً ونثراً عالياً وكتابات صحافية وحلقات اذاعية كنت اتتبعها بلذة من يتابع مبدعاً طبع يراعه، وحقبة طويلة ومايزالِ، بطابعه الخاص.

      اللقاء الشخصي، اذا لم يكن ضروريا لمعرفتي به، فنحن نعرف جيداً شكسبير وفاغنر وموليير وسواهم عبقريين، من نتاجهم، ولو اننا لم نلتق بهم.

      منذ كتابه الاول، فاغنر والمرأة فرض جورج جرداق قلمه تأليفاً وترجمة وأبحاثاً ومقالات توزعت منذ منتصف الخمسينات على "الدبور" و" الحرية" و" الجمهور الجديد" وتداء الوطن"، وواصلت منذ الستينات في "الشبكة " والصياد" و"الرسالة" وصحف ومجلات أخرى عديدة.

وبين قصيدته "هذه ليلتي"(بعدما لحنها محمد عبد الوهاب وغنّتها ام كلثوم)، وبين برنامجه الاذاعي(" على طريقتي" من اذاعة صوت لبنان) يبرز جورج جرداق على الساحة الادبية اللبنانية قلماً مزدوج القوة بين العمق والسخرية، ثاقباً في بلوغ قرائة ومستعميه إلى اعماق الفكرة والمضمون.

     قلت إن قوته في العمق والسخرية معاً- لأنه- حين لا يعتمد السخرية- يذهب الى العمق في جدية، عالية كما هو في موسوعته الرائعة " الإمام علي صوت العدالة الانسانية، حيث طلع علينا فيها بما هو بين أقوى الدراسات واعمقها وأشملها وأوفاها تحليلاً وتقليلاً، وأشرقها بياناً، وأمتعها أسلوب معالجة. واضاءة نظرات جديدة في خلق الامام العظيم وأدبه وسياسته، واسلوبه في فهم الحياة والكون، كما في موقفه من الحريات الخاصة والعامة ومن حقوق الانسان والعدالة الاجتماعية.

     قراءة هذا الكتاب الضخم أنه، منذ صدوره قبل خمسين عاماً بالضبط، القى إشعاعات جديدة ومهمة على شخصية الامام علي واحداث عصره، وما بعد عصره وخصوصاًَ على دستور الامام العادل في الافراد والجماعات.

      نتصفح فصول الكتاب فنقرأ ابرزها: ارض المعجزات صوت محمد، الضمير العملاق، الامام علي وحقوق الانسان، التجربة القاسية. تهديم الاباطيل الاجتماعية، قبل الامام، الولاية من الجماعة، الحرية وينابيعها، الحرية بين الافراد والجماعات، دستور الامام، مقابلة بين دستور الامام ووثقية. حقوق الانسان الدولية، ومابعد الامام، المؤامرة الكبرى على الامام، الحقيقة عن مقتل عثمان، اعصار يلف الدولة، لا تزوجروهن إنهن لوائلح يلاغة الامام في خدمة الانسان، بين سليمان الحكيم والمسيح والامام عليّ وفكتور هوغو، الاسلوب والعبقرية الخطابية، تحليل مواقف العظماء من الامام، الاوروبيون والامام، من هم الذين تآمروا على شيعة الامام،... وتطول الفصول من عمق الى عمق، ونتابع في شغف الاكتشاف كيف مر جرداق على علي وحقوق الإنسان، وعلىّ والثورة الفرنسية، وعليّ وسقراط، وعليّ وعصره، وعلي والقومية، وروائع النهج واكتشافات كنوزه، حتى ليمكن القول إن هذا السفر مرجع رئيسي منذ استشهاد على حتى أيامنا.

     اهمية جورج جرداق في هذا الكتاب في ثلاث نقاط: اسلوب التعامل مع الامام اسلوب تحليل شخصية الامام، واسلوب التعامل مع اثر الامام في عصره.

     وتلقينا لغة جرداق في الكلام على الامام حيث يقول: هل سألت عن فكر انتج للناس مذهباً في الحكمة، هو من مذاهب العصور ومن نتاجها القيم، يرثه الاولون فيورثونه الابناء والاحفاد، ويجتمعون له فيأخذون منه بقدر طاقتهم وما يتركونه فهو للطائعين المقبلين؟

     ويدرك جرداق منذ صفحات كتابه الاولى ان عقل الامام، عقل نافذ سباق في ادراك حقيقة كبرى، هي اصل الحقائق الاجتماعية وعلة تركيب المجتمع، وهي نفسها باتت لاحقاً موضوع دراسات الباحثين العلماء في الشرق والغرب بعد ألف وثلاثمئة سنة من صدورها.

      من هنا يرى جرداق أن ذاك العقل الجبار للإمام علي، منذ بضعة عشر قرن، قرر الحقيقة الاجتماعية الكبرى معلناً،" ما جاع فقير إلا بما منع به غني". اوقوله:" ما رأيت نعمة موقورة الا والى جانبها حق مضيع.

      بذلك يكبر جرداق حضوراً طاغياً لصاحب "نهج البلاغة" فيتساءل بما حرفيته: " هل عرفت عظيماً كالامام علي ادرك من أسباب المحبة والوفاء فوق ما ادرك الآخرون، فاحب وما تكلف حباً، ووفي وما تكلف وفاء، وفَهِمَ بعميق فكره وحسه ان للحرية قدسية يريدها الوجود ويأبى عنها بديلاً في رحبها يكون الحب ويجري الوفاء"؟

       ويركز جرداق على تقشف الامام فيقول بإعجاب ظاهر: هلي عرفت من الخلق أميراً على زمانه ومكانه، يطحن لنفسه، فيأكل ما يطحن خبزاً يابساً يكسره على ركبتيه، ويرقع خفه بيديه، ولا يكتنز من دنياه كثيراً أو قليلاً، لانّ همّه ان يكون للمستضعف والمظلوم والفقير ينصفهم من المستغلبين والمحتكرين، ولم يكن يعنيه ان يشبع ويرتوي وينام، وفي الارض من لا طمع له في القرص، وفي الارض بطون غرثى وأكباد حرّى؟

       اما بطولة الامام فيواجهها جرداق بأكبار وإجلال قائلا: محاربٌ شجاع تتصل في قلبه أسباب الشجاعة والفروسية النادرة بأسبا العطف، والحنان، فيعاتب المتآمرين حين قدرته أن يضربهم فيصرعهم، لكنه لا يعاتبهم الا منفرداً، اعزل حاسبي  الرأس، هم مدججون بالسلاح، وهو يذكرهم بالاخاء الإنساني، حتى اذا أبوا الا دمه صبر لهم حتى يبدأوه القتال، ثم راح يزلزلهم زلزلة ويقصفهم قصقاً  ويعصف بمطاعمهم كما الرياح تعصف برمال الصحراء.

      هكذا نظر جورج جرداق الى الامام علي: عقلاً وعلماً وبلاغة وشجاعة، فإذا هو العالم المفكر والحاكم القائد والانسان الفذ، الضمير العملاق، الشهيد أبو الشهداء على ابن ابي طالب صوت العدالة الانسانية  وشخصية الشرق الخالدة.

      وعليه، لاعجب أن يقول ميخائيل نعيمه في مقدمته:" هذا كتاب فيه الكثير من مواطن المتعة بيانٌ مشرقٌ يسمو الى الصور الشعرية، اتزان في التقدير والتفسير، محاولة جريئه في نقل علي وآرائه السياسية والاجتماعية والاقتصادية، اجتهادات جديدة في تفسير أحداث رافقت حياة الامام فإذا بمؤلف هذا الكتاب يرسم لابن ابي طالب صورة لا تستطيع أمامها الا ان تشهد بأنها الصورة الحيّة لاعظم رجل عربي بعد النبي.

    واليوم، ونحن نسعى في لبنان الى كله حرية الاوطان، لعود الى جورج جرداق في ثقة الاطمينان لنجده يقول:  الحرية  مكفولة في نهج الامام ودستوره لان الامام يعتبر الانسان حراً بأصوله، فيحس حراً ويفكر حراً ويقول حراً ويعمل حراً.  وهذه هي الحرية التي ادركها الامام علي في اعماقه ادراكاً بعيداً، فاطلق لسانه بما ادرك من امرها في نفسه.

       وختاماً، تعمد جورج جرداق ابراز ان الامام علي لجأ الى توسيع معنى الحرية في مدارك الناس، وفي الوقت نفسه لجأ إلى توسيع معنى الشعور بالمسؤولية لذلك عمد الامام الى جعل الحرية مسؤولة, وجعل الأحرار مسؤولين، وربط مقدار هذه المسؤولية بمقدار الحرية.

      بعد كل هذا لانجد في يوم " عيد الغدير" الا أن نحيي المستشارية الثقافية الايرانية على هذا الاحتفال الاستذكاري النبيل، ونحيي أديبناً الكبير جورج جرداق على هذا السفر الكبير، وضعه قبل نصف قرن، وما زال حتى اليوم مرجعاً رئيساً كلما دار القول على الامام العظيم. ويا مرحي بلبنان جورج جرداق يثبت، ايضاً وايضاً، أنه مؤلل الفكر، ومنارة في هذا الشرق، حين الكلام على اعلام الشرق، والامام على منهم في الطليعة العليا.

 

 

 

كلمة الاستاذ جواد صيداوي

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

      يستهلُّ الكاتب الفرنسي "رومان رولان" كتابه "حياة بتهوفن" الصادر في باريس، عشية الحرب العالمية الاولى بالكلمات التالية:

       " إن الهواء ثقيل وملوث من حولنا. أوربا الهرمة تترنع، حذرة ، في جو مرهق ووفاسد. الاطماع الوضعية تعطل التفكر وتشل عمل الحكومات والأفراد. العلم يحتضر في أنانيته المراوغة والدنيئة فلنشرّع النوافذ من جديد لكي يدخل الهواء النقي والطاهر، ولنتسمْ روْح الابطال".

      أظن أن ايراد هذا الشاهد للكاتب الفرنيسي يضيتني حضرات السيدات والسادة، كما يغنيكم عن إضافة أيّ حلك كلامي يتناول الاوضاع المتردمة، محلياً وإقليمياً ودولياً، كما يغننيا عن الهدر الاعلامي الذي يريد ميمنوه أن يقولوا كل شيء لكي لا يقولوا في النتجة، شيئاً على الاطلاق.

إننا في حفل ثقافي تكريماً لكبير من أدبائنا، كاتباً، وباحثاً، وشاعراً " للكلمة عنده أخلاق كما للهوي، اذا نافرها كاتبها، وتنحت عنه أو أبطات عليه تلمّحها وتتبع أنفه في تشمُّها، وقد أعين على ذلك بوحده بها، وفراغه لها، زمناً طويلاً، مثلما يقول الشاعر الصوفي عفيف الدين التِلِمْساني القرن الثالث عشر الميلادي، في حين نرى العديد من حملة الأقلام، ونخاسي الكلمة، كتاباً وشعراء ومفكرين وإعلاميين، منهم من كان، أو مازال، مسؤولاً  أو عضواً في أحزاب توصف بالعلمانية او التقدمية، ومنهم من سبق، وملأ دنيا بلده بالدعوة إلى التغيير، والدفاع عن الحرية والديمقراطية، نراهم، إلا من عصم الضمير، يتنكرون، ببساطة مذهلة، لماضيهم القريب، كلما يخلع حذاء قديماً بات يوجع قدميه، ويغمدون من ثم، من أصحاب الوجوه الورقية المتناسلة يتزاحمون بها على العتباب غير المقدسة، سعياً منهم الى كسب ذليل او منصب متداعٍ. لينتهي امرهم" كتبجية" عند هذا، او ذاك، من اهل السلطة، او ذوي المال، او أبواقاً ببغائية تطلق ما ينفخ في أحشائها الخاوية من قول.

      من هنا الشكر كل الشكر للمستشارية الثقافية للجمهورية الاسلامية الايرانية في لبنان، ليس على مبادرتها الطيبة في الدعوى الى هذا الحفل التكريمي لجورج جرداق، وهو المكرم بذاته المضاءة وادبه الرفيع، فحسب وإنما لانها قد عبّرت ايضاً عما في عقولنا والصدور منه تقدير وحب لهذه السنديانة الثقافية الصلبة الضاربة بحذورها فيي الأقداس والأسمى من صفحات تراثنا العربي والاسلامي، لتثمر ملحمة فكرية عنيت بها " الامام علي صوت العدالة الانسانية" بمجلداتها الخمسة، والممتدة فروعها دراسات، وأبحاثاً، ونقداً ادبياً واجتماعياً وفنياً كل هذا في كلام صريح لا لجلجة فيه ولا التواء، فضلاً عن شاعرية مرهنة فيها من المتعة ما في الأنبذة المعتقة.

      عذراً الصديق. عندما دعيتنا دعيت إلى المشاركة في حفل تكريمك هذا، قبل أيام قلائل، أخذني من هذه الدعوة ما يشبه الدوار. ماذا عساي أقول في نتاجك المتنوع والفني في دقائق معدودات. فأن ادرت الكلام على رائعتك : الامام علي صوت العدالة الانسانية" لا بد لي من العودة، ولو قليلاً، إلى فلسفة " سقراط" وأن استحضر مبادئ الثورة الفرنسية التي سبق عليّ بها من دكوا اسوار البامتيل. وان حدقت في "ظهر الظهر" ربما عشيت عيناي، وإن استسلمت " لـ " مفاتن پاریس" اتی بلوت حلوها ومرّها طیلة سنوات عشر، أخاف أن أشقى في نعيم الذكريات وإن دخلت إلى " قصور بغداد" تشغلني  الجواري عما انا بصدده، وإن اصغيت إلى "حديث الغوائي" و"حديث الملاهي" لن انتهي منها؟ وأن قرأت "قصور وأكواخ" قد تعود بي الذكرى الى العمر الجميل والنضال الرومانسي لنشر العدالة، وإعادة بناء الكون, ,إن دخلت الى " الحانة" برفقة إبليس وأبى نواس أخشى إلا أغادرها.

      ما العمل الآن. لقد سبق أن طرح لينين هذا السؤال على نفسه، واهتدى الى الجواب الصحيح او الى بعضه ثم افسد من جاء بعده ما اهتدى اليه. وكان لابد لي من أن اجيب على السؤال "ما العمل"؟ بالعمل تذكرت تعارفنا، قبل اربعين عاماً، يوم كنت مديراً لثانوية النبطية الرسمية، ثانوية حسن كامل الصباح، وكنت أنت أول محاضر في مستهل النشاط الثقافي للمدرسة. وكان لي شرف تقديمك لتلامذة الثانوية ومثقفي البلدة، لقد عرفت، يومذاك، من هو جورج جرداق، ومن يعرف جورج جرداق يحبه، ويحب حبّه، ثم عرفتك كاتباً وشاعراً وادمنتك.

      وعدت بعد التذكر الى ما لدىّ من مؤلفاتك، وفي طليعتها كتابك عن الامام، لقد سبق لي أن قرأت كتاب عبد الفتاح عبد المقصود، الباحث المصري علي ابن أبي طالب" بمجلداته الخمسة ايضاً، قرأت "عبقرية الامام" للعقاد، والعديد من الدراسات عن ذلك العظيم، فوجدتك في " الامام علي صوت العدالة الانسانية" تنحو منحنى مغايراً عن سبقك، او عاصرك، في هذا المضمار الجليل، فأغنيت البعد العاطفي، او الولاتي، بأبعاد عقلانية وإنسانية، متخطياً الدائرة المذهبية الى الفضاء الكوني.

       وفي سائر مؤلفاتك، وهي كثيرة، وقد ألمحت الى بعضها خطفاً، رصانة الباحث، البرئية من التفقر والتسدق، حيناً، وسخرية الناقد اللاذعة دون اسفاف، حيناً آخر. فضلاً عن نشاطك الاعلامي الذي يعد مدرسة في هذا المجال، تتلمذنا فيها عليك، فغدا القول العسير مستشاغاً، واليابس من المضامين فيها.

      وبعد أن أنهك العمل المضي من العقل، طيلة اسبوع كامل، وكاد يتلف الحسن والعصب، واسلمتني عافاك الله، الى " ليلتك " الجميلة  لتسنى هذا الغناء العذب كله، برفقة شفيعتك الحسن بن هاني وعمر الخيام.

 

 

 

كلمة السيد محمد حسن الامين

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

      السلام عليكم جميعاً أيها الاخوة الاعزاء، والتحية لجورج جرداق، المحتفي به في هذه الامسية الطيبة المباركة، تكريم جرداق لفتة كريمة وذكية لقامة  فريدة وشامخ في الفكر والأدب والشعر وفي القيم بصورة خاصة، واذا كان هذا التكريم لفتة ذكية وكريمة فهي تضيق عن مادة لها استاع يتطلب وفاءً اكثر واكثر من التعبير العابر، فجورج جرداق الذي نحتفي به اليوم، في السنة السادسة من القرن الجديد هو من النهضويين الكبارلأن كان سِنهُ  جاء متأخراً عليهم بحيث يمكن ادراجه في الجيل الثاني من عصر النهضة، إلا أن القمة الفكرية والإبداعية والفنّية والأخلاقية لمنجزاته واعماله تضعه بدون شك في قلب الجيل الأول، اي جيل الرواد من عصر النهضة العربية والإسلامية الذي عرفنا معظهم في أواخر القرن التاسع عشر وفي بدايات القرن العشرين، ليس من السهل كما أشار أحد الأخوة قبل قليل أن يُختزل جورج جرداق بدقائق قليلة لذلك هي محنة القائل أو المتكلم الذي يحرض على الوفاء لهذه القمة الإنسانية الكبيرة، فلا يستطيع أن يقدمها إلا بالإشارات السريعة التي تحتاج الى الكثير من التفصل والكثير من الوقائع، وقائع الكلمة ووقائع القصيدة ووقائع السخرية اللاذعة وقائع الأدب الرفيع الذي جاء في موسوعة جورج جرداق الامام علي صوت العدالة الانسانية ليبرز بوصفه الكثافة المكتنزة لفكرٍ تفتح فيما بعد، اي بعد إطلاق هذا المحتوي الكثيف عن  فروع وتأملات في الأدب والفن وفي الحياة على صورة شذرات ومقالات، هنا وهناك، تنتمي كلها إلى هذا المجمع العظيم والسحي في القيم الفكرية العالمية التي ثبتها في موسوعته عن الامام علي(ع) والاحظ منذ بعيد أن هذا الاديب النهضوي قدم اكبر اعماله وأهمها كما جرت عادة المفكرين والمبدعين فلم تكن تتويجاً لاعماله، وإنما كانت بداية، فربما كان القليل ممن يعرفون ان جورج جرداق كتب موسوعته النادرة هذه وهو في سن الخامسة والعشرين من عمره، حيث علق الكثيرون بوم ذاك ممن قرأوا  هذا العمل على هذا الإنجاز بالقول ماذا بوسع مؤلف هذا الكتاب ان يكتب بعد ما كتب، نعم كان بوسع  جورج جرداق وقد استند الى هذا الكنز الثمين الذي أطلقته عبقريته الشابة المتوهجة يوم ذاك، ان يرتكز إلى هذا الكتاب والى الكثافات الفكرية النقدية والالماعات الذكية ليجول جولاته العديدة والكثيفة والكثيرة في المجالات الأدبية والفنية والاجتماعية الاخرى. ولكنك حتى وانت تقرأ كتابه عن أبي نوس اوتقرأ كتبه الاخرى التي قد يظن البعض أنها كانت كتباً مفارقة لما قرأوا في الامام علي، فإنك عندما تقرأها وعندما تستمع إلى أحاديثه في الاذاعة الى سخريته اللاذعة والى نقده الحصيل، والى الكلمات المتطايرة هنا وهناك، لتلم مشهدا يصعب على اللغة أن تطاوله، فإنك تدرك اذا كنت تتابع ذلك بالعمق اللازم، ان ضافت هذه الكلمات الماجنة أحياناً إنما كان يصدر عن موسوعته الاولى، أي عن علي وعن قيمة اساسية هي التي جعلت من جورج جرداق مفكرا كبيراً ذلك انه من الصعب ان يكون هنالك مفكرا اوفيلسوفاً كبير، دون ان تكون أفكاره وأدبياته تدور وتننوع حول محور اساسي واحد وكلن بتجلياتٍ وبتنوعاتٍ لا حدود لها. والمحورالاساسي المقدر الملهم لما كتبه جورج جرداق هو فكرة العدالة التي كانت هاجسه الدائم في كل ما كتب العدالة، العدالة بما هي القيمة اللائقة بالكائن الانساني في هذه الارض، ولم يكن عبثاً ان يحصل لهذه الفكرة، محوراً بشرياً، فيجده في علي بن أبي طالب(ع) ذلك الانسان المهجوس ايضاً  في العدالة فشاء ان يولد هذا التلازم الضرروي بين هاجس العدالة وبين واحد من أبناء البشر أتيح له ان يكون تجسيداً لهذا الهاجس، فإذا هو علي بن ابي طالب، ودعني اتكم يا صديقي الكبير ويا استادي، نعم، لأنني قرأت اول ما قرأت من كتب كبيرة، منذ فتوتي ذلك الكتاب الذي كان يتصدر مكتبة والدي، جورج جرداق، صوت العدالة الانسانية، دعني أقل ذلك ان سخريتك اللاذعة، نقدك اللاذع والجميل، ايضاً فإن مصدره ليس بعيداً عن القامة الكبيرة، التي احتفي بها فكرك اي علي بن ابي طالب، تنويعاتك على موضوع العدل، على موضوع تمجيد الانسان، واحتكار الطفأة، كل ذلك مستلٌ ومستلهم من تلك السخريات الجميلة، التي وردت حتى في كلام الامام الجليل علي بن ابي طالب، اليس عليٌ ايضاً رجلٌ يطلق السخرية المريرة، عندما يقول مثلاً لقد كان يخطىء أخى عقيل، فيضربني أبي على خطأ أخي"، لم يكن عليٌ يندب خطه في الحياة، أيّ لم يكن يتكلم على خطه التعيس، بهاجس المحروم الممرور ولكن تبلك السخرية اللاذعة، التي لابد أن يكون الأثم في جوهره، وهو يتكلم عن العدل ويتغنى به ايضاً على بن أبي طالب فيقول لأصحابه : الا  ترون ان العدل هواعظم شيء في هذه الحياة، فيقولون كيف، قال: الجميع يحتاجون اليه حتى الظلمة، يحتاجون إلى العدل، فزاد عجبهم، وقالو كيف،  قال: الا ترون  لو أن عصابة اجتمعت على سرقة كنزة  فسرقته، هل تحتاج  الى العدل لتوزيعه، او لاتحتاج، فهي اذا لم تعدل في توزيعه، فقد انتهت العصابة وانكشف أمرها، الى  كل الكبار عندما يتكلمون القضايا الكبيرة،  يجب أن يمزجوا لغتهم  بهذه السخرية، المرّة والسخرية الجميلة التي هي اعمق ما في الادب  وما في الادب الانساني والتي هي سمة هذا المكرّم بيننا اليوم،، هذا الشاعر في نثره اكثر مما هو شاعر في شعره، هذا الشاعر في عشقه للقيم وفي طريقه في ورثه لهذه القيم، في حبه للشاذ  والغريب، من أدبنا العربي، في تفرده برؤية ابي نواس بوصفه من أهم  الشعراء العرب في العصر العباسي وطيلة العصور كلها، ولكن القليلون لايعرفون الى أين يرمي جورج جرداق عندما يكتب هذا الكلام، ويقوله عن ابي نواس، ليس أبو نواس الماضي، ولكن مجانه أبي نواس المسكونة احياناً بصدقٍ إنساني لاتتوفر على الكثير من الكلمات الكبيرة والمتبجهة الذفء الانساني  الذي وجده في أدباء الصعاليك، فأشار اليهم بوصفهم الوتر الحي النابض الدائم في تاريخ الادب والفكر العربي جورج جرداق لم ينجر فأثرته الأدبية في خمسينيات القرن الماضي ويكتفي بها وهو لو شاء لفصل ولكانت كافية ولكنه استمر طوال هذه العقود التالية، مبدعاً كاتباً ومجدداً في اعصابه، وفي ادبه، ينتصر العصر وقوة العصر، وبالتالي فإن جورج جرداق، فيما كان يكتب عن الماضي، كان يرسم صورة المستقبل، كان المؤرخ الذي تشعر معه، بأنه وهو يضيء لنا صورة الماضي، لايقصد الذهاب اليه فحسب، ولكن يقصد  من ذلك ان يذهب الى المستقبل، فيقترح صورة المستقبل من خلال قراءة لصورة الماضي، ليس كثيراً عليه أن احسبه واحداً في طليعة النهضويين الذي مازالو يعيشون بيننا، أطال اليه عمره، ومتعنا بأدبه وبإبداعه، وشكر لمن كرّم هذه القمة الفكرية في هذا اليوم الجميل الذي اتاح لنا ان نستمع الى كل هذه الكلمات الجميلة اللائقة التي سمعناها في هذا الحفل الكريم والسلام عليكم ورحمة الله وبركاته.

 

 

 

تصاویر

 

 

 

 

 

 

 

تصاویر برخی از شخصیتهای لبنانی شرکت کننده در مراسم جهت حفظ در آرشیو مراکز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازتاب رسانه ای

 

 

 

 

  

 

  

 

 

 

 

 

نمونه کارت دعوت

 

 

 

 

 

تعداد نمایش : 2854 <<بازگشت