شنبه ٢٩ آذر ١٣٩٣ عربي
 
نمايشگاه قرآن در آئينه هنر ايراني (رمضان سال 1384)
عنوان
ایران
كليساي سنت سركيس - تهران
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
اشتراک خبرنامه
نام :   
ایمیل :   


  چاپ        ارسال به دوست

انتشار چهارمین شماره از مجموعۀ «رویدادهای فرهنگی لبنان»

           از سوي رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان چهارمين شماره از مجموعه ي «رويدادهاي فرهنگي لبنان» در 129 صفحه انتشار يافت.
 اين مجموعه که هر پانزده روز يکبار منتشر مي شود و به درج مهمترين اخبار و رويدادهاي فرهنگي لبنان مي پردازد، داراي بخشهاي متنوع و مطالبي پيرامون نشستها و همايشها، جشنواره ها و نمايشگاهها، طرحها و برنامه ها، نهادهاي فرهنگي و سازمانها، نظرات و ديدگاهها، ديدارها و مصاحبه ها، معرّفي و نقد کتاب و بالاخره بخش «گوناگون» مي باشد.
 براي اطلاع علاقمندان متن شماره چهار مجموعه «رويدادهاي فرهنگي لبنان» ارائه مي گردد.

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

رويدادهاي فرهنگي لبنان
(شماره 4)

 

فهرست مطالب

* نشست ها، همايش ها و بزرگداشت ها:
? مراسم بزرگداشت پرفسور عادل تئودور خوري در دانشگاه قديس پولس
? مطبوعات لبنان و بازتاب بزرگداشت «دکتر ويکتور الکک» در ايران
? همايش مطبوعات و روابط کشورهاي اروپايي و مديترانه اي
? برگزاري همايش رسانه هاي عربي و جهاني
? نشستي در باره آينده زبان عربي در مراکش

* جشنواره ها و نمايشگاههاي فرهنگي و هنري:
? مراسم افتتاحيه نمايشگاه بين المللي کتاب عربي بيروت
? جشنواره بين المللي نقاشي کودکان در بيروت ومقام نخست براي يک کودک ايراني

* طرح ها و برنامه ها:
? آمريکا به دنبال سيطره بر اينترنت
? راهبرد ترجمه به زبان عربي و مشکلات آن
? رهبر ارامنه لبنان خواستار گسترش گفتگوي اسلامي -  مسيحي شد
? ايران بر حق خود در توليد سوخت هسته اي پافشاري مي کند

* نهادهاي فرهنگي، سازمانها و احزاب:
? با حماس و جهاد اسلامي بيشتر آشنا شويم
? مغرب و تأسيس يک حزب اسلامي جديد
? دستور کار ده ماده اي کنفرانس سران کشورهاي اسلامي
? بازگشايي مرکز ترجمه بابطين
? پروژه نظام مند ساختن وزارت فرهنگ لبنان


* نظرات و ديدگاهها:
? لبنان و ترور شخصيتهاي شبه اسطوره اي مطبوعات
? ايران و عراق و روابط فيما بين
? خليج عربي . . . يا خليج فارس؟
? روزنامه السفير و نقد ديدگاه آقاي خاتمي و گزارش ملاقاتها و گفتگوها
? نقد عملکرد حزب الله لبنان در روزنامه الحيات

* معرّفي و نقد کتاب:
? دائرة المعارف نويسندگان زن عرب
? پديده نو مبلغان
? تاريخچه واژه تروريسم
? معماري اسلامي در اسپانيا
? روابط بين الملل در اسلام
? زمان در انديشه عرب و جهان
? مجلّه المستقبل العربي و الهلال

* ديدارها و مصاحبه هاي رسانه اي:
? مصاحبه تلويزيون العالم با رايزن فرهنگي
? مصاحبه شبک? تلويزيوني سحر با رايزن فرهنگي
? مصاحبه تلويزيون المنار با رايزن فرهنگي
? ديدار اعضاء واحد مرکزي فرهنگي حزب الله لبنان با رايزن فرهنگي
? ديدار هيئت دانشگاه قديس پولس لبنان با رايزن فرهنگي


* گوناگون:
? تسليت رئيس جمهور لبنان و رهبر ارامنه به آقاي احمدي نژاد
? شخصيتهاي عربي در بزرگترين آرشيو اسناد سرّي ک گ ب
? نلسو ماندلا و قصه هاي کارتوني
? روابط جنسي يونانيان بيش از ديگران است (صرفاً جهت اطلاع!)

 


نشست ها، همايش ها و بزرگداشت ها

 

مراسم بزرگداشت پرفسور عادل تئودور خوري
در دانشگاه قديس پولس

 به منظور بزرگداشت پژوهشگر برجسته مسيحي پرفسور عادل تئودور خوري دانشگاه قديس پولس اقدام به برگزاري مراسم ويژه اي کرد و به دعوت اين دانشگاه، رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان آقاي نجفعلي ميرزايي در اين مراسم بزرگداشت شرکت نمود.
 پرفسور عادل تئودور خوري استاد فلسفه و لاهوت در دانشگاههاي آلمان، اطريش و لبنان بوده و از فعّالان گفتگوهاي اسلامي -  مسيحي مي باشد. وي همچنين مؤسس مرکز مطالعاتي گفتگوي اسلام و مسيحيت در دانشگاه قديس پولس لبنان است.
 در اين مراسم که به سرپرستي پاترياک گريگوريوس سوّم رهبر مسيحيان انطاکيه و اسکندريه برگزار شد آقاي «جرج خوّام» رئيس دانشگاه قديس پولس طي سخناني با اشاره به شخصيت علمي پرفسور عادل تئودور خوري گفت: او پس از اخذ گواهي دکتراي خود از دانشگاه ليون فرانسه وارد عرصه پژوهش و تحقيق شد و زمينه پژوهش و گفتگو ميان اديان بويژه اسلام و مسيحيّت را برگزيد. سپس آقاي «الياس أعيا» رئيس انجمن مبلّغان مسيحي از روحيه و افکار باز و منفتح پرفسور خوري در قبال آراء و عقايد اديان سخن گفت.
 آنگاه پرفسور خوري ضمن سخناني در اين مراسم با اشاره به راههاي نيل به تفاهم و گفتگوي بين اديان اظهار داشت: در اين مسير سه اصل وجود دارد که بايستي مورد توجه قرار گيرد و آن همزيستي مسالمت آميز، تلاش براي ايجاد صلح و بوجود آوردن اعتماد و همبستگي نسبت به يکديگر مي باشد.
 در اين مراسم رايزن فرهنگي با تعدادي از شخصيتهاي حاضر در خصوص تعميق مباحث گفتگوي بين اديان به تبادل نظر پرداخت.
ذيلاً عناوين برخي از تأليفات پرفسور خوري که بيش از 270 عنوان است خواهد آمد:
1-  من تاريخ الکنيسة
2-  رجاء البشر
3-  إشارات تربويّة عمليّة
4-  اللاهوتيون البيزنطيّون و الاسلام
5-  الجدال التهجّمي ضدّ الاسلام عند البيزنطييّن
6-  تيارات صوفيّة في الاسلام
7-  تصوّرات الاسلام حول الله
8-  جهاد المسلمين في سبيل الله
9-  البوذيّة
10-  المعجم الصغير حول مشرق المسيحي
11-  في النظام الاسلامي للمجتمع
12-  خواطر في الحوار بين المسيحيّة و الاسلام
13-  المسلمون في الجمهورية الألمانية
14-  اخلاقيات الإسلام
15-  مفهوم الله في المُشادَّة بين اللاهوت و الفلسفة
16-  مدخل الي اسس الاسلام
17-  تأثير الدين الاسلامي في السياسة
18-  سماحة المسلمين
19-  ولادة الاسلام الجديدة
20-  المسيحيون و المسلمون
21-  الاسلام و العروبة
22-  في نهضة الاسلام الحاليّة
23-  لقاء مع الاسلام
24-  الاسلام و الحريّة الدينيّة
25-  ادعية الاسلام
26-  جمال الدين الأفغاني، مصلح مسلم
27-  مفهوم الزواج في الاسلام
28-  اليهود و المسيحيون و المسلمون في حوار
29-  المسيحيّة و المسيحيون في فکر مسلمين معاصرين
30-  اهميّة الاسلام في تاريخ الثقافة الاوروبية
31-  المعرفة الدينيّة عند البشر
32-  مدخل الي الاديان الخمسة الکبري
33-  ترجم? قرآن به زبان آلماني
 ترجمه و تفسير قرآن به زبان آلماني يکي از برجسته ترين فعاليت هاي اسلام شناسان مسيحي است.

 

مطبوعات لبنان و بازتاب بزرگداشت «دکتر ويکتور الکک» در ايران


 روزنامه هاي لبنان برگزاري مراسم بزرگداشت دکتر ويکتور الکک رئيس مرکز زبان و ادبيات فارسي دانشگاه لبنان را که به پيشنهاد رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و به همّت مرکز گسترش زبان فارسي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در دانشگاه تهران برگزار گرديد را بصورتي گسترده انعکاس دادند.
 روزنامه پرتيراژ النهار مورّخ  9/ 12/ 2005 به نقل از دکتر ويکتور الکک چنين تيتر زده است: ايران وطن دوّم من است. اين روزنامه با اشاره به برگزاري مراسم بزرگداشت در دانشگاه تهران با حضور شخصيتهاي علمي، ادبي و مسئولان سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي و نيز سفير کشور لبنان در تهران مي نويسد: رئيس مجلس شوراي اسلامي ايران دکتر حداد عادل در پيامي که به همين مناسبت براي اين مراسم ارسال داشت و آقاي دکتر افخمي رئيس دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران آن را قرائت کرد، از تلاشهاي علمي دکتر ويکتور الکک در طول نزديک به نيم قرن گذشته و کوشش در شناساندن فرهنگ و ادب فارسي تقدير نمود.
 النهار همچنين با اشاره به سخنراني رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آقاي محمود محمدي عراقي در اين مراسم به نقل از ايشان نوشت: ارتباط فکري و فرهنگي ميان ايران و جهانيان يکي از عوامل کمک کننده در اهتمام به زبان و ادب فارسي بوده است. وي نقش رئيس سابق مرکز زبان فارسي دانشگاه لبنان مرحوم دکتر محمدي ملايري را ستود و گفت بزرگداشت پرفسور ويکتور الکک نشان دهنده قدرداني ما از مردي است که در پيشبرد مناسبات دو کشور سهيم بوده است.
 النهار آنگاه بخشي از سخنان آقاي دکتر الکک در اين مراسم را آورده است و مي نويسد: دکتر الکک دراين مراسم بزرگداشت،سپاسهاي خود را از ايران به عنوان يک حکومت اسلامي ابراز داشت و گفت او احساس مي کند که ايران وطن دوّم اوست و اظهار اميدواري کرد که روابط مستحکم ميان ايران و جهان عرب در راه خدمت به منافع مشترک دو جانبه ثمر بخش باشد.
 خاطر نشان مي سازد که اخبار مربوط به اين مراسم بزرگداشت، در ديگر روزنامه هاي لبنان همچون السفير، المستقبل، اللواء و البيرق نيز بازتاب يافت.


همايش" مطبوعات وروابط کشورهاي اروپايي ومديترانه اي"

      سال 2005 نخستين برگ از تاريخ معاصر لبنان است. حوادث داغ وتأسف باري که در بيروت رخ داد براي نخستين بار در تمام رسانه هاي گروهي اروپا وخاورميانه منعکس گرديد. براي بررسي اين تحول رسانه اي مؤسسه آلماني مطالعات شرق شناسي ومؤسسه فرانسوي خاورميانه اقدام به برگزاري همايشي با عنوان " مطبوعات وروابط کشورهاي اروپايي ومديترانه اي : گفتگوي واقعي" در بيروت نمودند.
         در روز نخست اين همايش هاينمان از مؤسسه آلماني مطالعات شرق شناسي گفت:
 "هدف از اين همايش نشان دادن اهميت جايگاه خاورميانه در رسانه هاي اروپايي واهميت جايگاه اروپا وغرب در رسانه هاي عربي است . بر پايي اين همايش  به تحکيم گفتگو ميان کشورهاي اروپايي ومديترانه اي کمک مي کند".
      مهمترين سخنراني اين روز توسط پروفسور کاي حافظ از دانشگاه اکسفورد ارائه شد. وي دراين سخنراني گفت:" مخالفتهاي موجود ميان شرق وغرب خطر درگيري تمدنها را مطرح نمي کند بلکه خطر عدم ارتباط را مطرح مي کند. اگر بخواهيم وضعيت موجود را تحليل کنيم بايد اين سؤال را مطرح نمائيم که: رسانه هاي اروپايي به چه اندازه وبه چه شکلي موضوعات جهان عرب را مطرح مي کنند وبرعکس؟ جواب دادن به اين سؤال مشکل است چرا که اين رسانه ها همچنان بر پديده هاي ظاهري  زندگي تأکيد دارند مثلاً در روزنامه هاي آلماني تنها دو يا سه مقاله درباره خاورميانه وجود دارد که همگي به مسأله تروريسم وجنگ اختصاص دارد. اين واقعيت باعث مي شود تا زندگي وفرهنگ موجود در خاورميانه به شکل روشني در غرب مطرح نشود".
     وي در باره رسانه هاي عربي نيز مي گويد:" رسانه هاي عربي نيز از غرب به عنوان دشمن ياد مي کند.... آنان در دفاع از اين عملکرد مي گويند:" تا زماني که رسانه هاي غربي تنها به انعکاس يک ديدگاه مي پردازند رسانه هاي عربي نيز حق دارند به همين رويه عمل کنند"./م
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• روزنامه النهار, مورخ10/11/2005.


برگزاري همايش "رسانه هاي عربي وجهاني"


      مؤسسه انديشه عربي با همکاري باشگاه خبرنگاران دبي چهارمين همايش خود را با عنوان "رسانه هاي عربي وجهاني.... پوشش حقيقت " برگزار کرد.
          دراين همايش موضوعاتي چون : رابطه رسانه هاي عربي وجهاني با يکديگر, تحول وسايل ارتباط جمعي, نقش رسانه ها در شکل  گيري افکار عموي, کيفيت همکاري سازمان هاي دولتي با وسايل ارتباط جمعي, رابطه جوانان با رسانه ها مورد بحث وتبادل نظر قرار گرفت.
       در جلسه اول نخستين روز برگزاري همايش به پرسشهايي در باره مطبوعات جهاني و اينکه خبرنگاران چگونه حوادث مهم را از گوشه وکنار جهان انتخاب مي کنند ونتايج ژئوپولوتيک مرتبط با اين حوادث مورد بحث قرار گرفت.
        در جلسه دوم در باره اينکه اخبار در صفحه اول چگونه مشخص مي شود, واينکه سردبيران اتفاقات بارز را در طول روز چگونه انتخاب ميکنند تا توجه وافکار عمومي را جلب کنند وتحت تأثير دولتها قرار نداشته باشد بحث وگفتگو شد.
       درپايان اين جلسه, جلسه ديگري براي بررسي مسئوليت اجتماعي وتبليغات رسانه اي واختلاف نظرات در باره نقش اجتماعي رسانه ها در جوامع عربي تشکيل شد.
       در روز  دوم همايش 9 جلسه تشکيل شد. دراين جلسات آموزش وتحول کار خبرنگارن, چالشهاي موجود در استفاده از اينترنت, ديدگاه مردم هند وچين که نيمي از ساکنان جهان را تشکيل مي دهند نسبت به جهان عرب, ورابطه بين رسانه ها وجوانان در سايه افزايش تأثير وسائل ارتباط جمعي واينترنت, ميزان تأثير رسانه هاي جهاني جديد در آينده رهبران عرب مورد بررسي قرارگرفت. از موضوعات مورد توجه در اين روز موضوع پوشش جنگ برضد تروريسم بود.
          درحاشيه اين همايش جلسات گفتگويي به صورت جداگانه با سه تن از شخصيتهاي بارز عربي که در عرصه اقتصاد وسياست فعاليت دارند برگزار گرديد. اين سه تن عبارتند از: امير وليد بن طلال( سرمايه دار اهل عربستان), سعد حريري نماينده مجلس لبنان, وغازي ياور معاون رئيس جمهور عراق.
         لازم به تذکراست رياست "مؤسسه الفکر العربي" برعهده امير خالد الفيصل( عضو خاندان پادشاهي عربستان) مي باشد./م
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه المستقبل, مورخ 1/12/2005.

 

نشستي  در باره آينده زبان عربي در مراکش

    از 21 تا 23 نوامبر گذشته نشستي تحت عنوان:" زبان عربي وزبانهاي سامي ديگر: حال وآينده" در مراکش برگزار شد.
        درا ين نشست که مراکز علمي ودانشگاهي متعددي در برگزاري آن سهيم بودند اين موضوعات مورد بررسي قرار گرفت.:" عربي مدخلي اساسي براي بررسي زبان سامي مادر", زبانهاي سامي وسيله اي براي حل مشکلات زبان عربي, "بررسي لهجه هاي عربي در ساير مطالعات سامي شناسي", وعربي وزبان هاي سامي در دانشگاه هاي آلمان, وضعيت کنوني وآينده.
     ازجمله مراکزي که در برگزاري اين نشست سهم داشتند سازمان اسلامي آموزش وعلوم وفرهنگ(ايسيسکو) است. دکتر عبد الله بن عرفه نماينده اين سازمان که در زمينه برنامه هاي مديريت فرهنگي وارتباطات تخصص دارد در سخنراني خود به بررسي موضو ع "زبان عربي چالشهاي جهاني شدن" پرداخته است./م

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه  الشرق الاوسط, مورخ 16/11/2005.

 

جشنواره ها و نمايشگاه هاي فرهنگي و هنري

 


مراسم افتتاحيه نمايشگاه بين المللي کتاب عربي  بيروت
      
       مراسم افتتاحيه چهل ونهمين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب عربي بيروت در مجتمع نمايشگاهي بيال, با حضور شخصيتهاي سياسي, فرهنگي, مطبوعاتي روز جمعه 18/9/2005 برگزار شد.
       دراين مراسم که نمايندگان فرهنگي کشورهاي خارجي ونيز آقاي رضا شهريور وابسته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان حضور داشتند ابتدا آقاي عصام عرقجي رئيس باشگاه فرهنگي عرب وآقاي محمد حسن ايراني رئيس اتحاديه ناشران لبنان گزارشي از چگونگي برگزاري چهل ونهمين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب عربي بيروت ارائه نمودند. اين مراسم به شدت تحت تأثير غيبت رفيق حريري نخست وزير اسبق لبنان که همواره اين نمايشگاه به سرپرستي او برگزار مي گرديد, قرار داشت ولذا پيام همسر او خانم نازک الحريري نيز قرائت  شد.
       سپس آقاي فؤاد سنيوره نخست وزير لبنان به عنوان افتتاح کننده نمايشگاه به ايراد سخنراني پرداخت. وي در اين سخنراني سياسي وفرهنگي اظهار داشت:  امروز ما در برابر هزاران جلد کتاب علمي وفرهنگي ايستاده ايم. ما به اين ثروت فکري وفرهنگي در اين کشور کوچک که داراي آرزو ها وتــــوليداتي بزرگ وسرمايه هاي انساني ارزشمندي است افتخار مي کنيم.  مردم لبنان مصصم هستند که آزادي خود را بدست آورند وکشوري نيرومند وتوانا ومردم سالار بنا کنند. ما ديگر نمي توانيم بدون آزادي وبدون اراده اي بزرگ ويکپارچه وهدفي ملي ومشترک براي دستيابي به حــکومتي مستقل که در راه عـــزت وکـرامت گام برمي دارد, زندگي کنيم. امروز آزادي در تصميم گيري وکار را  بدست آورده ايم وبا آن در راه اثبات هويت عربي جديد وبناي يک کشورعربي امروزي پيش مي رويم.
   
      نخست وزير لبنان در ادامه افزود: چهل ونهمين دوره نمايشگاه کتاب عربي, شاهدي زنده بر موفقيتهاي لبنان ومردم آن در عرصه فرهنگ, دانش وپيشرفت عربي است. اين نمايشگاه قديمي ترين نمايشگاه کتاب عربي است که در سخت ترين شرايط برگزار شده است. اينک اراده زندگي, اراده هويت واراده دستيابي به موفقيتها بر همه سختيها  چيره شده ولبنان همانطور که براي فرهنگ وتعدد گرايي ومردم سالاري کوتاه نيامد براي ميهن ووحدت وآزادي وفضاي باز واعتدال لبنان  وشهداي مظلوم خود نيز کوتاه نخواهد آمد.
       وي دربخش ديگري از سخنان خود گفت:  چند هفته پيش شاهد برگزاري نمايشگاه کتاب فرانسوي وآثار فرانسوي نويسندگان لبناني بوديم وامروز در اين نمايشگاه شاهد آثار عربي وغير عربي نويسندگان لبناني وعرب هستيم. اين نعمت وموفقيتي است که بسياري از کشورهاي منطقه وساير مناطق دنيا از آن محروم هستند وبا کمک خداوند وکارشما مردم, بيروت پايتخت عرب ولبنان پايتخت شرق خواهد بود.
     آقاي فؤاد سنيوره با اشاره به قدمت بيروت در عرصه فکر وانديشه وچاپ ونشر اظهار داشت: آثار کامل محمد عبده در اوايل دهه هفتاد قرن گذشته دربيروت به چاپ رسيد. طرح اصلاحات آموزشي وخاطرات او دربيروت وجبل لبنان در اين مجموعه موجود مي باشد. در سال 1888 وقتي وي بيروت را ترک کرد تا مقام افتاي مصر را برعهده بگيرد وبرچاپ مجله المنار نظارت کند وبه اصلاح الازهر بپردازد وتفسير قرآن خود را بنگارد بيروت درحال گسترش وتبديل شدن به يک ايالت بود.
      در سال 1918 عمر داعوق برپايي حکومت عربي را دربيرت اعلام کرد. بين دهه هاي چهل وهفتاد قرن گذشته بيروت به اولين مرکز فرهنگي عربي تبديل شد وبه شکل درختي تنومند براي آزادي وشکوفايي دراين شرق پهناور در آمد واينک لبنان به مکاني براي ديدار فرهنگها ونوگرايي عربي مبدل گرديده است.

            پس از سخنراني نخست وزير لبنان, چهل ونهمين دوره نمايشگاه بين المللي کتاب عربي بيروت رسماً افتتاح گرديد.
         خاطر نشان مي سازد که دراين نمايشگاه که از معتبرترين وقديمي ترين نمايشگاههاي کتاب جهان عرب  به شمار مي رود, علاوه  بر مؤسسات انتشاراتي لبنان دهها مؤسسه انتشاراتي از کشورهاي عربي همچون عربستان سعودي, کويت, عمان, اردن, قطر, الجزائر شرکت دارند.
     مؤسسه انتشارات بين المللي الهدي وابسته به سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي نيز با همکاري رايزني جمهوري اسلامي ايران در لبنان در غرفه اي که در مکاني بسيار مناسب قرار گرفته است به عرضه کتابهاي عربي  منتشره خود پرداخته است ووابسته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران به اتفاق تني چند از شخصيتهاي لبناني ونمايندگان فرهنگي خارجي مقيم لبنان از اين غرفه بازديد کردند.
نمايشگاه بين المللي کتاب عربي بيروت به مدت 15 روز ادامه خواهد داشت.

 


جشنواره بين المللي نقاشي کودکان دربيروت ومقام نخست براي کودک ايراني


         نخستين دوره جشنواره بين المللي نقاشي کودکان توسط يونسکو دربيروت برپا گرديد. دراين جشنواره 530 نقاشي از 25 کشور ارائه شده است. برگزار کنندگان اين جشنواره اميدوارند اين اقدام جسورانه وزرات فرهنگ لبنان که باعث شد تا اين وزارتخانه از محيط فعاليتهاي داخلي که اکثر فعاليتهاي آن را در برمي گيرد خارج شود راه را براي برگزاري جشنواره نقاشي بزرگسالان شبيه به آنچه درپايتختهاي بزرگ فرهنگي در اروپا برپا ميشود هموار سازد.
      طارق متري وزير فرهنگ لبنان در مراسم افتتاحيه اين جشنواره گفت :" لبنان با تهديدات وچالشهاي بزرگي مواجه است ومرحله انتقالي خطرناکي را پشت سر مي گذارد وتنها فرهنگ است که مي تواند به ما کمک کند تا خود را به جهانيان نشان دهيم". وي با تأکيد بر نقش لبنان بعنوان پلي ميان فرهنگ عربي وفرهنگهاي ديگر گفت:"ما درلبنان فقط نـــان سفيد نمي خـواهيم بـلکه گـُـل هم مي خواهيم". وي دربخش ديگري از سخنان خود افزود:" از راه هنر که در نقاشي اين کودکان متبلور شده ديگر براي درک يکديگر به زبان نياز نداريم, هنر زباني جهاني است".
      سرکار خانم ديما رعد رئيس بخش هنرهاي تجسمي ونمايشگاه هاي وزارت فرهنگ لبنان ومسئول اين دوره از جشنواره با اشاره به اهميت اين جشنواره دربيان احساسات دروني کودکان ومطرح شدن سؤالات اين قشر گفت:" تنها از راه آزادي دادن به کودکان است که مي توان استعدادات وابداعات ذاتي آنان را کشف کرد".
        دراين دوره از جشنواره بين المللي نقاشي کودکان در بيروت علاوه بر کشورهاي عربي, کشور آلمان, ايتاليا, برزيل, ساحل عاج, آرژانتين, ونزوئلا, صربستان, ترکيه وايران حضور داشتند.
      لازم به ذکر است نيکو محمدي کودک 8 ساله کشورمان توانست دربين شرکت کنندگان بين 5 تا 9 سال جايزه طلايي جشنواره را به خود اختصاص دهد. آقاي ادريسي سفير جمهوري اسلامي ايران در بيروت جايزه شرکت کننده  ايراني را دريافت کرد./م


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه البلد, مورخ 10/12/2005.


طرح ها و برنامه ها

 


آمريکا به دنبال سيطره بر اينترنت


دوميـن کـنـفـرانـس بين المللي اطلاع رساني در تونس برگـزار مي گردد. قرار است در اين کنفرانس پنجاه تن از رؤساي کشورها باضافه چندين هيأت شرکت جويند که به تعبير برخي، بزرگترين تجمع بين المللي در سطح رؤساي کشورها خواهد بود. بنابر اعلام مباني صادره از اولين دوره اين کنفرانس که در سال 2003 در ژنو برگزار شد، اولين چالش سران، تحت کنترل درآوردن تکنولوژي اطلاع رساني و ارتباطات جهت بالا بردن اهداف توسعه اي مي باشد. همچنين براساس  مباني و اصول اعلام شده، محور دوم دستور کار سران عبارتست از تأکيد بر آزادي بيان به عنوان پايه و اصل اساسي جامعه اطلاع رساني.
طي مصاحبه مطبوعاتي که در لندن منعقد گرديد، سفير "ديويد گروس" هماهنگ کننده سياست ارتباطات بين المللي و اطلاع رساني در دفتر امور اقتصادي و حرفه اي، وابسته به وزارت خارجه آمريکا گفت: از جمله موضوعاتي که در کنفرانس سران در تونس مطرح خواهد شد، بحث رسيدن به يک ساختار بين المللي جهت مديريت اينترنت خواهد بود. زيرا در حال حاضر بين آمريکا و اتحاديه اروپا و سازمان ملل در اين خصوص اختلاف نظر وجود دارد که البته در اين ميان آمريکا خود را محق تر مي داند، زيرا معتقد است که اين کشور مؤسس شبکه اينترنت مي باشد.
کنسولگري اروپا هشدار داد در صورت عدم حل اختلاف، اين شبکه به چند قسمت تقسيم خواهد شد. سفير «گروس» در اظهاراتش به روزنامه «الشرق الاوسط»  گفت: ايالات متحده اعتقاد به آزادي در اطلاع رساني دارد، ولي برخي از کشورها در بکارگيري اين شبکه با برخي ضوابط و قوانين آنرا کنترل مي کنند». وي افزود: «ايالات متحده معتقد نيست که حکومت ها حق داشته باشند، اينترنت را تحت کنترل در بياورند، اگرچه راغب هستيم يک باشگاه بين المللي ايجاد شود تا به بحث و بررسي مسائل شبکه، نظير جرائم اينترنتي و سوء استفاده جنسي از کودکان بپردازد». همچنين ايالات متحده با اين طرح که برخي کشورها در نظارت بر اينترنت سهيم باشند مخالف است، زيرا اين کشورها با آزادي انديشه و فکر موافق نيستند. ضمنا اعمال حد و مرز کنترل کننده، گاهي ممکن است آثار معکوس و منفي را بر اقتصاد داشته باشد.
گفتني است کشورهايي مثل چين، برزيل، کوبا، و ايران علاوه بر سازمانهاي بين المللي مثل کنسولگري اروپا و سازمان ملل، تلاشهايي را جهت اعمال نفوذ و کنترل شبکه اينترنت مبذول داشته اند. در گزارشي که از سوي انجمن ناظر بر فعاليتهاي اينترنتي در سازمان ملل، در ژوئيه گذشته صادر گشت، اين انجمن که متشکل از چهل نماينده و مسؤول دولتي و بازرگانان کشورهايي مثل برزيل، فرانسه و بريتانيا بود، خواستار واگذاري امر نظارت و کنترل به سازمانهاي بين المللي شدند. اين گزارش پيشنهاد نمود سازمان ملل با وضع سياستهاي وسيع و قوانين خاصي جهت استفاده از اينترنت مي تواند از برخي سايت ها ماليات هاي اجباري دريافت نمايد. در ادامه گزارش آمده است: «حق يک حکومت نيست که بخواهد کنترل مطلق يک امر بين المللي مثل اينترنت را در اختيار خود در آورد» .
از سوي ديگر در جواب اين سؤال که «آيا ارتباطي ميان سياست دولت آمريکا در جنگ با تروريسم و احتمال اينکه اين جنگ سايت هاي مروج تروريسم را نيز در بريگيرد وجود دارد؟ «گروس» گفت: «عليرغم خسارت هاي وارده از سوي سايت هايي که مسؤوليت اعمال و افکار تروريستي را به عهده مي گيرند، با اين وجود دولت آمريکا بنا ندارد کنترل اين سايت ها را به عنوان راه حل برگزيند». وي اضافه نمود: «ما مي توانيم با اين سايت ها از طريق گفتگو مشکل را حل کنيم و اعتقادي به اعمال ممنوعيت نداريم».
«گروس» با اشاره به برخي روزنامه ها و سايت هاي مروج عناصر تروريستي مي گويد: «رسانه هاي تبليغاتي مي بايست به حس مسؤوليت شناسي و امانتداري آراسته باشند، و بايد بدانند هميشه امکان محاسبه و محاکمه قانوني آنها وجود دارد».
گفتني است در حال حاضر ساختار زير بنايي اينترنت که مسؤوليت تنظيم آدرس سايت ها را به عهده داشته و کامپيوترهاي سراسر دنيا از طريق آن با يکديگر ارتباط برقرار مي کنند، تحت نظارت دولت آمريکا بوده و مديريت آن بعهده يک مجموعه دولتي معروف به «مجموعه تعيين کننده اسماء و ارقام اينترنت» وابسته به وزارت امور خارجه آمريکا مي باشد.
دولت آمريکا در ژوئيه گذشته مؤکدا اعلام کرده بود اين کشور به طور جدي تصميم دارد حق تسلط و کنترل بر شبکه اينترنت را براي خود حفظ نمايد. در طي گفتگوهاي نشست ژنو سفير اين کشور«گروس» گفت: «هر گونه تلاش در جهت ارائه نمونه و الگوهاي جديد براي کنترل اداره شبکه اينترنت، قبل از آزمايش و تست اين الگوها از قبل، ممکن است در خدمات رساني اين شبکه براي کاربران آن که بالغ بر يک ميليارد نفر مي باشد خلل وارد سازد».
در پايان بايد گفت: عليرغم اينکه بعيد است ايالات متحده بخواهد تغييري در موضع خود در نشست تونس بدهد، در عين حال همه اميدوارند که بتوانند به يک سبک و ساختار بين المللي دست يابند که قابل اجرا باشد.


* روزنامه الشرق الاوسط 6/11/2005

 

راهبرد ترجمه به زبان عربي  ومشکلات آن

    "مؤسسه الفکر العربي" در ماه اکتبر همايش سه روزه اي در باره ترجمه برگزار کرد. در اين همايش  ترجمه از جوانب مختلف مورد بررسي قرار گرفت از جمله جوانب تکنيکي, فرهنگي ومعرفتي, اقتصادي وسرمايه گذاري, وبالاخره ايجاد فرصت براي تربيت مترجمان ماهر جهت برآورده ساختن نيازهاي امروز وآينده.
     اين همايش نخستين يا مهمترين همايش نيست که ظرف ده سال گذشته برگزار شده است. دراين مدت مؤسسات تخصصي وانتشاراتي هايي  که صرفاً بکار ترجمه مي پردازند پديد آمده است. اين علاوه بر اجراي طرحهاي بزرگي است که دراين راستا به اجرا در آمده است. براي مثال مي  توان به طرح شوراي عالي فرهنگ مصر اشاره کرد. براساس اين طرح در ده سال گذشته تقريباً يک هزار کتاب به عربي ترجمه شده است. کتابها تنها از زبان هاي انگليسي وفرانسه به عربي ترجمه نشده اند, تنها 30 عنوان از اين کتابها از زبان فارسي به عربي ترجمه شده است. اين کتابها دربرگيرنده موضوعاتي چون تاريخ ورمان وشعر است. در اين مدت اقتصاد ترجمه نيز دگرگون شده است. اکنون ديگر دولتها يا وزارتخانه هاي فرهنگي درکشورهاي عربي تنها سرمايه گذار اين عرصه به شمار نمي آيند بلکه مراکز فرانسوي وآمريکايي وانگليسي وآلماني واروپايي نيز از ترجمه متون به عربي يا از عربي حمايت مي کنند.
     قبلاً چنين تصور مي شد که حقوق مربوط به تملک معنوي بخاطر بالابردن هزينه ها از روي آوردن مردم به ترجمه خواهد کاست ولي اين اتفاق رخ نداد بلکه اين امر باعث شد تا کتابهاي بهتري براي ترجمه انتخاب شوند وکيفيت ترجمه ها نيز بهتر شود.
     انتشاراتيهاي خصوصي بيشتر تمايل دارند ترجمه متون سياسي را منتشر سازند چرا که اين کتابها از رواج وسود بيشتري برخوردار مي باشند. اين امر مشروعي است ولي چاپ ترجمه کتابهاي اطلاعات عمومي وسرگرمي هاي مفيد نيز امري مشروع مي باشد.
      در مورد مترجمان ماهر نيز بايد گفت درحال حاضر ده ها مترجم قابل قبول يا خوب از انگليسي وفرانسه وروسي به عربي وجود دارد.اما تعداد مترجمان از ساير  زبانهاي زنده مانند اسپانيايي وايتاليايي به عربي اندک است که البته اين تعداد کم کم درحال افزايش مي باشد. گاه بسياري از طرحهاي فرهنگي بزرگ به دليل نبود مترجم بطور مثال از آلماني به عربي با تأخير مواجه مي شوند يا به طور کامل به اجرا در نمي آيد.
      درباره اصول واولويتها سخن بسيار گفته شده است. برخي مترجمان مايلند مصادر واصول باقي مانده از قرن نوزدهم وبيستم را ترجمه کنند. اين اصول ممکن است قبلاً به شکل غير علمي وغير دقيق ترجمه شده باشد. ولي ترجمه دوباره آنها کار مفيدي است که به سرمايه گذاري عظيمي نياز دارد. اين کار تنها توسط وزارتخانه هاي فرهنگي يا مراکز دولتي امکانپذير است. در مقابل انتشاراتيهاي خصوصي مي توانند به چاپ ترجمه هاي آثار معاصران بپردازند.
      براساس نخستين گزارش توسعه عربي تعداد کتابهاي ترجمه شده به عربي بسيار اندک است. البته نبايد فراموش کرد که تعداد خوانندگان نيز اندک است./ م

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه المستقبل, مورخ  14/10/2005    

 


رهبر ارامنه لبنان خواستار گسترش گفتگوي اسلامي- مسيحي شد


      کاتوليکوس آرام اول رهبر ارامنه لبنان در کنفرانس مطبوعاتي که در کويت برگزار گرديد گفت:" گفتگوي ميان اديان در زمان حاضر ودر جوامعي که داراي تنوع ديني ومذهبي هستند يک گزينه نيست بلکه يک ضرورت است. همکاري متقابل, هماهنگي وهم زيستي از ويژگيهاي مهم وحقائق حاکم بر جوامع جديد است واديان به عنوان عناصري که تکميل کننده جوامع انساني هستند نمي توانند به دور از اين  ويزگيها بوده به آن توجه نداشته باشند.
     اين عالم مسيحي در پاسخ  به سؤالي در باره گفتگوي اسلام ومسيحيت گفت:" گفتگوي بين اسلام ومسيحيت آزمايشي دانشگاهي يا يک بحث صرف در زمينه الهيات نيست بلکه يک حقيقت است که وجود دارد وشيوه زندگي است که در تاريخ مشترک ما ريشه دوانده است. ما در خاورميانه از گفتگو سخن نمي گوييم بلکه با آن زندگي مي کنيم. گفتگو بخشي جدا ناشدني از زندگي روزمره ما است. در لبنان, کشوري که من از آنجا آمده ام, ما از گــفتگو سخن نمي گوييم. بلکه از همزيستي سخن مي گوييم. با وجود اختلافاتمان, در لبنان هرگز احساسمان در باره وابستگي به جامعه لبناني وسيعتر را از دست نمي دهيم. گفتــگويي اسلامي – مسيحي شيوه اي از زندگي است واز ويژگيها ي خاص تاريــخ اين منطقه بشمار مي آيد. اين موضوع نه تنها مايه افتخار ما است بلکه ياد آور اين نکته است که بايد همکاريمان را در جهاني که به شدت به صلح مبني بر عدالت وسازش نياز دارد تعميق  بخشيم".
    وي در پايان از همه اديان وبه ويژه مسيحيان ومسلمانان خواست تا زمينه هاي مشترک براي روياروي با چالشهاي جديد در جوامع را گسترش دهند وبراي رواج ارزشهاي اخلاقي وروحاني وشهروندي با يکديگر کار کنند".
      لازم به ذکر است کاتوليکوس آرام اول براي نخستين بار است که به منظور ديدار ارامنه کويت به اين کشور سفر کرده است. در حال حاضر بيش از ده هزار ارمني درکويت اقامت دارند که نقش فعالي در عرصه اقتصاد آن ايفا مي کنند./م
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• روزنامه السفير, مورخ 30/11/2005.

 


ايران بر حق خود در توليد سوخت هسته اي پافشاري مي کند


       محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران تأکيد کرد که ايران از توليد سوخت هسته اي دست برنخواهد داشت چرا که به تضمين تأمين اين سوخت که از سوي کشورهاي غربي ارائه شده اعتماد ندارد. وي همچنين نسبت به سوزاندن يهوديان به دست نازيها ترديد کرد وپيشنهاد کرد اگر آلمان واتريش از اين کار احساس گناه مي کنند يک دولت يهودي در خاک خود بوجود آورند.
       رئيس جمهور ايران اين سخنان را در مکه ابراز داشت. وي براي شرکت در نشست سران کشورهاي اسلامي که در اين شهر برگزار گرديد به آنجا سفر کرده بود. وي در مکه برحق ايران براي گسترش برنامه هسته اي غير نظامي تأکيد کرد.
      رهبران اروپا پيشتر نسبت به ساخت ابزاري که قادر است سوخت اورانيوم غني شده را  که در ساخت سلاح هسته اي به کار مي رود توليد نمايد به ايران هشدار داده بودند. ايران بر اجراي فرايند غني سازي در داخل خاک خود اصرار مي کند, مسئولين ايراني پيشنهاد روسيه براي انجام غني سازي در خاک اين کشور را رد کرده اند.
     سفارت انگليس در تهران با انتشار بيانيه اي ضمن ابراز تأسف از اظهارات علي لاريجاني مسئول پرونده هسته اي  ايران که گفته بود ايران بزودي فعاليتهاي مربوط به غني سازي را از سر مي گيرد اظهار داشت:" اروپاييها به وضوح در وين گفتند هرگونه بازگشت به غني سازي يا فعاليتهاي مربوط به آن وضع را بدتر خواهد کرد...".
     ايران بر صلح آميز بودن فعاليتهاي هسته اي خود تأکيد مي کند. احمدي نژاد در سخنان خود دراين باره گفت:" غرب حق ندارد نسبت به ايران شک کند. آنان که سلاح هسته اي را به ميزان انبوه در اختيار دارند ودر قرن گذشته آن را برضد انسانهاي غير مسلح بکار بردند ايران را متهم مي کنند که مي خواهد سلاح هسته اي توليد کند. شما به ما مي گوييد حق نداريم سوخت هسته اي  توليد کنيم وما آن را به شما مي دهيم. شما بوديد که با تحريم پزشکي کشورهاي ديگر , تعداد بيشماري را به کشتن داديد. شما چه تضميني مي دهيد که  سوخت هسته اي  را در اختيار ما قرار خواهيد داد؟ /م

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 * روزنامه النهار, مورخ 9/12/2005.

 

نهادهاي فرهنگي، سازمانهاو احزاب

 

با "حماس " و" جهاد اسلامي" بيشتر آشنا شويم

   جنبش مقاومت اسلامي "حماس" وجنبش " جهاد اسلامي" به ميزان قابل توجهي در احياي نقش جريان ديني فلسطين در نزاع با رژيم صهيونيستي سهيم بودند. دراينجا به شرايط تأسيس هريک وموضوعات اختلافي وتوافقي آنان با يکديگر اشاره مي کنيم.
تاريخچه:
      اوج گيري جريان ناصري با کاهش نقش جنبشهاي اسلامي به ويژه اخوان المسلمين همراه بود. اين امر همچنين با شکل گيري سازمان آزاديبخش فلسطين(1964) وفعاليت نظامي آن به ويژه پس از اشغال کرانه باختري ونوار غزه در سال 1967 وپيوستن برخي از اعضاي اخوان المسلمين به جنبش فتح همزمان گرديد.
      اخوان المسلمين به منظور برطرف کردن نکات منفي موجود اقدام به تأسيس "سازمان عمومي فلسطين"( التنظيم الفلسطيني العام) نمود تا مانع گرويدن اعضاي خود به جنبش هاي غيرديني و"جنبش فتح " شود. لازم بتذکر است که ناصريها وبعثيها براين باور بودند که کار نظامي وسياسي فلسطينيان بايد از طريق آنان صورت بگيرد. اين مسأله اين سؤال را مطرح کرد که موضوع فلسطين موضوعي قومي است يا ميهني؟ ولي "التنظيم" به فعاليت نظامي در داخل سرزمين فلسطين نپرداخت وبه فعاليتهاي اجتماعي وديني از طريق مساجد وجمعيتها ودانشگاه ها اکتفا کرد. اين سازمان همچنين برروي بعد ديني وامتي شخص وجامعه وضرورت دستيابي به جامعه اي اسلامي تأکيد کرد. بدين وسيله فعاليت اخوان به امور ديني وتربيت "نسل آزاديخواه" بر اساس اصول اسلامي منحصرگرديد.
     اين رکود در فعاليتهاي اخوان باعث شد تا جنبشهاي اسلامي جديدي بوجود آيند که غياب اجباري کار وفعاليت در مرحله گذشته را جبران کنند. بارزترين اين جنبشها "حماس" و"جهاد اسلامي" بودند.

جنبش جهاد:
      جنبش حماس از درون سازمان فلسطين جنبش اخوان المسلمين زاييده شد درنتيجه اين جنبش امتدادي از جنبش اسلامي است که از نيمه دهه 30 قرن گذشته پديد آمد. بارزترين مؤسس اين جنبش در مصر شيخ حسن البنا بود. اين جنبش پس از شهادت عز الدين قسام (1935) درفلسطين واردن نيز شکل گرفت.
      در مرحله بعد اخوان المسلمين توجهي به مبارزه ميهني در فلسطين نکرد چرا که براين باور بود که اولويت در ارشاد اسلامي جامعه است تا بدين وسيله آماده پذيرش اعلان  جهاد برضد اشغالگران بشود. اين مرحله تا سال 1987 ادامه يافت. به جز  فعاليت " جنبش جهاد اسلامي" در اواسط دهه هشتاد, وبا شروع انتفاضه اول در نهم دسامبر 1987 "جنبش مقاومت اسلامي درفلسطين" (حماس) بوجود آمد. فعاليت نظامي اين جنبش با شروع انتفاضه آغاز گرديد. شايد اين جنبش بدين وسيله مي خواست راه را بر "جنبش جهاد" که پيش از آن به انجام عمليات نظامي برضد اشغالگران رژيم صهيونيستي مي پرداخت سد کند وبه آن اجازه ندهد که به تنهايي بر صحنه اسلامي فلسطين سيطره يابد وتک روي نمايد. حضور "حماس" پس از توافقنامه اسلو( 1993) که از آن بعنوان گذشت از حقوق ملت فلسطين ياد کرد افزايش يافت. اين توافقنامه با شعار راهبردي اين جنبش مبني بر کوتاه نيامدن در برابر اشغال ذره اي از خاک فلسطين منافات داشت. اين علاوه بر اعتراف به وجود اسرائيل توسط سازمان آزاديبخش فلسطين بود.
جهاد اسلامي:
     در مقابل شرايط پيدايش "جنبش جهاد اسلامي" با شرايط شکل گيري"حماس" متفاوت است. هسته نخستين اين جنبش توسط دکتر فتحي شقاقي( که در سال 1995 توسط رژيم صهيونيستي ترور شد) به هنگام تحصيل در دانشگاه هاي مصر شکل گرفت.وي درسال 1980 با جمع کردن گروهي از دانشجويان جريانهاي ناصري وقومي واسلامي که اسلام را بعنوان راهي براي آزادي برگزيده بودند اين جنبش را تشکيل داد. اين امر با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران که تأثير زيادي برشقاقي گذارد همراه بود.
       "جهاد" فعاليت خود را با تبليغ ديني در مساجد وجمعيتهاي گوناگون شروع کرد چرا که اعتقاد داشت آموزش ديني دريچه اي براي فعاليت جهادي ونظامي حرفه اي است. دراوايل دهه هشتاد اين جنبش توانست جريان جهاني در صحنه فلسطين بوجود آورد وبه تدريح به فعاليت سياسي اسلامي در کرانه باختري ونوار غزه بپردازد.
   جنبش فعاليت نظامي خود را توسط شاخه نظامي اش" گردان هاي قدس" آغاز کرد. اين جنبش دراين راستا از کاهش نقش گروه هاي فلسطيني به ويژه پس از خروج از لبنان بخاطر حمله اسرائيل(1982) ونيز بالا گرفتن اختلافات ميان "فتح " و"جنبش اخوان المسلمين" در دانشگاهها واتحاديه ها استفاده کرد. اين جنبش معتقد بود که در صحنه فلسطين چيزي جز پرچم اسلام باقي نمانده است.
     دکتر رضوان السيد استاد مطالعات اسلامي دانشگاه لبنان معتقد است که دو جنبش "حماس" و"جهاد اسلامي" دو جنبش بنيادگرا هستند که سعي مي کنند حکومتي اسلامي مبني بر شريعت برپا کنند . به گفته وي" اين دو جنبش از نظر اعتقادي فرقي بايکديگر ندارند, اختلاف آنها در تاريخ وشيوه عمل است. "حماس" جنبش مردمي بزرگي است که از جنبش قديمي اخوان المسلمين که از اواخر دهه چهل درفلسطين و اردن فعاليت داشت نشأت گرفت درحاليکه "جهاد " عملاً پس از 1985 درحالي که تحت تأثير انقلاب اسلامي در ايران قرار گرفته بود به فعاليت پرداخت... اين جنبش برخلاف "حماس" زياد به مسائل مذهبي وفقهي اهميت نمي دهد وبيشتر به مسائل عموي اسلام وموضوع جهاد توجه مي کند".
برنامه سياسي:
      هدف راهبردي هر حزب يا جنبش سياسي رسيدن به قدرت وبدنبال آن تطبيق برنامه يا طرح سياسي مخصوص خود است. اما درمورد دو جنبش "حماس" و"جهاد" موضوع فرق مي کند چرا که اجراي برنامه هاي سياسي آنها به درگيري با رژيم صهيونيستي منجر خواهد شد. اين امر آنان را برآن داشت تا بدون گذشتن از هدف نهايي هر جنبش اسلامي که همان برپايي حکومت اسلامي است اولويتهاي خود را تغيير دهند.
     در اساسنامه" جهاد اسلامي" در باره هدف نهايي آن چنين آمده است:" آزادسازي تمام سرزمين فلسطين و از بين بردن رژيم صهيونيستي وبرپايي حکومت اسلامي در سرزمين فلسطين....".  بند اول منشور "حماس" نيز در اين باره مي گويد:
    جنبش مــقاومت اسلامي اسلام را بعنوان شيوه خود برگزيده وانديشه هاي خود را از آن مي گيرد وآزادي کامل سرزمين فلسطين از دريا گرفته تا رودخانه وبرپايي کشور اسلامي  را هدف خود قرار داده است."
     عقيده حماس سرزمين فلسطين به فلسطينيان تعلق دارد. اين موضع با آنچه که قبلاً توسط اين جنبش اعلام شده بود مبني بر اعتراف به کشور فلسطين هر چند به صورت مرحله اي براساس مرزهاي سال 1967 وبدنبال آن امضاي آتش بس دراز مدت با رژيم صهيونيستي درصورت خروج از کرانه باختري ونوار غزه مغايرت دارد. اين موضع با نظر "جنبش فتح"  درسال 1974 مبني بر برپايي کشور فلسطين در کنار رژيم صهيونيستي وبرقراري آتش بس دراز مدت تا زماني که شرايط تغيير کند منطبق است.
      درمقابل "جهاد اسلامي" قائل به مرحله بندي نيست وبر آزادسازي کل خاک فلسطين اصرار ميکند.
روابط بين الملل وتأمين مالي:
      اختلاف در شرايط شکل گيري دو جنبش "حماس" و " جهاد اسلامي" در روابط  خارجي وابزار تأمين مالي آنها نيز منعکس شده است. حماس در آغاز روابط خوبي با اردن وبرخي کشورهاي عربي  حاشيه خليج فارس داشت واز آنان کمک مالي  دريافت مي کرد ولي اين روابط  بعداً به هم خورد. در اواخر سال 1999 اردن رهبران حماس از جمله ابراهيم غوشه وخالد مشعل را از اين کشور بيرون کرد که اين امر باعث شد تا آنان به قطر بروند ودر عين حال روابط متمايز خود را با سوريه وايران حفظ کنند هر چند آنان با ايران اختلاف مذهبي داشتند. به گفته اسامه حمدان نماينده "حماس" درلبنان  اين جنبش سعي دارد تا با هر کشوري که از آن حمايت مي کند يا لااقل مسأله فلسطين را درک مي کند بهترين روابط را داشته باشد. وي وجود هر گونه کمک مالي رسمي به اين جنبش را نفي مي کند. به گفته وي کمکهاي مالي به اين جنبش از سوي افراد حقيقي تأمين مي شود.
      اما جنبش " جهاد" به ميزان زيادي بمثابه فرزند نازپروده ايران است. اين امر غريبي نيست جنبش از زمان شکل گيري تا کنون به اين کشور وابسته بوده است. فتحي شقاقي از آغاز تحت تأثير انقلاب  اسلامي در ايران قرار داشت. وي در مصر کتابي در باره امام خميني منتشر کرد که منجر به زنداني شدن او گرديد.
حزب الله فلسطين:
      جنبش "جهاد اسلامي" نمي پذيرد که به خاطر روابط متمايزش با ايران به آن حزب الله فلسطين گفته شود. اين جنبش اين نامگذاري را ظالمانه مي داند. اين درحالي است که جنبش دريک مرحله از مراحل فعاليت نظامي اش نام " مقاومت اسلامي در فلسطين " را برگزيد ولي برخي از اعضاي آن واز جمله احمد مهنا والسيد برکه در آغاز سال 1991 "حزب الله فلسطين" را تأسيس کردند. اين گروه مسئوليت برخي از عملياتهاي صورت گرفته برضد اشعالگران رژيم صهيونيستي را برعهده گرفتند. هرچند اين حزب بيش از دوسال به فعاليت نپرداخت ولي دليل تأسيس آن همچنان نامعلوم است. لازم به ذکراست که سخنان سياسي اين حزب شباهت زيادي به سخنان مسئولان ايراني داشت وچنين به نظر مي رسد که اين سخنان, سخناني شيعي است. علاوه براين آنان به تبعيت خود از ايران تأکيد مي کردند. در هر صورت اين حزب نتوانست حمايت مردمي را کسب نمايد بنابراين فعاليت اسلامي – نظامي درقالب دو جنبش "حماس" و" جهاد اسلامي" باقي ماند. به گفته ابوعماد رفاعي نماينده "جنبش جهاد اسلامي" درلبنان اين جنبش از هيچ کشوري کمک مالي دريافت نمي کند ونيازهاي مالي آن تنها از  راه اموالي که از سوي مراکز وجمعيتهاي اسلامي اعطا مي شود وزکات وصدقات اهل خير تأمين مي گردد.
ازسوي ديگر رضوان السيد براين باور است که "جنبش جهاد اسلامي" از سوي ايران حمايت مي شود و"حماس" نيز با وجود عقائد سلفي آن داراي روابط خوبي با اين کشور است.
      در پايان دو سؤال مطرح مي شود: اول اينکه آيا اين دو جنبش ومخصوصاٌ جنبش حماس که داراي پايگاه مردمي قابل توجهي است توانسته اند مفهوم اسلامي مقاومت را جا اندازند وبا ساير گروه هاي فلسطيني به رقابت بپردازند  يا اينکه اين دو جنبش بخاطر اختلاف گسترده با تشکيلات فلسطيني به ويژه در موضوعات سرنوشت ساز خطري براي آن به شمار مي آيند؟
       سؤال ديگر آن است که آيا اسلام گرايي به اوج خود رسيده واکنون پس از شدت يافتن فشارهاي داخلي وخارجي برآن رو به افول نهاده است؟
آينده پاسخ اين سؤالات را نشان خواهد داد./م

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه النهار, مورخ 10/11/2005

 

مغرب و تأسيس يک حزب اسلامي جديد

روزنامه «المستقبل» مورخ 28/11/2005به نقل از برخي منابع خبري، مي نويسد فعاليتهاي اسلامي در مغرب جهت تأسيس يک حزب جديد با نام «نهضت و فضيلت» (النهضة و الفضيلة) آغاز شده تا در انتخابات پارلماني آينده که قرار است در سال 2007 برگزار شود، شرکت کند.
بنابر اين گزارش، کساني که به دنبال تأسيس اين حزب هستند، سعي دارند تا از طريق مکانيزم هاي قانوني دست به اين اقدام بزنند. از اين رو با ابلاغ تشکيل يک کميته اوليه که مأموريتش، آماده سازي تأسـيـس حـزب و تـبـيـيــن مـبـانـي و اهداف حزب براي افکار عمومي مي باشد، مقامات سياسي اين کشور را مطلع ساختند.
اين حزب جديد در معرفي خود با عنوان «جزئي از واقعيت تعددي» و «جنبش بيدارگري گفتمان اسلامي» اينگونه بيان مي دارد که متکي بر آگاهي از مرجعيت اسلامي با پشتوانه ساختار تمدن اصول و مباني اسلام و تعاليم آن است که در راستاي فراهم نمودن ضرورتهاي پيشرفت، توسعه و مدرنيسم گام برمي دارد.
در «اعلاميه طلايي» حزب آمده است: «اين حزب يک حزب ملي دموکرات بوده و با اعتقاد به مرجعيت و اصول اسلامي و مباني روشنگر، مدرنيسم و توسعه گرا، برخاسته از تحمل درد و کار و تلاش ملي و اسلامي است، که در راستاي تأمين آينده اي بهتر براي ملت با پشتوانه تأمل، مراجعه و نقد خود، به نحو شايسته در فعاليت هاي سياسي و پروژه ملي و دموکراتيک اسلامي گام بر مي دارد».
اين اعلاميه با اتخاذ مواضع مثبت در قبال نظام حاکم مغرب، معتقد است: نظام پادشاهي مغرب به پيشرفت کشور و فرزندان اين سرزمين  فکر مي کند و آينه و سيماي تمام نماي اين مرز و بوم مي باشد.
همچنين با مورد تأييد قراردادن خواسته هاي جنبش بربرها (سخنگوي مردم اصلي مغرب) بر ضرورت تأکيد قانون اساسي در تضمين حقوق بربرها به عنوان تشکيل دهندگان هويت مغربي اصرار ورزيدند.
تنها مشکلي که حزب جديد در سر راه خود با آن مواجه است، قانون احزاب بوده که اين هفته در مجلس نمايندگان به تصويب رسيد، و طي آن بر ممنوعيت تأسيس احزاب با انگيزه ديني و نژادي تأکيد شده است. اما در عين حال مؤسسـيـن، با توجيه اين امر که اصل و اساس اين حزب طرح و برنامه هاي توسعه اي است نه گرايش و تمايلات ديني، آن را تشکيل داده اند.
شبهه ديگري که متوجه اين حزب مي باشد تشيع گرايي است، زيرا سخنگوي آن، متفکر اسلامي «ادريس هاني» است که گفته مي شود مرشد و رهبر روحاني شيعه مغرب بوده و با حزب الله لبنان ارتباط صميمي دارد و طرفدار رهبران اين حزب يعني «حسـن نصــرالله و حسين فضل الله » مي باشد.  اگرچه حزب مغربي «البديل الحضاري» نيز مانعي مشابه، مبني بر ارتباط با ايران بر سر راه خود داشت، ولي در ژوئن گذشـتـه با اين عـنـوان که داراي مذهب مالکي – مذهب اصلي کشور– است از وزارت کشور تقاضاي موافقت نموده بود.
گفتني است حزب «العدالة و التنمية» (عدالت و توسعه) که بر آوار باقيمانده حزب اصولگراي «الاصلاح و التجديد» بنيان نهاده شد، اولين حزبي اسلامي است که در سال 1998 توانست جواز تأسيس دريافت کند. اين حزب در انتخابات اخير توانست موفقيت چشمگيري بدست آورد؛ يعني 42 کرسي مجلس نمايندگان را به خود اختصاص داد. بر خلاف جماعت اصولگراي «العدل و الاحسان» که به جهت مواضع افراطي، به ويژه موضعگيري در مقابل نظام پادشاهي کشور مبني بر تغيير آن به خلافت اسلامي، از سوي مقامات مغرب تحريم شده است./ أ

 


دستور کار ده ماده اي کنفرانس سران کشورهاي اسلامي


     کنفرانس سران کشورهاي اسلامي که بطور فوق العاده در مکه برگزار گرديد داراي دستور کار ده ماده اي بود که هدف از آن ارائه ديدگاهي روشن ونو از اسلام وگسترش افکار معتدل وروشنفکرانه اين دين حنيف بود. در ادامه متن اين مواد ده گانه ارائه مي شود.
اول: ميانه روي در اسلام
- محکوم کردن انواع واشکال تندروي بعنوان پديده اي که با ارزشهاي انساني همگوني ندارد وبررسي ريشه هاي سياسي واقتصادي واجتماعي آن که شايسته است با فکر واستدلال قانع کننده وگفتار نيکو از بين برود.
- تلاش همه جانبه براي ارائه تصويري صحيح از اسلام بعنوان ديني ميانه رو ومعتدل.
- استفاده از گفتمان اسلامي معتدل که زمـان ومکان واوضاع مـــوجود را در نـــظر مي گيرد وبا زبان روز براي گسترش شيوه هاي آموزشي اسلامي همراه است.
- تحول مکاتب متنوع شيو ه هاي ديني با توجه به مکاتب فقهي گوناگون.
- تشويق گفتگوي بين مذاهب اسلامي وايجاد پل ميان مراکز رسمي ومؤسسات جامعه مدني.
- آموزش فرهنگ وتمدن اسلامي در تمام دوره هاي آموزشي.
- نشر ارزشهاي جهاني اسلام در سراسر دنيا.
- اصلاح انديشه هاي نادرست حاکم که منجر به تندروي مي شود وکار براي نشر انديشه هاي صحيح اسلام به ويژه در ميان جوانان, وتعريف نقش اسلام در جامعه معاصر.
- استفاده از رسانه ها وآموزش براي بسط ارزشهاي اسلامي وتحکيم فرهنگ صلح در مدارس وجوامع بطوريکه به گسترش ارزشهاي تسامح وتساهل منجر شود.
- تقويت گفتگو ميان اديان وابراز ارزشها ونقطه نظرات مشترک ميان آنها.


دوم: تعدد مذاهب
- اجراي پيشنهادات موجود در بيانيه نشست کنفرانس اسلامي که در سال 2005 در اردن برگزار شد مبني بر احترام گذاردن به مذاهب اسلامي معروف وکافر ندانستن پيروان آنها.
- پايبندي به اصول وارکان اسلام و تأکيد بر گفتگو وديدار ميان پيروان مذاهب به گونه اي که اعتدال وميانه روي وتسامح ورحمت وگفتگو با طرف مقابل تضمين گردد.
- فراخواندن مسلمانان به کنار گذاشتن اختلافات, ودعوت به وحدت کلمه ويکسان سازي مواضع واحترام به يکديگر وتحکيم روابط موجود ميان حکومتها وملتها وتقويت  رابطه برادرانه اي که آنان را به گرد دوستي خداوند جمع مي کند واينکه به فتنه انگيزان اجازه ندهند در صفوف آنان وارد شوند.
سوم: مجمع فقه اسلامي: رويکردي نو
- اصلاح مجمع فقه اسلامي به شکلي که به مرجع اعلي فقهي در جهان اسلام تبديل گردد. دراين راستا, بايد برتوانايي وصلاحيت فقهي وعلمي نامزدان عضويت در آن تأکيد کرد.
- دبيرکل ورئيس مجمع مذکور از راه انتخاب از بين کساني که از نظر فقهي صلاحيت بيشتري دارند برگزيده مي شوند...
- عالمان زن نيز مي توانند براساس صلاحيت فقهي وتوانايي هاي علمي خود به عضويت اين مجمع در آيند.
- فتاوي اين مجمع براساس آراء کارشناسان ومتخصصان صادر ميشود. مجمع بايد داراي محققاني تمام وقت باشد تا بتواند نتيجه مطلوب را بدست آورد.
- مجمع فقه اسلامي, هيئتهاي افتاء در جهان اسلام را با يکديگر هماهنگ مي کند.
- دبير کل سازمان کنفرانس اسلامي موظف است جزئيات اجرائي اين رويکرد جديد مجمع فقه اسلامي را تدوين نمايد.


چهارم: ريشه کني بي سوادي
- ريشه کني بي سوادي هدفي راهبردي است . در اين راستا براي هر کشور عضو سازمان برنامه زمانبدي شده اي در نظر گرفته مي شود.
پنجم: آموزش عالي
- ربط دادن راهبردهاي تحقيقات دانشگاهي در مرحله تحصيلات تکميلي به برنامه هاي توسعه فراگير درجهان اسلام واولويت دادن به رشته هاي علوم وفناوري.
- افزايش بودجه بمنظور بهبود وضع آموزش وتقويت تحقيقات.
- جلوگيري از فرار مغزها وتلاش براي استفاده از مسلمانان متخصص در داخل جهان اسلام.
- ايجاد راهبردي جامع وکامل براي استفاده از تخصص مهاجران مسلمان در داخل جهان اسلام.
- بهبود واصلاح مراکز آموزش عالي وشيو ه هاي آن.
- تشکيل "صندوق بخوان" براي حمايت از آموزش وبهبود کيفيت آن.
- مشارکت در دو دانشگاه موجود در نيجريه واوگاندا که تحث پوشش سازمان کنفرانس اسلامي فعاليت مي کنند.
ششم: حقوق کودکان
- آموزش خوب, رايگان واجباري کودکان.
- تقويت قوانين ملي که از حقوق کودکان دفاع کرده وآنان را در برابر انواع خشونت وسوء استفاده هاي مختلف مصون مي سازد.
- از بين بردن فلج اطفال در جهان اسلام.
هفتم: نياز هاي جوانان
تلاش گسترده وهمه جانبه براي از بين بردن بيکاري درجهان اسلام به ويژه در ميان  جوانان. به اين منظور بايد فرصتهاي کاري مناسبي براي آنان بوجود آيد.
- آموزش دانشگاهي وحرفه اي ورفتاري جوانان از راه مؤسسات آموزشي.
- دعوت از کشورهاي عضو براي تقويت برنامه هاي جوانان وباشگا ه هاي آنان.
هشتم: حقوق زن در جهان اسلام
- تقويت قوانين ملي مربوط به زن درجامعه اسلامي براساس ارزشهاي عدالتخواهانه
    وبرابري در اسلام بمنظور پيشرفت بشريت.
-   توجه خاص به آموزش زن وآموزش خواندن ونوشتن به وي.
- برگزاري همايش خاص در باره زن در جهان اسلام.
- تشکيل گروهي کاري وابسته به سازمان کنفرانس اسلامي براي تهيه منشوري کامل درباره حقوق زن ومسئوليتهاي وي از ديدگاه اسلام.
نهم: گفتگوي ميان تمدنها
     - ايفاي نقش مرکزي درگفتگو ميان تمدنها وفرهنگها توسط سازمان کنفرانس اسلامي.
- تشکيل گروهي کاري متشکل از کشورهاي عضو در سازمان براي آغاز گفتگو ميان تمدنها.
دهم: مبادله فرهنگي ميان کشورهاي اسلامي
- اجراي برنامه مبادله فرهنگي بين کشورهاي عضو.
- تأکيد بر فرهنگ بعنوان چهارچوبي براي همکاري ميان اعضا.
- اجراي برنامه ترجمه آثار مکتوب به زبانهاي رايج در کشورهاي اسلامي./ م

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*  روزنامه الحيات, مؤرخ 17/12/2005.

 

بازگشايي مرکز ترجمه «بابطين»

رياست «مؤسسه بابطين» عبدالعزيز البابطين اظهار داشت:«ترجمه کاري است در راستاي نهضتي که رغبت ما را نسبت به خروج از گوشه نشيني و عزلت عقب ماندگي، نشان مي دهد. عقب ماندگي که بر ما تحميل شده، يا شايد هم ما خود بر خويشتن - به خاطر دلايلي که در طول تاريخ تکرار شده- تحميل نموده ايم». وي با اشاره به اينکه: «اين رغبت و تمايل مي تواند به نيروهاي محرک و مشوقي تبديل شود که رموز و اسرار پيشرفت را در پيش روي ملت ها جهان گشوده و در مقابل ديدگان بسياري به عنوان الگوي ترقي فزاينده جهت محقق نمودن آرزوها تجلي نموده است». وي تأکيد نمود: «ترجمه اولين راه براي رسيدن به معرفت و شناخت اين اسرار و از آن خود نمودن آنها به شمار مي رود».
«بابطين» طي يک کنفرانس مطبوعاتي در مرکز سنديکاي روزنامه نگاران خبر "آغاز به کار مرکز ترجمه بابطين" با همکاري انتشارات «دار الساقي» را اعلام نمود. سمينار فوق با حضور نماينده وزير فرهنگ «دکتر فوزي عطوي»، و دبير کل مؤسسه «الفکر العربي» سفير «علي ماهر»، و نماينده روزنامه نگاران «محمد بعلبکي»، وابسته تبليغاتي سفارت کويت «زينه الجوعان»، رئيس کميته فرهنگي جبيل و عضو هيأت امناي مؤسسه بابطين پرفسور «جورج طريبه»، دبير کل انجمن فرهنگي عرب دکتر«عبد الرؤوف فضل الله»، دبير کل «مؤسسه بابطين» «عبدالعزيز سريع»، و مشاور جديد مرکز «محمد الرميمي» و برخي ديگر از چهره ها و شخصيت هاي فرهنگي و تبليغاتي تشکيل يافت.
در آغاز «بعلبکي» گفت: «صحيح ترين و دقيق ترين معيار و ملاک جهت پيشرفت ملتها همان معيار فرهنگي، هنري و ادبي مي باشد.»  وي با تأکيد بر اينکه: «نمي توان ميان فرهنگ و مطبوعات جدايي قائل شد»، از تلاشهاي مؤسسه و انجمن هاي فرهنگي، ادبي و مراکز انتشاراتي قدرداني نمود.
البابطين
آنگاه «بابطين» با ايراد سخناني ضمن شرح انگيزه بازگشايي مرکز و ترجمه «سلسله جديدي از کتب» گفت: آمار و ارقام هاي ارائه شده در زمينه ترجمه و چاپ کتب، موجب خرسندي بنده و ديگر علاقه مندان به فرهنگ عربي معاصر گرديد. وي متذکر شد «دنياي امروز، دنياي معرفت، شناخت، توليد و کاربري بوده که بدون وجود کتاب ممکن نمي باشد. با يک نظر گذرا بر اوضاع کنوني جهان عرب در زمينه توجه به کتاب، تأليف و ترجمه در مي يابيم که اين وضع چندان مطلوب نمي باشد.
وي افزود: عليرغم جمعيت 300 مليوني ما (اعراب)، در 22 کشور، مي بينيم در بهترين شرايط تنها 5000 نسخه کتاب به فروش مي رسد، و اين درحاليست که در ساير کشورها آمار توزيع کتاب ميليوني مي باشد. به عنوان مثال کشورهاي عربي عليرغم افزايش تعداد مدارس، دانشگاه و مؤسسه هاي آموزشي در اوايل دهه نود قرن گذشته روي هم رفته حدود 5600 عنوان کتاب (ترجمه و تأليف) توليد نموده اند. در حالي که در ايالت متحده آمريکا حدود دو مليون و دويست هزار عنوان، و در آمريکاي جنوبي و کشورهاي کارائيب 42 هزار عنوان کتاب توليد شده است. در زمينه ترجمه نيز کافي است تا به آمار منتشر شده از سوي «يونسکو» در پنج سال اول دهه هشتاد مراجعه نماييم تا بخوبي دريابيم  که در جهان عرب کمتر از يک کتاب در سال براي هر يک مليون نفر ترجمه شده است، در حالي که تنها در اسپانيا حدود 920 کتاب براي هر يک مليون نفر ترجمه مي شود. اين ارقام نه تنها در آغاز قرون جديد بهبودي نداشته است بلکه حاکي از افزايش فاصله ميان ما و ساير کشورهاي پيشرفته دارد که پيشرفت و ترقي مضاعفشان با نهضت ترجمه همگام بوده است. وي گفت: هر چقدر تعداد صفحات ترجمه شده در کشورمان را دست بالا فرض کنيم، باز در مقايسه با برخي از کشورها مثل ژاپن که به تنهايي سالانه 30 مليون صفحه ترجمه دارد، در رده پائيني هستيم که جاي تأسف و ناخشنودي است. وي از انتشارات «دار الساقي» به جهت همکاري با اين مؤسسه در راه اندازي مرکز ترجمه و تکميل پروژه چاپ سلسله کتابهاي فرهنگي علمي با همکاري برخي از مؤسسه هاي انتشاراتي غرب تشکر نمود. اين حرکت علاوه بر يک پروژه ديگر با مؤسسه «يونسکو» در جهت ترجمه سلسله اي از کتابهاي عربي معاصر به ديگر زبانهاي بين المللي در راستاي خدمت به فرهنگ عربي بوده که در دست اقدام و اجرا مي باشد.
سپس «عطوي» به نمايندگي از وزير فرهنگ با ايراد سخناني اظهار اميدواري نمود که اين مرکز ترجمه راهي واقعي بسوي ملاقات تمدنها و تأثير و تأثر از يکديگر بر مبناي يک گفتگوي صادقانه و اثر پذيري افکار از يکديگر صورت گيرد. وي افزود ترجمه کتاب مي بايست با رعايت امانت داري صورت پذيرد. او همچنين خواستار افزايش تأليفات، قصايد و نوآوري هاي عربي شد.
پس از آن «الرميحي» در سخناني با اشاره به بارزترين کتاب هاي ترجمه شده در مرکز «بابطين» از جمله «خيرکلي»، «مسلمانان در اروپا» و «نمک» به ارائه خلاصه اي در مورد هر کتاب پرداخت. در ادامه نماينده انتشارات «دار الساقي» خانم «لينا دله» در سخنان خود اظهار داشت طرح ترجمه کار مشترکي بود ميان هر دو مرکز (انتشارات دار الساقي  و مرکز بابطين) که انگيزه آن اوضاع کنوني جهان عرب و چالش هاي موجود بر سر راه در گفتگو با غرب و نيز چالش چگونگي کنار آمدن با خويشتن در ارتباط با گذشته و تاريخ خود و ديگر تمدن هايي که شايسته است به مطالعه و احترام گذاردن به آنها پرداخته تا از اين رهگذر بتواند يک ساختار فرهنگي و تمدني مناسب براي فرزندان خود به ارث بگذارند.

فارغ التحصيلي در علم عروض و شعر
 
از سوي ديگر «فرهنگسراي شعري طرابلس» و مؤسسه «جايزه عبدالعزيز سعود البابطين به نوآوري شعري» در هتل «کواليتي ان» مراسم فارغ التحصيلي دانشجويان دو دوره سوم و چهارم علم عروض، شعر شناسي و مهارتهاي زبان را جشن گرفتند. در اين مراسم وزير فرهنگ «طارق متري» و نماينده رئيس «نجيب ميقاتي» ، دکتر «عبدالله ميقاتي»، و وزير سابق «عمر مسقاوي»، و «عصام کبارة» از طرف نماينده مجلس «محمد کبارة»، و سفير کويت «سليمان السعيد»، و رئيس شهرداري طرابلس «مهندس رشيد حمالي»، و رئيس انجمن پزشکان شمال دکتر «غسان رعد» و برخي ديگر از چهره هاي فرهنگي، پرورشي و تبليغاتي نيز حضور داشتند.
در اين مراسم پس از خوشامدگويي از سوي «احمد يوسف» يکي از اعضاي فرهنگسرا، رئيس فرهنگسرا دکتر «حسن الايوبي» در سخناني با اشاره به اينکه هدف اين دوره ها پرورش موهبت هاي شعري و پر و بال دادن به آنها بوده گفت: اين ايده بدنبال احساس مؤسس مرکز «عبدالعزيز بابطين» در خصوص جاي خالي ميدان شعر و ادب نشأت گرفت.
وي از دو وزير فرهنگ و آموزش و پرورش خواستار رسيدگي به اين قبيل امور شد. او به مؤسسه بابطين پيشنهاد پذيرفتن هزينه اعزام علاقه منداني که مستعد به شرکت در اين دوره ها جهت گرفتن تخصص در دو علم زبان و عروض هستند را ارائه نمود.
سپس «طارق متري» وزير فرهنگ در طي سخناني از فعاليتهاي فرهنگسرا که با پشتنوانه مؤسسه بابطين به نمايندگي شخص رئيس مرکز که خود مجري اين پروژه عظيم در تشويق ادبيات عرب و فرهنگ عربي از طريق برگزاري کنفرانس و سمينارها و پيشتيباني از دوره هاي آموزشي و توجه به شعراء در همايش هاي دوره اي در شهرهاي مختلف - که آخرين آن در «قرطيه اسپانيا» بود- تشکر نمود. او همچنين از مؤسسه بابطين به خاطر اجراي پروژه اين مرکز قدرداني نمود.
وي در باره پروژه مؤسسه جهت برافراشته نگاه داشتن پرچم شعر عربي و فراهم سازي زمينه مناسب در اين خصوص گفت: «از پنج سال پيش تا کنون توانستيم 720 دوره در زمينه علم عروض و فهم شعر را برگزار کنيم که طي آن 5500 دانشجو فارغ التحصيل شدند. وي اضافه نمود: من به تازگي در مراسم فارغ التحصيلي دو دوره در دانشگاه قاهره بودم که در ان 550 فارغ التحصيل مرد و زن شرکت داشتند که در ميان آنها افرادي در سمت قاضي، نماينده مجلس، و يکي از وزراء نيز به چشم مي خورد. براي من جاي بسي خوشوقتي بود که در اين دوره ها، از محيطهاي گوناگون و با ذوق و سليقه هاي متفاوت و با آماري فراتر از انتظار، دانشجويان علاقه مند تمايل به شرکت در اين دوره ها را دارند که نشان از سلامت جو و فضاي شعر و ادب دارد.
در پايان پس از سخنان «فرح صفوح» به نمايندگي از سوي دانشجويان فارغ التحصيل، دو برنده جايزه وبژه، «محمد زغموت» و «فرح يکن» منتخبات شعري خود را در جمع حاضرين سرودند. سپس رئيس فرهنگسرا دکتر «الايوبي» جهت تکريم، زره هايي را به وزير « طارق متري»، رئيس شهرداري طرابلس، و الميناء، و اساتيد دوره تقديم نمود. وي همچنين يک زره ويژه به طور جداگانه به آقاي «البابطين» اهداء نمود.

 ------------------------------
روزنامه النهار مورّخ  23/ 9/ 2005

 


پروژه قانون نظام مند ساختن  وزارت فرهنگ لبنان

بعد از تلاشهاي طولاني که پنج سال به طول انجاميد، کميسونهاي نمايندگان دو پيش نويس قانون مربوط به نظام مند وزارت فرهنگ و تأسيس چهار مؤسسه عمومي مرتبط به اين وزارتخانه  را  تصويب نمود.
سالها بود که فرهنگ در لبنان از نظر دولتمردان و کابينه هاي متوالي يک موضوع  حاشيه اي  و به عنوان يک هيأت الحاقي به وزارت تربيت ملي تلقي مي شد، تا اينکه هيأت وزيران در جلسه منعقده خود در تاريخ 27 / 11/ 1991 م، قانون تأسيس وزارت فرهنگ لبنان را تصويب نمود و در تاريخ 2 مه 1993 قانون 215 مبني بر ايجاد وزارت فرهنگ و آموزش عالي صادر شد. هفت سال بعد قانون 247 در تاريخ 7/ 8/ 2000 صادر شد و وزارت فرهنگ به موجب ماده 11 اين قانون سازماني مستقل به حساب آمد. از آن زمان پنج وزير اين پست را به عهده گرفته اند وليکن ساختار و چارت سازماني مشخصي نداشت که در نتيجه فاقد عملکرد و توانمندي مناسب جهت انجام مأموريتهاي مطلوب باقي ماند.
در سال 2000 هنگامي که دکتر «غسان سلامه» به عنوان وزير فرهنگ انتخاب شد، قول داد وزارت فرهنگ را تبديل به وزارتخانه اي نمايد که همگان به تکاپو افتاده و در خدمت از يکديگر گوي سبقت بجويند اين در حالي است که تا قبل از آن همه از آن گريزان بودند، زيرا اين وزارتخانه هيچگونه خدمتي که روي کانديداهاي خود را سفيد نمايد ارائه نکرده بود. اين وزير به همراه تيم خود با تلاش پي گير بر روي پروژه قانون سازماندهي و ايجاد مؤسسه هاي عمومي تابعه کار کردند. در تاريخ 15/2/2002 به کميته تربيت ملي و مالي و موازنه و مديريت قضائي دو پيش نويس قانون در ضمن دو لايحه ارسال شد. لائحه اول با شماره 7425 مربوط به مؤسسه هاي عمومي مرتبط با وزارت فرهنگ مي باشد که در 26/11/2002 مورد تصويب واقع شد، و لائحه دوم به شماره 7426 مربوط به سازماندهي وزارت فرهنگ مي باشد که در تاريخ 12/ 6/ 2002 طرح آن به اتمام رسيد. وليکن هر دو طرح مذکور تنها در دستور کار نمايندگان مجلس باقي ماند تا اينکه «طارق متري» به عنوان وزير، راه اندازي دو پروژه را در کميته «مديريت و عدالت» خواستار شد. سپس رئيس جديد کميته «روبير غانم» با فعال نمودن هر دو مورد، آن دو را در جدول کار اولين جلسه کميته قرار داد و قرار شد بحث و گفتگو در مورد پروژه ها و مخصوصا موضوعات مربوط به ايجاد مؤسسه هاي عمومي در 24 اوت  2005 کار قانوني اين دو پروژه به اتمام رسيد و مورد موافقت همگان واقع شد، و در حال حاضر منتظر تشکيل نشست عمومي کميته هاي نمايندگان براي اعلام رسمي و تصويب نهايي مي باشد.
وزير فرهنگ «طارق متري» - دوست دکتر سلامه – با اظهار خرسندي نسبت به اتمام کار در ايام تصدي وي، معتقد است اين قانون از اهميت بسيار زيادي برخوردار مي باشد زيرا ويژگي اصلي آن نرمي و انعطافي است که به موجب آن هردو بخش دولتي و خصوصي مي توانند در کنار يکديگر به صورت شراکتي کار کرده و اجازه دارند – خارج از بودجه معين شده – از منابع بيروني مثل جهات رسمي، بين المللي و دوستان مختلف کمک بگيرند. ويژگي اين طرح در اين است که طي آن به مؤسساتي که مايل باشند زير نظارت هيأت مديره متشکل از شخصيت هاي برجسته فرهنگي کار کنند اجازه تأسيس داده شده است. اين امر باعث افزايش حجم کار شده و وزارتخانه را از قيد و بند بروکراسي هاي اداري مخصوصا در مورد استفاده از کمک هاي مردمي و خيّرين آزاد نموده و دايره کنترل و نظارت ديوان محاسبات را محدودتر مي نمايد که خود نشانه انعطاف و نرمش بيشتر در عملکرد مي باشد.
وي افزود آنچه که در نظر من از اهميت بيشتري برخوردار است اينست که اين قانون به ما اجازه مي دهد تا در اداره مؤسسات به ويژه کتابخانه ملي شوراي عالي موزه ها بتوانيم از شخصيت هاي خارج از لبنان استفاده کنيم. يعني به جاي آن که مدير کتابخانه ملي کارمندي باشد که از طرف وزارت فرهنگ منصوب گردد، مي تواند بصورت يک هيأت مديره که متشکل از شخصيت هاي دانشگاهي و فرهنگي باشند که با کتاب و کتابخانه آشنا بوده و به خوبي با آن مأنوس باشند... همينطور در مورد شوراي عالي عمومي موزه ها تلاش بسياري جهت تأسيس آن صورت گرفت، بطوريکه تعداد زيادي از موزه هاي خصوصي هستند که امکان ملحق شدن به آن را دارند.
وي در مورد احتمال تعديلاتي در خصوص طرح فوق به هنگام تصويب نهايي آن در مجمع عمومي کميته ها گفت: «به طور کلي، هنگاميکه کميته مديريت و عدالت يک پروژه قانوني را به تصويب مي رساند، در مجمع عمومي خيلي سخت گيري نمي شود، اما در عين حال بايد بدانيم که مجلس اختيار کامل دارد تا در صورت صلاحديد، هر گونه تعديل و تغيير ضروري را اعمال نمايد. اما من اميدوارم اين اقدام خيلي سريع انجام پذيرد».
  وي در خصوص گام بعدي پس از تصويب نهايي اظهار داشت: «گام بعد منوط به صدور قوانين اجرايي و جزئيات آن مي باشد که فقط در حيطه اختيارات هيأت وزيران مي باشد. بر اين اساس، وزارت از يک چارت سازماني برخوردار خواهد بود که بر مبناي آن استخدام کارمندان صورت پذيرفته و مؤسسات عمومي تشکيل خواهند يافت.
حال سؤال مطرح اينست که ساختار جديد وزرات فرهنگ به چه صورت خواهد بود؟ مؤسسه هاي عمومي که جديداً تأسيس شده و در ارتباط با اين وزارتخانه خواهند بود، کدامها هستند؟
پروژه اين قانون 4 مؤسسه عمومي مربوط به اين وزارتخانه را در نظر گرفته است که عبارتند از:
1- مؤسسه ملي موسيقي 2- کتابخانه ملي 3- شوراي عمومي موزه ها 4- مرکز بين المللي  علوم انساني. هر يک از اين مؤسسات مي توانند در هر جايي از خاک لبنان شعبه داشته باشند.
 مشروعيت اعمال قدرت و اختيارات اداري وزير فرهنگ در مؤسسات فوق از سوي يک نماينده تام الاختيار دولت انجام مي پذيرد. تصميم گيري نهايي در هر مؤسسه به عهده هيأت مديره بوده که امور اجرايي آن از سوي رئيس به عنوان مدير کل صورت مي پذيرد. در آمدهاي اين مؤسسات از محل بودجه تخصيص يافته از سوي اين وزارتخانه و نيز کمک هاي افراد خيّر و برگشت مالي محصولات و غيره خواهد بود. کليه محاسبات و گردش مالي از سوي ديوان محاسبات کنترل خواهد شد.
ذيلا به شرح هر يک از مؤسسات و اختيارات و فعاليتهاي آنان خواهيم پرداخت.

مؤسسه ملي موسيقي
طي طرح قانون مذکور کلمه «عالي» از نام اين مؤسسه حذف شده و به «مؤسسه ملي موسيقي» تغيير نام خواهد داد. هدف از اين طرح عبارتست از:
1- فراهم آوردن شرايط آموزش موسيقي در سطح عالي در وسيعترين شکل ممکن براي لبناني ها.
2- زمينه سازي شرايط لازم براي ارائه يک موسيقي عالي  جهت افراد با استعداد و مبتکر و سوق دادن آنها به سمت موسيقي حرفه اي.
3- فراهم آوردن شايستگي و آموزش مستمر براي افراد حرفه اي.
4- مشارکت در نشر موسيقي و رواج آن در سطح لبنان، و تشويق افراد با استعداد و مبتکر و اعزام آنها در داخل و خارج از کشور.
5-  تقويت و گسترش پژوهش و تحقيقات در زمينه موسيقي و ميراث موسيقي لبنان و حفظ آن جهت در اختيار گذاردن آنها در دسترس همه دانشجويان، پژوهندگان و علاقه مندان.
براي نيل به اهداف مذکور اين مؤسسه مي بايست اقدام به تأسيس شعبه هايي متعدد در مناطق مختلف لبنان نموده و فعاليت هاي در اين راستا گسترش دهد. از جمله اين اقدامات عبارتند از: تأسيس مؤسسه هاي عالي موسيقي، ارائه برنامه و متدولوژي آموزش موسيقي، برگزاري کتابخانه تخصصي موسيقي، برگزاري کنفرانس ها و دوره هاي آموزشي و کارگاه آموزشي، برگزاري جشنواره هاي موسيقي که در آن اعضا هيأت علمي، دانشجويان، فارغ التحصيلان و هنرمندان حرفه اي خارج از مؤسسه حضور داشته باشند.

شوراي عمومي موزه ها
لايحه قانون اهداف شوراي عمومي موزه ها را چنين ذکر مي کند:
1- تأسيس موزه هايي با موضوعات مختلف فرهنگي به ويژه در زمينه آثار و ميراث باستاني و انواع هنرهاي تجسمي، موزه ها ي تاريخي و مديريت آنها.
2- حفظ و نگهداري دارايي و اشياء فرهنگي تحت پوشش وزارتخانه و جمع آوري، حراست، تأمين، نگهداري، تجهيز و عرضه آنها در موزه هاي تابعه.
3- پيشنهاد توسعه مجموعه هاي مختلف از دارايي اشياء فرهنگي که مي توان براي عرضه آنها اقدام به تأسيس موزه  نمود.
4- پشتيباني از تأسيس موزه هاي عمومي و خصوصي در تعداي از مناطق و پشتيباني از اقدامات و استقبال مردم در جهت تأسيس اين قبيل موزه ها، گسترش موزه هاي موجود، مشارکت در گسترش مجموعه و آثار اين موزه ها و بهبود بخشيدن به نوع خامات قابل ارائه و استفاده از اين مجموعه ها به نحو احسن.
در راستاي نيل به اهداف مذکور اين شوراي مي بايست بطور ويژه اقدامات ذيل را انجام برساند:
- رعايت بي طرفي در امر خريد، قبول کمک به رسم هديه يا امانت يا اعتبار و يا ديگر راههاي قانوني مجاز در خصوص دارايي هاي فرهنگي متعلق به لبنان.
- محافظت از دارايي هاي فرهنگي، نگهداري، اهليت، قرض دادن، اجاره دادن،مبادله و يا بخشش آنها بر اساس قوانين لازم الاجراء.
 
کتابخانه ملي
اهداف تأسيس کتابخانه ملي عبارتنداز:
1- جمع آوري انواع نشريات محصولات و دستاوردهاي فکري و انديشه اي ملي و نگهداري از آنها بطور دائمي و شناساندن آنها.
2- جمع آوري اسناد و مدارک و منشورات داخلي و خارجي مربوط به لبنان و نگهداري از آنها.
3- در اختيار قرار دادن اسناد، مدارک و منشورات براي دانشجويان، پژوهشگران و علاقه مندان.
4- مشارکت در توسعه کتابخانه هاي عمومي و گسترش اين مجموعه ها و بهبود بخشيدن به نوع خدمات قابل ارائه و استفاده به نحو احسن.
5- تقويت شايستگي هاي ملي در زمينه تخصص هاي مربوط.
6- تقويت پژوهش و تحقيقات در زمينه کتاب و کتابخانه و اطلاع رساني.
در راستاي تحقق بخشيدن اهداف فوق کتابخانه ملي مکلف به انجام وظائف محوله از سوي اين پروژه شد که ذيلاً ذکر مي گردد:
- جمع آوري انواع محصولات فکري که در داخل لبنان توليد مي شود وقرار دادن آنها در اختيار همگان.
- رعايت بي طرفي در خريد، کمک، قرض، اعتماد و ديگر راههاي مجاز.
- و نيز در خصوص اسناد و محصولات خارج لبنان که متعلق به لبنان و لبناني ها بوده و يا محصولاتي که در راستاي ارائه شناساندن بهتر لبنان و لبناني ها توليد شده اند.
- در اختيار گرفتن محصولات انديشه و فکري که از هر منبع و با هر سرمايه گذاري و به هر گونه ديگر بوده و تعريف کامل از قبيل نگهداري، آماده سازي، قرض دادن و قرض گرفتن، اجاره دادن، مبادله و يا بخشيدن آنها.
- ايجاد يک فهرست واحد و بيبلوگرافي از محصولات فکري و تعميم آن به ساير کتابخانه ها
- شناساندن مجموعه هاي کتابخانه ها و ديگر مؤسسات، برگزاري نمايشگاه و تالارهاي مطالعه، پشتيباني از تحقيقات و پژوهش هاي در راستاي کتاب و کتابخانه.
- در اين پيش نويس قانون بر بندي تصريح شده که به موجب آن مي بايست از هر محصول فکري که با هر مقدار پشتوانه مالي در داخل لبنان توليد مي شود، دو نسخه بطور مجاني به کتابخانه ملي اهدا شود تا در اختيار همگان قرار گيرد.

مرکزبين المللي علوم انساني
ماده 37 پيش نويس قانون به مرکزبين المللي علوم انساني اختصاص دارد که به موجب آن اين مرکز تابع قوانين اين طرح بوده که با احکام و قوانين سازمانهاي ذيربط جهت تأسيس در تعارض نمي باشد، به ويژه قرار داد امضاء شده در قانون شماره 27/ 19 مورخه 23/ 2/ 1999 ميان لبنان و سازمان يونسکو، و قانون شماره 4266 مورخه 1/2/2001 که حاوي اصول کلي اجراي قرارداد مي باشد.

چارت تشکيلاتي
طرح قانون مذکور وزارت فرهنگ را به سه اداره تقسيم نموده است:
1- اداره کل امور فرهنگي: اين اداره کل مسؤول رسيدگي به انواع هنرهاي تجسمي، حرف و پيشه و آداب و رسوم مردمي، ادبيات و محصولات فکري، تئاتر و هنر پانتوميم، سينما، انواع فنون تکنيکي شامل سمعي و بصري، وسائل ارتباط جمعي.
اين اداره کل شامل 4 اداره مي باشد که عبارتند از: فنون و آداب، صنايع فرهنگي و اقتصاد معرفت، تعاون،  انسجام ملي، و کتابخانه ملي.
1- اداره کل آثار: رسيدگي به تأسيسات و مراکز باستاني و تاريخي، صلاحيت و مأموريت هاي تعويض شده از سوي احکام وارده در قانون آثار باستاني به اين اداره کل واگذار شده است.
اين اداره کل از سه اداره زير مجموعه تشکيل مي گردد: تأسيسات باستاني و ميراث ساختماني، حفارهاي باستاني، دارايي هاي منقول باستاني.
2- اداره کل مديريتي مشترک، که مسؤوليت هاي ذيل را بر عهده دارد: برنامه ريزي و ارائه بودجه وزارتخانه و نظارت بر حسن انجام آن، ارائه سيستم اطلاع رساني و مديريت آن و تلاش در جهت گسترش مستمر، جمع آوري اطلاعات در زمينه موضوعات مورد توجه وزارتخانه و تحليل و انتشار آنها، انجام پژوهش هاي لازم در جهت پشتيباني از برنامه ريزي و اجرا و ارزيابي، انتشار اسناد صادره از سوي قسمتهاي مختلف وزارتخانه، تنظيم کتابخانه و غني سازي آن با انواع اسناد و مدارک و منشورات، بررسي و تحليل مسائل قانوني محوله، کمک و ياري رساندن به وزير در انجام مأموريتهاي محوله در ارتباط با ساير مؤسسات عمومي و دستگاههاي ذيربط، رسيدگي به روابط عمومي وزارتخانه و امور تعاون فرهنگي خارجي.
اين ادراه کل از دو بخش منافع امور قانوني، و سرپرستي و روابط خارجي تشکيل يافته است.
وظايف اين وزارتخانه به دو قسمت درجه اول (آثار باستاني و فرهنگ) و 13 وظيفه از درجه اولويت دوم که شرايط هر يک مشخص شده است، تقسيم مي گردد. به لحاظ مالي نيز در پيش نويس قانون آمده است: «نرخ مبلغ وروديه کليه مؤسسات و مراکز باستاني و تاريخي از سوي شخص وزير فرهنگ پس از استعلام از شوراي شهرداري مربوطه تعيين مي گردد. بلافاصله پس از اجراي اين قانون کليه اموال منقول و غير منقول و اعتبارات مالي و صلاحيتها و برنامه ها و فعاليتها، پروندها و ديگر امور مهم که عايدات آن از طريق قصر يونسکو بوده و در حوزه وزارت آموزش عالي يا زير نظر آن باشد به اين وزارتخانه تعلق خواهد داشت. جزئيات اجراي اين قانون در بخشنامه هايي که از سوي هيأت وزيران و با پيشنهاد وزير، پس از تصويب نهايي آن در مجمع عمومي کميسيون هاي پارلماني اتخاذ مي گردد، تعيين خواهد شد».
 

روزنامه النهار مورّخ  21/ 9/ 2005

 


نظرات و ديدگاهها


لبنان و ترور شخصيتهاي شبه اسطوره اي مطبوعات

 با ترور «سمير قصير»  نويسنده و روزنامه نگار برجسته لبناني، دامنه سوء قصدهاي سياسي که لبنان طي سال 2005 شاهد آن بوده است به شخصيتهاي رسانه اي و مطبوعاتي نيز کشيده شد.
 هنوز امواج محکوميّت ترور او ادامه داشت که «مي شدياق» تحليل گر و مجري برنامه هاي سياسي تلويزيون LBC   در يک سوء قصد نافرجام مورد هدف قرار گرفت.
 ترور اصحاب رسانه در لبنان آنگاه به اوج رسيد که «جبران تويني» نويسنده جسور مسيحي و سردبير روزنامه النهار روز دوشنبه 21 آذر 84 در منطقه المکلّس در 10 کيلومتري شرق بيروت بر اثر انفجار بمب کشته شد.
 «جبران تويني» که در انتخابات پارلماني ژوئن 2005 (خرداد ماه 84)به مجلس لبنان راه يافته بود در سال 1957 در بيروت بدنيا آمد. او فرزند «غسّان تويني» نويسنده، وزير پيشين و مؤسس روزنامه النهار لبنان که از مهمترين روزنامه هاي جهان عرب به شمار مي رود، بود. مادر او اديب و شاعر? لبناني «ناديا محمد علي حماده» نام داشت و همو خواهر «مروان حماده» (وزير کنوني مخابرات دولت لبنان) است که در سلسله ترورهاي يکسال گذشته لبنان نخستين فردي بود که مورد سوء قصد قرار گرفت و البته جان سالم بدر برد.
 جبران تويني هر چند در جرگه مخالفان سوريه قرار داشت و روزنامه النهار را آشکارا به تريبوني براي مواضع ضدّ سوري تبديل کرده بود امّا حتي مخالفان او که چندي پيش شعار «ديک النهار بوق الاستعمار» (اشاره به آرم روزنامه النهار که سرِ يک خروس است) سر مي دادند نيز ترور او را محکوم کردند.
 «تويني» با قدرت بيان و قلم خود نقشي مؤثر در برپايي تظاهرات 14 مارس 2005 که منجر به سقوط دولت «عُمر کرامي» و تغيير و تحولات پس از آن در لبنان شد، داشت. او از ادبيات بخوبي بهره مي جست و نثر مسجّع او در تظاهرات ياد شده که به صورت يک قَسَم ايراد شد، هم اينک ترجيع بند رسانه ها و شبکه هاي تلويزيوني هم خط او شده است که: نُقسمُ بالله العظيم، مسلمينَ و مسيحيين، أن نَبقي مُوحَّدين، الي ابد الآبدين، دفاعاً عن لبنان العظيم. (به خداي بزرگ سوگند مي خوريم، همگي ما مسلمانان و مسيحيان که يکپارچه و متّحد بمانيم، براي هميشه و هميشه، بخاطر دفاع از لبنان بزرگ).
 نقش رسانه ها و قلم نويسندگان در ايجاد تحوّلات کنوني لبنان، نقشي کليدي و فوق العاده مؤثر بوده است. آماده ساختن فضا، اطلاع رساني، خبر سازي و تحليل آفريني همگي زمينه هاي تغييرات بعدي را در لبنان فراهم آورد. از اين منظر مي توان به اين باور رسيد که اهميت يک نويسنده يا يک روزنامه نگار در چنين شرايطي هرگز کمتر از اهميت و تأثير گذاري يک سياستمدار يا يک فرمانده نظامي نيست.
 هر چند پي بردن به عوامل اين ترورها براي کساني که روند حوادث و اتفاقات لبنان و منطقه را به دقّت دنبال مي کنند، چندان دشوار نيست امّا سربسته مي توان گفت استعمارگران جديد حاضرند دوست و دشمن خود، هر دو را براي ايجاد شکاف، اختلاف و نفرت در ميان طوائف لبنان قرباني کنند.

 

ايران و عراق و روابط فيما بين


روزنامه الحياة مورخ 27 اکتبر 2005 مقاله زير را که حاکي از نگاه يک نويسنده عرب نسبت به ايران مي باشد، درج نموده است.
ايران سرزميني است مرتفع با تپه هاي گسترده و جنگل هاي فراوان. اما از آنجا که مجموع محصولات زراعي اين کشور کفاف جمعيت آن را نمي داد، به همين جهت مجبور بود از ناحيه همسايگان شرقي و غربي- به ويژه غرب- مايحتاج خود را تامين نمايد. در اين ميان عراق از دير باز لقمه خوبي براي ايران به شمار مي آمد.
مردم قديم گمان نمي کردند ضرورت مـنـافـع شـخـصــي تا آنجا ارزش داشـته بـاشـد که همسايه اي بخواهد در صورت نياز، به سرزمين همسايه خود تعدي نمايد. آري، انديشه اشغال عراق از سوي ايران، به ساليان دراز برمي گردد. اولين بار در هزاره دوم قبل از ميلاد، حکومت بابلي ها به سرکردگي حمورابي و سپس آشوريان در شمال، و نيز در اواخر هزاره سوم و نـيمه هــــزاره اول قبل از ميـلاد، دست به اشـغـال گـري زدند. پس از آن نوبت به حکومت به کـلداني ها يا بابلي هاي جديد رسيد که منطقه را تحت سلطه خود در آوردند. اما عمرهمه اين حکومت ها به انقراض مي گراييد. با سقوط دولت کلداني، فارس ها توانستند عراق را به اشغال خود درآورند، و از آنجا که يک حکومت مقتدر مرتب و منظم بودند به اشغال عراق اکتفا نکردند و سرزمين شام و وادي نيل را نيز به تصرف درآوردند. بدين ترتيب يک امپراطوري عظيم با سيستمي جديد تاسيس شد که بموجب آن مرزبندي جديد صورت گرفت. و هر مرزبان مسؤول اداره يک استان شد که همراه او يک فرمانده ارتش نيز به عنوان مسوول نظامي منطقه در آن استان مستقر مي شد.
اين حکومت نيز به علت دچار شدن به کبر و غرور فرو ريخت. آنگاه که اسکندر در قرن چهارم قبل از ميلاد با غلبه بر امپراطوري فارس، بلاد شام و وادي نيل را از چنگ آنها درآورد. سپس به سوي شرق لشگر کشيد تا آنکه به هند رسيد. بدين ترتيب امپراطوري  فارس منقرض گشت. البته در اين منطقه گاه گاه دولت هايي ظهور مي کردند که سرانجام در سال 226 ميلادي دولت کسرائيان ظهور نمود که نام پادشاهان آن با لقب « کسري» همراه بود. سپس سلجوقي ها با استقرار در بغداد به نيابت از خليفه به اداره امور مي پرداختند که دست بر قضا بخت و اقبال نيز با آنها همراه بود و به قول معروف لقمه چرب و نرمي از سوي «المورودي» در دهان آنها گذارده شد. دوران خلافت عباسي ها خيلي به طول نيانجاميد و با ظهور بويـهـيـيــن حکومت ايشان نيزبه پايان رسيد.
سپاهيان ترک در دوران «المعتصم» پايتخت را از بغداد به سامراء در شمال عراق منتقل ساختند. سپس سلجوقيان به صورت فردي و گروهي براي مدتي قدرت را در دست مي گرفتند. آنها تنها به سيطره بر بغداد بسنده نکردند و هر يک براي خويش مملکت جداگانه اي را در شمال سرزمين شام و ديگر مناطق از آن خود مي ساختند. در قرن سوم هجري فاطميون که رقيب سرسخت عباسي ها به شمار مي رفتند در مصر خلافت را به د ست گرفتند. نکته قابل توجه آنکه فارس ها شيعه را به عنوان مذهب رسمي خود اعلام نمودند، در حالي که عباسي ها از مذهب اهل سنت برخوردار بودند. از اينجا بود که فاصله ميان ايران و اعراب وسعت يافت، زيرا ايرانيان طعم تلخ شکست از اعراب را فراموش نکردند و به همين سبب پيوسته به انتقام فکر مي کردند. اما شرايط آنقدر هم آسان نبود که هر پادشاه يا سردار ايراني بخواهد منطقه تحت نفوذش را گسترش دهد.
پس از سقوط بغداد در دوران اشغال هولاگو در سال 656 هجري / 1258 ميلادي خلافت به مصر انتقال يافت و دولت مماليک تاسيس گرديد، که خود داستان جداگانه اي دارد. انديشه اشغال عراق پيوسته در فکر و ذهن ايراني ها سايه افکنده بود، زيرا عراق را عامل شکست خود مي دانستند، تا اينکه دولت صفويه در قرن دهم هجري ( قرن پانزدهم ميلادي) بر مسند قدرت تکيه زد. در آن زمان دولـت عـثـمــاني در اوج عـزت بود. از ايـنـرو جـنــگ هاي عظيمي ميان صفوي ها و عثماني ها به خاطر اشغال عراق به وقوع پيوست. صفوي ها که به دنبال اشغال عراق بودند در رويايي با عثماني ها شکست خورده و از اجراي اين انديشه و نيت خود صرفنظر کردند. پس از آن خاندان هاي فارسي گوناگوني در گوشه و کنار دست به قيام مي زدند که شعار آخرين آنها « اشعه خورشيد» بود؛ اما به جهت حضور عثماني ها نمي توانستند کاري از پيش ببرند. تا اينکه با جنگ جهاني اول (1914 – 1918) حکومت عثماني سقوط کرد و انـگـلـيـسـي ها براي اولين بار يک حکومت جديد را پايه گذاري نمودند؛ زيرا تا قـبـل از آن عثماني ها قوي بودند و فرصت فراهم نمي شد. البته رومي ها نيز با اشغال شرق سعي کرده بودند دولت عثماني را منقرض سازند، اما نتوانستند بخش عظيمي از سرزمين « رافدين » که در اشغال ايراني ها بود را تصرف کنند. سپس با ظهور بيزانس ها مبارزات طولاني ميان آنها و کسرائي ها آغاز گرديد که هر يک در مقاطع کوتاهي عليه ديگري پيروز مي شد، اما هيچ يک از اين دو نمي توانست به پيروزي کامل دست يابد و لذا جنگ خاتمه مي يافت.
 در اوايل قرن هفتم ميلادي اسلام در شبه جزيره عرب ظهور کرد. پس از پايان رسالت پيامبر(ص) و ارتحال آن حضرت، يک حکومت اسلامي در حجاز تاسيس شد و شروع به فتوحات اسلامي نمود. در مدت کوتاهي اين حکومت عربي اسلامي، در زمان خلفاي راشدين و در آغاز خلافت اموي ها توانست حکومت بزرگ ايران را شکست دهد. به همين جهت فارس ها فراموش نکرده اند که به دست اعراب شکست عظيمي خورده اند و مي بايست از آنها انتقام بگيرند. از اينرو اولين گام و تجربه آنها در اين راستا، شکست دادن حکومت اموي و در نتيجه  ياري نمودن عباسي ها در رسيدن به خلافت بود. آنها پيوسته مي خواستند بر همه امور سيطره يابند، اما با وجود برخي خلفاي قوي اين امر ممکن نمي شد. ولي بعدها با روي کار آمدن خلفاي ضعيف، در قرن سوم هجري (قرن هشتم ميلادي)، حکومت آل بويه قيام نمود. اگر چه آنها بغداد را اشغال نکردند، اما در عراق رحل اقامت افکندند و اداره امور و حکومت را بدست گرفتند؛ به طوري که حاکمان اين کشور – اگر تعبير درستي باشد – تنها اوامر صادره از ايشان را امضا مي کردند و تحت فرمان آنها عمل مي نمودند. در آن وقت « الماوردي» ( متوفاي اواسط قرن پنجم هجري/ قرن يازده ميلادي) با بدست گرفتن قدرت، اداره امور را مرتب نمود و يک وزارتخانه تاسيس کرد که به موجب آن براي هر بخش، يک خليفه را به عنوان امير از طرف خود منصوب مي کرد تا در همه شوون حکومت از سوي وي نمايندگي تام داشته باشد. اين وضع همچنان ادامه داشت تا اينکه سلجوقي ها که سُــنــّــي بودند خلافت را بدست گرفتند و حکومت شيعي آل بويه را شکست دادند.
در آن زمان عراق از سه استان تشکيل يافته بود: بصره، بغداد و موصل، به ترتيب از جنوب به شمال. انگليس با ادغام اين سه استان، يک کشور مستقل تاسيس نمود. از اينرو بود که ايراني ها ديگر نتوانستند به اهداف انـتـقـامـجــويـانــه خود دست ياند. لذا به حربه سياست پناه آوردند.
شيعه عراق و شيعه ايران، مرکز اصلي علوم حوزوي شيعه اماميه در نجف (عراق) و مدرسه ديگر در قم (ايران)، عواملي بود که ايران جهت اعمال سياست هاي خود از آنها استفاده مي نمود. به عبارت ديگر در ايران سعي داشتند از طريق شيعه اوضاع عراق را بدست گيرند، که البته در اواخر قرن گذشته تا حدودي هم موفق بودند، اما اين موفقيت با انقلاب (امام) خميني در سال 1978 ميلادي افزايش نمود. زيرا حکومت ديني تقويت يافت و بدين سبب نفوذ ايران از طريق شيعه در عراق گسترش يافت. اين نفوذ تنها به عراق کفايت نکرد واز طريق شيعه لبنان  نيز آثار آنها در جنوب لبنان آشکار شد. در دهه هاي گذشته مخصوصا در سه دهه اخير، سوريه نـقــش مهمي را در فراهم نمودن اين فرصت جهت سيطره قوي بر لبنان ايفا نمود. شيعه سياسي در ايران تنها يک مذهب شيعه نيست، بلکه يک حرکت سياسي است که سعي در اعمال نفوذ در عراق ولبنان و در سر راه، بر سوريه دارد. خيلي از افراد به جهت عدم آگاهي کافي و نداشتن تصور مناسب از تاريخ منطقه ازاين سناريو غافل هستند. از اينرو بود که من اقدام به چاپ اين مقاله در روزنامه نمودم تا خوانندگان با مطالعه آن هوشيار شوند، و بدانند که چه مي کنند. و تا آنجا که به من مربوط مي شود، من با استناد بر گذشـتـــه از واقعيت ها پرده برداشتم، ولـي از پيش بيني آينده خودداري مي کنم./أ

 

خليج عربي ... يا خليج فارس؟

آخرين بدعت ايران براي «بهبود» روابط خود با همسايگان، تصميم گمرک اين کشور مبني بر جلوگيري از ورود کالاهايي است که روي آنها عبارت ساخت «الخليج العربي» نوشته شده که مي بايست حتما به «خليج فارس» تغيير يابد..!
اينگونه رفتارها، بر کوته نظري و طرز تفکر تنش دار و منفعلانه دلالت دارد که به دنبال آن ارزش روابط منطقه اي و بين المللي در جهان پويا و پراگماتيزم ناديده گرفته مي شود.
اگر کشورهاي شوراي همکاري با چنين طرز تفکر مشابه، از ورود کالاهاي ايراني به کشورهاي خود جلوگيري نمايند و شرط کنند که بايد عبارت «الخليج العربي» بر روي کالاها حک شده باشد چه اتفاقي خواهد افتاد؟ آيا متضرري بزرگتر از ايران وجود دارد؟ چرا که اين کشور به بازار فعال کشورهاي عربي خليج، بيشتر از بازارهاي خليج به کالاهاي ايراني احتياج دارد. حال سوال مطرح اينست که در تهران چه نوع طرز تفکر افراطي بر افکار کشاورزان و صنعتگران ايراني به اين شکل عقب مانده حاکم مي باشد؟
آيا خليج عربي است يا فارسي؟ اين سؤال بيشتر از آنکه جدي باشد، سخيف به نظر مي رسد.  حقيقت آنست که ساحل خليج مشرف بر ايران، فارسي است و ساحل مشرف بر کشورهاي خليج، عربي مي باشد. اين مسائل ما را به ياد رفتارهاي قومي گري شاه سابق ايران بر ضد دولتهاي خليج عربي به بهانه نام گذاري خليج فارس...مي اندازد!
اگر ما بپذيريم که نام خليج، «خليج فارس» باشد، آيا کشورهاي عربي مشرف بر خليج، ايراني خواهند شد؟ آيا پادشاهي عمان مي تواند تنها به دليل آنکه قسمتي از سرزمين هاي هند در درياي عمان واقع شده اند، آنها را مطالبه نمايد. و آيا هند با استناد بر ادعاهاي تاريخي، مي تواند کشورهاي مشرف بر اقيانوس هند را از آن خود بداند؟ هکذا در مورد مکزيک، آيا اين کشور مي تواند خواستار سيطره بر دولتهاي مشرف بر خليج مکزيک شود؟
اين طرز تفکرهاي افراطي است که روابط همسايگان منطقه و بين الملل را تخريب نموده و از آنها دشمن مي سازد. طرز تفکر ديني افراطي، به دنبال شعله ور نمودن آتش جنگ عليه همگان مي باشد. اگر ما معتقد باشيم که حقيقت با ايران است و آنها همان «فرقه ناجيه» (گروه نجات يافـته) هستـند، ولي اين کـشـور از طريق دخالت مستقيم در امور داخلي عراق با آسـياب بـادي مي جنگد و به دنبال يک تهاجم تنش زا عليه کشورهاي "شوراي همکاري" مي باشد. همچنين با اينگونه اظهارات تحريک آميز که فقط در داخل کشور طرفدار دارد، جامعه بين الملل را عليه خود متحد مي سازد.
ايران و عملکرد سران اين کشور مصداق اين ضرب المثل مي باشند که «  بسا که احمق سود تو را مي خواهد اما به تو ضرر مي رساند»./ أ

روزنامه الشرق الاوسط 31/ 10/ 2005


روزنام? السفير ونقد ديدگاه خاتمي

      روزنامه السفير در مطلبي با عنوان "الرئيس خاتمي في المدينة " مي نويسد:
       سفر خاتمي به لبنان بعنوان فردي عادي بيش تحولات کنوني لبنان يا محاکمه صدام مردم را به خود مشغول کرد. اين امر شايد به اين خاطر بود که خاتمي امروز ديگر کسي را در تنگنا قرار نمي دهد وميتوان از طريق وي پيامهاي ضد ونقيضي را فرستاد. برخي مي خواهند بگويند که اهميت خاتمي فرهيخته در آن است که رئيس جمهور بوده است. با اين وجود خاتمي درمرکز فرهنگي انطلياس همان حرفهايي را تکرار کرد که در دانشگاه قديس يوسف گفته بود اين در حالي است که او رئيس جمهوري است که فـــرق ميـــــان آن دو را مي داند. سخنان او در دانشگاه قديس يوسف در باره گفتگوي تمدنها ووحدت ميان اديان ومهمتر از آن  نظراتش در باره مردم سالاري اسلامي که قائل به حقوق بشر است تأثير وکارآيي بيشتري نسبت به ذکر همين موضوعات درمرکز فرهنگي انطلياس داشت.خاتمي در دانشگاه قديس يوسف بعنوان رئيس جمهور صحبت کرد وبه اين خاطر سقف سخنانش فوق العاده بود اما در انطلياس وي بعنوان يک شخصيت فرهيخته سخن گفت وبه اين خاطر  تأثير آن زياد نبود.
         سخن گفتن از تسامح ديني وگفتگوي تمدنها که بمعني انتقاد از دشمنان غرب وکساني است که آن را کافر مي دانند مي باشد کارآيي بيشتري دارد اگر از سوي رئيس جمهور کشوري اسلامي بيان شود که آمادگي مقابله با غرب محور ايدئو لوژي آن را تشکيل  مي دهد ودر زماني بيان  شود که نزاع بين محافظه کاران مخالف غرب واصلاح طلباني که خواستار شکسته شدن موانع هستند در اوج قرار داشته باشد. اگر رئيس  جمهوري از مردمسالاري اسلامي سخن  بگويد اين کار او انقلاب به شمار مي آيد. کافي است به ميراث بنيادگرايي رجوع کنيم که در آن مردمسالاري کنار گذاشته مي شد. کافي است به تجربه الجزاير وبلکه تجربه ايران بنگريم که داراي دو سر وبلکه دو نظام است: نظام قاعده مند ومردم سالاري که مالکيت دارد ولي حکم نمي کند ونظام شخص محور ومستبدي  که همه چيز را در اختيار دارد وحکومت مي کند. سخن خاتمي در باره پيوند اسلام با آزادي وحقوق بشر تا موقعي که وي رئيس جمهور بود انقلاب به شمار مي آيد ولي وقتي وي تنها انساني فرهيخته است اين سخن کافي نيست  مخصوصاً وقتي با افکار لائيک برخورد پيدا مي کند ووقتي که تجربه رياست جمهوري اش را ناديده مي گيرد.
      بايد بگوييم سخنان خاتمي رئيس جمهور فراتر از سخنان خاتمي فرهنگي وفرهيخته است. اگر اين شخصيت فرهيخته را با امثال علي عبد الرزاق در اواسط قرن گذشته وطه حسين وشبستري وسروش ومحمد حسن امين مقايسه کنيم وي را در بهترين شرايط  انساني منعطف پذير ومسالمت جو مي يابيم
      خاتمي از اين دين که به مکان وزمان بستگي ندارد در مقابل ديدگاه بشري وتاريخي وابسته به شرايط سخن گفت وبا اين وجود از جمهوري اسلامي بعنوان ديدگاهي انساني وتجربه اي تاريخي ياد نکرد. وي از مردم سالاري ديني سخن گفت ولي به تجربه حکومتي که دوبار در رأس آن قرار داشت وانقلابي که برضد مردم سالاري صورت گرفت وضعيف شدن جريان اصلاحات اشاره نکرد. خاتمي گفت انقلاب اسلامي پاسخي به خواستي دوگانه وقديمي در تاريخ ايران بود يعني دين خواهي وتجديد طلبي, ولي  نگفت اين خواست به کجا انجاميد واينکه آيا مي توانست از سرنوشتي که حکومت ايدئولوژيک (ايران) دچار آن شد جلوگيري کند... او به ما نگفت که جمهوري اسلامي سرنوشتي جز سرنوشت نظامهاي سوسياليستي را در پيش رو داشت./م
  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* نوشته عباس بيضون, روزنامه السفير, مورخ 9/12/2005  .


حضور آقاي خاتمي درمرکز فرهنگي انطلياس لبنان


        روز جمعه يازدهم آذر 1384, آقاي خاتمي رئيس جمهور سابق ايران پس از گذشت 9 سال دو باره در مرکز فرهنگي انطلياس در شرق بيروت حضور يافت وبه سخنراني پرداخت. خاتمي در 9 سال گذشته تجربيات زيادي را کسب کرد که در سخنان ونظراتش کاملاً آشکار بود. خاتمي با آن چهره گشاده اش, در ميان مردمي که شيفته روي باز وگفتمان او بودند راحت وآرام بنظر مي رسيد. وي در باره مسائل فرهنگي واخلاقي وگفتمان وامور ديني چيزي کم نگذارد ولي ترجيح داد تا از سياست وجزئيات آن دوري گزيند.
       به هنگام حضور خاتمي در سالني که ديگر جاي خالي در آن باقي نمانده بود مردم با دست زدن از او استقبال کردند. دراين مراسم جمعي از شخصيتهاي سياسي ومذهبي لبنان از جمله خانم نايله معوّض وزير امور اجتماعي, غسان مخيبر, وحسن يعقوب از نمايندگان لبنان, مطران شکر الله حرب نماينده پاتريارک ماروني نصر الله صفير, مطران سليم نماينده پاتريارک گريگوريوس لحام, مسعود ادريسي سفير ايران درلبنان, مطران جورج صليبا, وسرکار خانم رباب صدر شرف الدين رئيس مؤسسه امام موسي  صدر حضور داشتند.
     در آغاز اين جلسه جورج ابي صالح مدير مرکز فرهنگي انطلياس ضمن خوش آمدگويي به حاضران به ديدار9 سال پيش آقاي خاتمي از اين مرکز اشاره کرد ومواضع وگفتمان وي را که در آن خواستار گفتگوي دائم بين اديان وتمدنها است وبر شيوه اي مردم سالارانه تکيه دارد ياد آور شد.
        سپس آقاي خاتمي به ايراد سخنراني وارائه ديدگاه هاي خود پرداخت. وي  سخنان خود با اين سؤال آغاز کرد که :" در چه جهاني زندگي مي کنيم؟ دين دراين دنيا چه رسالتي دارد؟"
     وي در بخشي از سخنانش گفت:" تحولاتي که در عرصه ارتباطات رخ داده وآسان شدن حمل ونقل دريايي وهوايي ونيز تحولات عرصه سياست باعث گرديده تا حجم معرفت جوامع بشري از يکديگر  وکيفيت آن افزايش يابد. ولي متأسفانه اين افزايش معرفتي هميشه با ويژگي صلح خواهانه انسان همراه نبوده است. اروپائيان در دوران هاي معاصر برسرزمين ديگران مسلط شدند. غربيان سعي کردند بر روح وفرهنگ ديگران نيز سلطه يابند. آنان اين امر را بخاطر مصالح وبلندپروازيها واطماع خود انجام مي دادند. انسان سفيد پوست غربي درجهان معاصر, وتا اواخر قرن نوزدهم معياري براي انسانيت قرار گرفت". وي در ادامه افزود:" در هر حال مسيحيت از اين رفتار اروپا محور مبرا مي باشد. اگر کسي با استناد به کلام يا نوشته هاي يک صاحب نظر مسيحي بين اروپا محوري ونژاد پرستي از يک سو ومسيحيت از سوي ديگر ارتباط قائل شود به مسيحيت ظلم کرده است. اگر به تعاليم اصلي مسيحيت که در کتاب مقدس ودر سخنان قديسان مسيحي به شکل روشني تکرار شده بنگريم خواهيم ديد که علت اين پديده مسيحيت نيست. بنابراين بايد به جستجوي دليل ديگري براي آن باشيم چرا که نمي توان يک چنين اموري را به ديني نسبت داد که دوستي ديگران را درامتداد دوستي خداوند قرار  مي دهد. خداي مسيحيان خداي همه بشريت است واين خدا مانند خداي مسلمانان است. مسيحيت مانند اسلام به زمان يا مکان يا نژاد خاصي بستگي ندارد".
       به گفته خاتمي:" مردم در جهان امروز نمي توانند همديگر را درک کنند وبا وجود امکانات فوق العاده ارتباطي کمتر پيش مي آيد که سخن يکديگر را بشنوند. مصيبت بزرگي که عصر معاصر با آن مواجه است همان چيزي است که قرآن از آن با عبارت (نسوا الله فأنساهم أنفسهم) ياد مي کنند. خدا در جهان معاصر فراموش شده است.خدا نيز درمقابل کاري کرده تا کسانيکه او را فراموش کردند باخود غريب باشند.اين غريب بودن با ذات فرهنگيان وسياستمداران را کور وکر وزندگي را براي همه مردم در شرق وغرب تنگ وتلخ کرده است.اين در حالي است که آنان در اوج موفقيتهاي علمي وفناوري وارتباطات قرار دارند. راه معالجه اين ناتواني بازگشت به خدا وزنده کردن نام او وبه دست آوردن صلاحيت براي حضور در عالمي است که طبيعت به پوششي تاريک براي آن تبديل شده است. انسان در جهاني زندگي مي کند که به مراتب از جهان طبيعت بزرگتر است. اگر انسان اين جهان بزرگ را به ياد آورد زندگي در جهان طبيعت برايش آرام بخش مي شود.
      در پايان اين سخنراني آقاي خاتمي به سؤالات حاضران پاسخ گفت. م
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*روزنامه السفير, مورخ 3/12/2005.


ملاقات وگفتگوي آقاي خاتمي با علامه فضل الله

      آقاي خاتمي که به لبنان سفر کرده بود با  علامه محمد حسين فضل الله ديدار وگفتگو کرد. در اين ديدار علامه فضل الله ضمن خوش آمد گويي به آقاي خاتمي گفت:" درايران دو فتح صورت گرفت, فتح اول در انديشه هاي سياسي وفکري ديني امام خميني بود که بايد مورد بحث وبررسي قرار گيرد وفتح دوم در انديشه هاي آقاي خاتمي بود که در رأس آن گفتگوي تمدنها است. موضوع مهم آن است که مصدر هر دو انديشه شخصيتي حوزوي است. شايد مشکل وضعيت کنوني جهان اسلام آن باشد که با رويي باز با يکديـــــگر بـــرخــورد نمي کنيم". فضل الله ضمن تأکيد برگفتگوي ميان اديان وتمدنها خطاب به خاتمي گفت:" شما صلاحيت آن را داريد تا رهبري اين گونه گفتگو وتشکيل کميته هاي آنرا بدست گيريد. به اين منظور مي توانيد از ايران شروع کنيد وسپس به سمت جهان اسلام وپس از آن غرب روانه شويد. من هميشه تأکيد داشتم که مبلغ بـــايـد داراي احساس وشمّ امروزي باشد تا بتواند به شيو ه ها وگرايشهاي نوين راه يابد. شما در حالي از رياست جمهوري رهايي يـــــافتيد که خيلي ها مي خواستند در آن موفق نشويد ولي شما موفق شديد انديشه آزادي را مطرح کنيد وهمچنان اين رسالت را دنبال مي کنيد."
      در اين ديدار آقاي خاتمي ضمن تمجيد از علامه فضل الله گفت:" شما داراي حسي معاصر وابزاري فقهي هستيد که مي توانيد با آن مشکلات جوانان را حل کنيد".وي در ادامه افزود:" پيش از آنکه به غرب برويم بايد به گفتگوي اسلامي- اسلامي بپردازيم تا نشان دهيم اسلام واقعي چيست ؟ "وي بــه شدت از نظر برخي غربيــــان که اسلام را همان تروريسم مي دانند انتفاد کرد:" اگر اين تروريستها غربي بودند آيا مي شد نتيجه گرفت نصفي از مسيحيان تروريست هستند؟"
      خاتمي در پايان اين نشست که حدود يک ساعت به طول انجاميد خطاب به فضل الله  گفت:" با شما خدا حافظي مي کنم ومي گويم که من آزادم همانطور که از مادر زاييده شدم. من درخدمت شما هستم وبه دعا وانديشه هاي شما نياز دارم.". علامه فضل الله نيز در پاسخ گفت:" ارزش آقاي خاتمي درآن است که در هر حالتي آزاده است".م
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه النهار, مورخ 3/12/2005.


خاتمي در سنديکاي روزنامه نگاران لبنان:
منطق تکفيري زاينده خشونت وتروريسم است

       آقاي خاتمي روز پنچ شنبه 10/9/84 با حضور در سنديکاي روزنامه نگاران لبنان به بيان ديدگاههاي خود در باره گفتگوي تمدنها ومسائل ديگر پرداخت. رئيس جمهور سابق ايران در باره گفتگوي تمدنها گفت:" گفتگوي تمدنها بايد مثل آينه شفاف باشد بدين معني که تمدنها رو به روي هم قرار گيرند البته به معني مثبت آن نه منفي. اين گفتگو حالتي  از همزيستي وامنيت واستقرار وشکوفايي را براي تمام ملتهاي جهان بوجود مي آورد تا بدين وسيله درکنار يکديگر قرار گيرند. گفتگوي تمدنها انديشه اي اساسي وجوهري است که بايد کل طرحها وبرنامه ها ي سياسي وعلمي وتوسعه اقتصادي را که ملتها خواهان آن هستند متبلور سازد".
      خاتمي در ادامه افزود:" درقرن بيستم شاهد دو جنگ جهاني اول ودوم وکشتار وآوارگي وويراني ناشي از آن بوديم. دربسياري از  نقاط جهان نيز جنگهاي منطقه اي بوقوع پيوست که خسارتهاي جاني ومالي آن کمتر از خسارتهاي اين دو جنگ جهاني نبود. طبعاً درلبنان شما معني اين امر را بيش از هر ملت ديگري درک مي کند چرا که شاهد جنگهاي داخلي ويرانگري بوديد که ساليان سال بطول انجاميد. در نيمه دوم قرن گذشته نيز شاهد به اصطلاح " جنگ سرد" بوديم که در آن فصل هايي شبيه به پديده تروريسم به وجود آمد که هيچ نقطه از جهان را امن باقي نگذارد. به اين خاطر است که مي گوييم آمريکا نمي تواند اين عملياتهاي تروريستي وجنايتکارانه را در خاورميانه وآمريکاي لاتين وسايرمناطق ببيند ودرعين حال  احساس امنيت کند وخود را از اين پديده جنايتکارانه دور بداند. تروريسم قربانيان خود را فقط از ميان سران ومسئولان ووزيران انتخاب  نميکند. ديديم تروريسم چگونه برجهاي تجارت جهاني ووزارت دفاع آمريکا را که بايد مدافع دموکراسي غربي باشد مورد هدف قرار داد.
        از اينجاست که موضوع گفتگوي  تمدنها به وجود آمد وآن  بدين اعتبار است که بايد مقوله اي که بر روابط  بين الملل حاکم است تغيير کند وبهتر آن است که فضاي ديگري حاکم شود چرا که همگان از تروريسم وجنگ ضرر مي کنند.
       تروريسم ريشه اي اصيل وثابت دارد که عبارت است از خشونت, وخشونت ماهيت وهويتي دارد که همان انديشه ها واوهام گروه هاي ضاله است, گروه هايي که معتقدند حقيقت تنها نزد ايشان است وديگران بايد تسليم اين حقيقت ادعايي شوند والا  بهاي سنگيني بخاطر آن پرداخت خواهند کرد".
     به گفته خاتمي اين منطق زاينده خشونت وجنگ وتروريسم است. جايگزين اين تفکر, گفتگوي تمدنها است. تمدنها بايد مثل آينه درکنار يکديگر بايستند نه در برابر يکديگر, دراين صورت است که هيچ تمدني خود را تمدن مطلق در جهان به شمار نخواهد آورد وتمدنها همگي سعي خواهند کرد تا به يکديگر احترام بگذارند. واينگونه است که مي توان مشکلات را از ميان برد وکوتاهي ها وکاستيها را جبران کرد.
      وي دربخش ديگري از سخنانش درباره نقش رسانه ها گفت:" رسانه ها در همه جا اساس گفتگو با افکار عمومي هستند.استمراريت اين وسائل به تأمين آزادي براي آنان بستگي دارد. لبنان داراي آزادي ويژه اي براي مطرح کردن انديشه ها ونظرات در ميان همگان است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*روزنامه الانوار, مورخ 2/12/2005.


نقد عملکرد حزب الله لبنان از نگاه روزنامه الحيات

روزنامه الحيات مورّخ  6/ 11/ 2006  در مطلبي با عنوان «حزب الله اللبناني:
کيل بمکاييل» مي نويسد: از تظاهرات شبه مليوني که در حمايت و طرفداري از سوريه از تظاهرات شبه مليوني که در حمايت و طرفداري از سوريه صورت گرفت تا اهداي تفنگ اسرائيلي «يوزي» به «رستم غزاله» به رسم هديه و تقدير از « نقش ملي او در لبنان» و نيز ورود به دولت پس از عضويت در پارلمان، و در نهايت تاييد سوريه در سطح « مردم و حکومت» عليه گزارش «ميليس» و مردود شمردن گزارش «لارسن» و... همه اين موارد نشان دهنده حاکميت يک ذهنيت و طرز تفکر واحد بر «حزب الله» لبنان مي باشد. نه ذهنيتي که حاکي از مردان جنگ هاي خياباني که از جنگل و کوهها آمده اند ... و نه ذهنيت از دولتمردان آينده اي که در معماري و ساختار مؤسسات دولتي و ارتباطات خارجي تخصص دارند، بلکه ذهنيتي بينابين مي باشد. چيزي مرکب از قانون و بي قانوني، مملو از آشوب و انضباط کامل ( به عنوان مثال در مراسمي که از سوي حزب الله در آخرين جمعه ماه مبارک رمضان برگزار شد از اسلحه خبري نبود، ولي خبرنگاران آنرا «شبه نظامي» توصيف نمودند.)
بايد دانست شعارهايي نظير «وحدت» ظاهري گفتمان از قبيل «پشتيباني مقاومت» و «مبارزه با آمريکا و اسرائيل» ... نبايد اهرم فريب قرار گيرد؛ چرا که اين موارد جزئي ازهمين سناريوي داخلي آنها مي باشد. اينها با اتکال به برخي از مردم و يا به عبارتي بسيج مردمي شيعه لبنان است که از سوي اسرائيل مورد تهديد مي باشند و حزب الله توانسته اغلب آنها را به خود جذب نمايد.
اما آنچه وراي اين زرق و برق معارض که همه مشروعيت خود را از قضيه فلسطين و آزاد سازي قدس از دست اسرائيل بدست آورده است، همان حقيقت و ذهنيت مذکور نهفته است که اين حزب را ميان ساير احزاب داخلي، ممتاز جلوه داده است. بنابراين حزب الله  مثل ساير معارضين، از هيچ فرصتي به نفع خود در محکوم نمودن  سياست هاي بين المللي مخصوصا سازمان ملل متحد، دريغ نمي ورزد، و پيوسته در تقويت و حمايت از سازمان بين الملل و قطعنامه هاي صادره از سوي آن، مخصوصاً در مورد لبنان و فلسطين مبني بر عقب نشيني اسرائيل که در راستاي منافع اين دو کشور مي باشد، تلاش مي نمايد. اما در مقابل، هر قطعنامه اي بين المللي که با منافع روؤساي اين حزب سازگاري نداشته باشد را نپذيرفته و به بهانه اينکه در جهت منافع طايفه و وطن نمي باشد، آنها را مردود مي شمارد، و بعضا قطعنامه هاي بين المللي که به نفع اين حزب يا هم پيمانانش نباشد را در ابتدا قبول مي نمايد، اما در عمل با آن مبارزه مي نمايد.
به عنوان مثال در تظاهرات « روز قدس» دبير کل حزب الله  به توجيه تناقض ميان پذيرش قطعنامه بين المللي تحـقـيق در مورد جنايت ترور «رفيق حريري» از سوي حزب، و رد نتايج آن مي گويد: «ما به هنگام تشکيل يک کميته تحقيق بين المللي به احترام برخي از لبناني ها و نيز احساسات و خواسته خانواده شهيد «رفيق حريري» سکوت نموديم». حال مي بايست به تحلـيـل «احترام» مورد نظر پرداخت و آن را معني نمود تا «معيار» مورد پذيرش «حزب» در اين مورد مشخص روشن شود.
واقعيت اينست که معيار و ملاک هاي اين حزب محدوده خاصي ندارد. در اين ميان معياري و ملاکي که بيشترين انعکاس را داشت موردي است که به «ميانجيگري خارجي» مربوط مي شود. چه اين حزب پس از خروج نيروهاي سوري از لبنان، يعني هفت ماه پيش، لحظه اي از محکوم نمودن  نفوذ و وصايت آمريکا در لبنان دست بر نمي دارد. در همين راستا بود که با لحن شديدي به «ساتر فيلد» و وصف او به عنوان "نماينده عاليرتبه" اقدام به تنظيم تظاهرات جوانان خشمگين عليه آمريکا در مقابل سفارت آمريکا در لبنان نمود. اما در برخوردي متفاوت هيچگونه صحبتي از قيوميت و وصايت ايران از اين حزب به ميان نمي آورد.
شايد به خاطر آن باشد که به دليل ريشه دارشدن آن تا حدي که يکي از بديهيات شده است، ديگر کسي چندان به اين امر توجهي نمي کند. در صورتي که شواهد و قرائن بسيار زيادي وجود دارد که اين توجه را برمي انگيزد. از جمله اينکه « سيد حسن نصر الله » دبير کل حزب الله، وکيل شرعي امام خامنه اي در لبنان مي باشد، که اين مطلب در مهم ترين سايت الکترونيکي مخصوص وي نيز با چنين لقبي ذکر مي گردد. ديگر اينکه ديپلوماسي ايران با همين استراتژي، در امور داخلي لبنان دخالت کرده و با در اختيار قرار دادن پول، اسلحه و آموزش نظامي اين حزب را مورد حمايت خود قرار مي دهد. در اين ميان آنچه که زبان همگان را کوتاه نموده اينست که اين پشتيباني به بهانه «آزاد سازي جنوب لبنان از اشغال اسرائيل» صورت مي گيرد؛ و آنچه که اين بهانه (آزاد سازي) را از بين نمي برد، اينست که تا کنون هيچگونه بحث و بررسي در خصوص اشغال و يا عقب نشيني اسرائيل از لبنان صورت نپذيرفته است.
حال اين سؤال ساده مطرح به ذهن مي رسد که آيا حزب الله بدون ايران مي توانست از چنين موجوديتي برخوردار باشد؟ البته  اين سوال راجع به ساير احزاب وابسته به آمريکا و اسرائيل در لبنان نيز مطرح مي باشد.
به عبارت ديگراگر پشتيباني آمريکا و اسرائيل نبود آيا از اين احزاب خبري بود؟
با وجود اين، حزب الله پيوسته سعي دارد اينگونه وصايت و قيوميت ها را مورد انکار قرار دهد. اگر چه واقعا مي بايست کليه پروژه ها و حتي آثار و نشانه هاي طرح هاي حمايتي و قيوميتي در کشور از سوي بيگانگان از بين برود تا بتوان به يک استقلال واقعي دست يافت ... در غير اين صورت وطن گرايي از نوع دروغين آن نسيب ما خواهد بود.
يکي ديگر از معيار و ملاک ها، « حزب الله  و مؤسسات دولتي» مي باشد. چه اين حزب در عملکرد خود به گونه اي عمل مي کند که در آن واحد، هم با اين مؤسسات است و هم ضد آنها. به اين معنا که با نمايندگان و وزراي خود در قلب قانون گذاري و امور اجرايي کشور حضور دارد... به عبارت ديگر در ساختار مفهوم حکومت لبنان سهيم مي باشد که مهمترين تعريف آن در انحصار گرفتن خشونت و قدرت و سازماندهي آن در زير چتر قانون وفاق ملي است... اما در عين حال اين حق را براي خود به عنوان يک مؤسسه نظامي طايفه اي که در کنار دولت خشونت را به عنوان نيروي بازدارنده يا مستقيم در انحصار گرفته، و مي بايست خارج از چهارچوب ساختار حکومت - که خود اين حزب  نيز در شکل دهي آن سهيم مي باشد- سلاح در اختيار داشته باشد ... و هيچ کس ديگر نيز نبايد در اين تصميم گيري دخالت کند. زبان گفتمان نيز مؤيد اين ذهنيت مي باشد؛ آنجا که دبير کل اين حزب در سخنان خود، اين حزب را در کنار مردم و حکومت سوريه معرفي نکرده، بلکه خود را در کنار مردم، حکومت و سران سوريه مي داند. سران همان مؤسسه اي که قانوني نمي باشند، بلکه اساس آن فقط بر پايه امنيتي استوار بوده که خشونت و قدرت را از راه غير قانوني در انحصار گرفته و... همبستگي با چنين حکومتي که در ارتکاب يک شبه جنايت هولناک متهم است...
آنچه که در سخنان «سيد حسن نصر الله» به چشم مي خورد، چيزي نيست جز غير واقعي جلوه دادن حقايق و تحريف آن به شکل دلخواه وي که هر بار با تفسير و شرحي مبتکرانه به تحليل مسائل پرداخته و سخنان آتش بار و نگران کننده اي را ايراد مي نمايد.
سيد حسن نصر الله در سخنان اخيرش که شدت آن کمتر از موارد قبل نبود، اظهار داشت: « نابودي کشور به مصلحت افراد صحيح نيست». هدف وي با شرح و تفسير اين جمله تنها آرام کردن افکار و اذهان نگران به جهت خطرات اين حزب نه بر عليه اسرائيل، بلکه به خاطر اوضاع عمومى زندگي در لبنان و منطقه بود. خطر مرگ با هر معيار و ملاک از معيارهاي اين حزب در کمين است. اين امرحتي در زبان «منابع» فريبنده با گفتمان قديم و جديد آن نيز قابل مشاهده است. به عنوان مثال رئيس جمهور ايرن که قصد دارد اسرائيل را از نقشه جهان ...حذف نمايد، و نيز تظاهر کنندگان اين «حزب» که پيوسته فرياد «مرگ بر آمريکا» و «مرگ بر اسرائيل» را سر مي دهند. اين يعني مرگ بر ما ... مرگي که از پنجاه سال پيش به همراه ماست، و شايد تا پنجاه سال ديگر هم همراه آن باشيم ان شاء الله ... اكنون مشخص شد که اسرائيل تنها خطر موجود براي مردم، خيرات و عمران منطقه نمي باشد، بلکه اين دخالت ها و وصايت هاي در سطح بالاست که ما را با طرحها و پروژه هاي هم پيمانان خود درگير ساخته است.
اما خطرناکتر از خود «حزب»، روش برخورد سياسي با اين حزب مي باشد. آنچه ضروري است اينست که «حزب» و نيروهاي آن «يک مساله داخلي لبناني» بوده که مي بايست با گفتگو ميان خود لبناني ها حل و فصل شود. اما اين در حالي است که سالها از دوران زندگي ما مي گذرد ولي «گفتگو» فقط عنواني است دور از معنا و غير قابل اجرا که در پشت پرده هاي معادلات پراگماتيزم بر آن سرپوش  نهاده مي شود.
لذا اينطور به نظر مي رسد باز هم سالهاي بيشتر ديگر، و نسل هاي جديد ديگر نيز ضايع خواهند شد. چه، تحويل سلاح اين حزب تنها پس از آزاد سازي فلسطين و يا شايد هم ويراني هاي بصره و... امکان پذير مي باشد./أ

 


معرفي و نقد کتاب


معرّفي کتاب "دائرة المعارف نويسندگان زن عرب"

 

اسم كتاب: موسوعة الكاتبة العربيّة.
نويسنده: گروه نويسندگان.
ناشر: المجلس الأعلى للثقافة ومؤسسة نور للدراسات وأبحاث المرأة العربية، قاهرة، 2005.

     اگر از زمان خنساء تا ولاده  دختر مستکفي تنها 242 شاعر زن وجود داشت از سال 1873 تا سال 1999 تعداد نويسندگان زن به 1125 تن رسيده است. در اين مدت 2899 اثر به زبان عربي, 410 اثر به زبان فرانسه و30 اثر به زبان انگليسي توسّط اين زنان نوشته شده است.
     شوراي عالي فرهنگ مصر ومرکز نور که يک مؤسس? مطالعاتي مصري در بار? زنان عرب مي باشد با همکاري برخي از کاتبان ومحققان عرب اقدام به تهيّه وچاپ دائرة المعارف نويسندگان زن در جهان عرب نموده است. اين دائرة المعارف که "موسوعة الکاتبة العربيّة" نام دارد در 4 مجلد(1200 صفحه) درقاهره منتشر شده است.
     از مجموع 1125 نويسنده اي که در اين مجموعه  نام وزندگي وآثار آنها آمده است 423 نفر داستان نويس, 295 نفر رمان نويس, 391 نفر شاعر, 61 نفر نمايشنامه نويس, 46 نفر خاطره نويس, 49 نفر نويسنده قصه کودکان, 19 نفر متن نويس و7 نفر نويسند? نامه هاي  ادبي هستند. علاوه بر اين 9 نفر در زمينه فيلم وفيلمنامه فعاليت مي کنند. برا ساس اين مجموعه بيشتر شاعران ورمان نويسان زن در جهان عرب به ترتيب از کشورهاي مصر وسوريه ولبنان وعراق مي باشند.
     خـــانم يمني عيد که فصل مخصوص به نويسندگان لبناني را نوشته وخود به کار نقد ادبي مي پردازد در بار? اهميت توجه به موضوع زنان اديب مي گويد:" آثار ادبي زنان تنها به خاطر سلطه قدرتمندان ومردان بر عرص? نويسندگي از صحنه غايب بود. زن عربي از اين غيبت اجباري وسلطه مردانه درادب  رنج مي برد.
     وي در ادامه مي گويد:" طبق مطالعات من در بار? شعر وآزادي زنان, زنان پيشرو در منازل خود آموزش مي ديدند.... حتي در مدارس دخترانه علم عروض تدريس نمي شد چرا که مسئولان نيازي به آن احساس نمي کردند" .م


معرفى كتاب " پديده نو مبلغان"


نام کتاب: ظاهرة الدعاة الجدد.
نويسنده:  وائل لطفي.
ناشر: مشروع مکتبة الاسرة, قاهرة, 2000.

        وائل لطفي نويسنده کتاب "ظاهرة الدعاةالجدد" (پديده نو مبلغان) سعي مي کند تا تعريفات جامعي از پديده نومبلغان که جديداً در جامعه مصر ظهور کرده وتوانسته است خود را مطرح کند ارائه دهد. اين مبلغان از تمام ابزار موجود براي نشر انديشه هاي خود استفاده مي کنند. آنان حتي توانسته اند در شبکه هاي تلويزيوني ماهواره اي وسايت هاي اينترنت راه يابند. بعقيده مؤلف اين نومبلغان از نظر شکل ومضمون با مبلغان سنتي فرق مي کنند. چهره آنان وزبان گفتاري آنان که غالباً بشکلي نمايشي بخود مي گيرد وموضوعات مورد بررسي آنان همگي متفاوت با قبل وامروزي است.
     اين امر باعث شده تا اين گروه از مبلغان از سوي مردم بويژه جوانان طبقه متوسط که اکثراً تحصيلکرده نيز مي باشند مورد استقبال قرار گيرند. آثار برخي از اين مبلغان با استقبال زيادي از سوي خواندگان وشنوندگان مواجه شده است بطور مثال مجموعه هاي عمرو خالد در نمايشگاه کتاب قاهره درسال گذشته پرفروش ترين آثار موجود در نمايشگاه را تشکيل داد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه الشرق الاوسط, مورخ 9/11/2005.


معرّفي کتاب «تروريسم و جنگ داخلي در انقلاب فرانسه»
تاريخچه واژه تروريسم

واژه تروريسم به معناي جديدش اولين بار در روش هاي  خونين مرگبار استعمال شد که از سوي حکومت جمهوري فرانسه طي سالهاي 1793 و 1794 جهت تحميل ايدئولوژي و عقيده خود بر کشورهاي تحت استعمار به کار گرفته شد. تحليل تروريسم پيوسته يک معضل براي مورخين به شمار مي آمد، زيرا هر يک از آنها اين واژه را به گونه اي خاص تفسير نموده وبراي بسياري ازآنها تروريسم مثل يک شبح جلوه مي نمود.
شايد بتوان گفت اولين کساني که دست به اعمال تروريستي زدند عبارت بودند از: «روبسير»، «سانت جست»، «حال بول مارا»، که براي اولين بار اقدام به برنامه ريزي و اجراي اين سياست ارعابي نمودند. البته بايد گفت در ابتدا تروريسم عليه اشخاص و افراد مورد استفاده قرار مي گرفت، نه ضد حکومتها و دولتها. ولي بعدها در دهه نود قرن هجدهم در فرانسه، و نيز دهه سي قرن بيستم در روسيه و هفتاد قرن بيستم عليه کامبوج، شکل قتل و کشتار را به خود گرفت.
بيشترين مقالاتي که درباره « ترورسيم در فرانسه » طي بيست سال گذشته به رشته تحرير در آمد از سوي مورخين فرانسوي، انگليسي و امريکايي بود. حال آنکه در حال حاضر تأليف و جمع آوري آنها در يک سلسله تاريخي امري ضروري مي نمايد. و اين همان چـيـزي است که « ديـويـد آندري » درکتاب خود « ترورسيم و جنگ  هاي داخلي  در انقلاب فرانسه » به  تأليف آن مي پردازد.
نويسنده سعي دارد همه جوانب موضوع را بطور کامل مورد بررسي و مطالعه قرار دهد، حتي گاهي اوقات مي بينيم در توضيحات و شرح مطالب تا آنجا که بتواند سعي دارد براي برخي جنايات که به نام آزادي رخ مي داد مسوغي پيدا نمايد.
اين کتاب به روشي خاص به شرح اوضاع ترسناک و مخوف که فرانسه در راه رسيدن به انقلاب بدان مبتلا شد، پرداخته است.
در تابستان 1792 بدنبال اقدام احمقانه «شاهزاده لويس شانزدهـم» که کشور را به جنگ با اتريش وروسيه کشاند و در نتيجه پايتخت را مورد تهديد قرار داد، اعتبار و اعتماد دولت وي بي رنگ شد. پس از آن براي رويارويي با اين اوضاع و در نتيجه برخي تصيفه حساب ها  افراطيون فرانسه جنبشي را آغاز کردند که بواسطه ي آن در دهم اوت نظام پادشاهي از بين رفت، و آگهي استخدام داوطلبانه  در ارتش اعلام شد. به دنبال اين اقدام از هجوم نيروهاي بيگانه به کشور جلوگيري به عمل آمد و در روز بعد براي اولين بار، جمهوري فرانسه تأسيس شد.
اين پيروزي بزرگ ملي که بسياري از مکاتب تفسيري فرانسه در جشن و بزرگداشت آن به قلم فرسايي پرداختند، از طرفي ديگر آن روي تاريک خود را نيز به همراه داشت. در آن هنگام که خيلي ها داوطلبانه عازم جبهه بودند، عموم مردم پاريس بر اين اعتقاد بودند که زندانهاي پايتخت مملو از عناصر خطرناک ضد انقلاب است که به « ستون پنجم » مشهور مي باشند. به همين جهت سيلي از مردم به سوي آنها هجوم آورده و بالغ بر 1500 تن از کساني که از زندان بيرون آمده بودند را از دم تيغ گذراندند. اين حادثه بعدها به نام «کشتارهاي سپتامبر» معروف شد.
پس از اين « تئاتر مردمي » تروريسم رسمي حدود يک سال ديگر ادامه يافت؛  اما اين بار  به جهت دگرگوني اوضاع نظامي در جبهه ها و با نام مبارزه با دولت در شهرهاي « ليون، سرسيليا، کولون و وندي »  در غرب فرانسه.
حکومت به دنبال اين آشوب ها از اجراي قانون عقب نشيني کرد. لذا اعلام نمود بازداشت هاي شخصي به نفع ضد انقلاب هايي است که صرفنظر از مذکر يا مونث بودن و سن و سال، بزرگان وشرافتمندان  سابق نيز جزو آنان بوده اند؛ از اينرو در سپتامبر 1793 قانون افراد مشکوک علام شد. بدنبال آن در ژوئن 1794 قانون دفاع از حقوق مردم ملغي شد، و طي اين تصميمات وحشتناک، دادگاه حدود سي هزار نفر را اعدام نمود.
اينطور به نظر مي رسد که خونين ترين اقدامات، قلع و قمع وحشيانه شورشيان در استانها بود. مثلا اتفاقي که در شهر « وندي » رخ داد به مراتب بيش از يک کشتار دسته جمعي بود. به طوري که همه کارمندان دولت تنها زبان قتل و کشتار را به کار گرفتند که نتيجه آن کشتار 250 هزار نفر بود.
البته اين تحليل تروريسم هميشه براي مورخين معضل پيچيده اي نبوده است، زيرا هر يک به گونه اي مختلف آن را تفسير مي کند که نسبت به بسياري از آنها تروريسم چيزي مثل يک شبح است و اغلب آنها مثل گذشته اين پديده را يک عکس العمل طبيعي در مقابل اوضاع زير چکمه، براي جلوگيري از فروپاشي داخلي و بروز جنگ خارجي مي دانند. نويسنده اين کتاب نيز اصولا بيشتر به اين تئوري تمايل نشان مي دهد. وي با تاکيد بر در گيري هاي  محلي به عنوان عامل مهمي که  در آن انقلاب نقش ايفا نمود، خوف دولت وقت از طرفداران انقلاب را توجيه عملکرد حکومت مي داند.
وي معتقد است فجايعي که طي انقلاب فرانسه رخ داد، بي سبب نبوده و به طور نسبي توجيه پذير است. در همين چهارچوب « اندري » به گونه اي خاص به بررسي «کشتارهاي سپتامبر» پرداخته و معتقد است در آن زمان دادگاههاي موقت در همان زندانها که محل وقوع کشتارها بود، تشکيل شده بود و حدود نيمي از متهمين نيز تبرئه گشتند، و نميتوان گفت اين دادگاهها مطابق با طرز فکر مردم خشمگين عمل کردند تا قانون عدالت را اجرا کنند.
اوضاع و شرايط  شايد بتواند بعضي چيزها را تفسير کند، اما نمي تواند همه چيز تروريسم توجيه نمايد. مثلا با مطالعه سخنان « روبسير و سانت جست » انسان با نوعي سختي در تصور بحران انقلابي نسبت به اين دو و ديگر دوستانشان در نحوه اجراي محاکمه، يا بعبارت بهتر فرصتي بي نظير براي ايجاد يک جامعه جديد، مواجه مي شود. يک مدينه فاضله با مدل ژان ژاک روسو، بر پايه دو عنصر فضيلت و ترور، و به تعبير روبيسر« فضيلت تا آنجا که منجر به ترور جبري نشود، و ترور تا آنجا که فضيلت را نابود نکند».
اين ديدگاه يک ديدگاه مانوي است که بر پايه درگيري ميان نور و ظلمت استوار مي باشد، بطوريکه جايگاه فضيلت را گرامي داشته و اشخاص را از صـفـات انـسـاني شان مجرد مي سازد، که مي بايست دشمنان را شناسايي کرده و براي نابودي آنها همه نوع سرمايه گذاري را جايز مي دانند. رأي به اين ديدگاه شايد خيلي واضح نباشد، و نيز نتايج  و آثار آن هم شايد اتفاقي و  ناگهاني باشد؛ اما در عين حال ممکن است اشارات اصيل شمولگرايي نوين نيز در آن قابل لمس باشد. داستاني که مؤلف کتاب « ديويد اندري » در باره انتقال انقلاب فرانسه از مراحل ايده آلي آغازين آن، تا حکومت خونين پليسي نقل مي کند، داستاني تکان دهنده ولي در عين حال بسيار تاريک و مبهم مي باشد./ أ


روزنام? الشرق الاوسط  26/ 10/ 2005

معرفي کتاب " معماري اسلامي در اسپانيا "

 

نام کتاب: العمارة الاسلامية في اسبانيا
نويسنده: دکتر کاظم شمهود  طاهر
ناشر: العربي للنشر والتوزيع, 2005.

       به تازگي کتاب "العمارة في الاسلامية في اسبانيا "( معماري اسلامي در اسپانيا) اثر دکتر کاظم شمهود طاهر توسط انتشارات العربي للنشر والتوزيع به زيور طبع آراسته شده است.
      به گفته مؤلف خاستگاه اصول معماري شرق است ويونانيان وروميان اين اصول را از شرقيان فراگرفتند وعناصر جديدي به آن افزودند. ميراث هنري عظيمي در عراق ودشت نيل وجود دارد که قدمت آن به هزاران سال پيش از ميلاد مي رسد يعني زماني که اروپا برسر دوراهي قرار داشت وچيز قابل توجهي در آنجا نبود. به گفته وي تأثيرات معماري اسلامي از راه اسپانيا وترکيه وبالکان وجنگها به اروپا راه يافت. براي مثال غربيان با تقليد از شکل چهار گوش مناره ها در معماري اسلامي رايج در اسبانيا برخي کليساهاي خود را طراحي کردند.م

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه الشرق الاوسط, مورخ 16/11/2005 .


معرفي کتاب " روابط بين الملل در اسلام"

نام کتاب: العلاقات الدوليه في الاسلام.
نويسنده: عدنان السيد حسين.
ناشر:المؤسسة الجامعية للدراسات والنشر, بيروت, 2005.
      برخي ازپژوهشگران مانند ادموند ژووت (E.Jovet) بر اين باورند که روابط بين الملل تاريخي به قدمت تاريخ دارد. اين روابط نزد فراعنه وامپراتوري روم وبيزانس وامپراطوري عربي- اسلامي وامپراتوري عثماني وجود داشت ولي جزئي ومحدود بود. اين حالت تا قرن شانزدهم که اصول اينگونه روابط تدوين وتنظيم گرديد ادامه يافت. روابط بين الملل ازنظر خاستگاه, غربي است هرچند برخي خواستار آنند که اين ويژگي از آن سلب شود.
    آقاي عدنان السيد حسين در کتاب " العلاقات الدوليه في الاسلام" بيشتر تلاش مي کند تا اصول نظري وعقيدتي که بايد روابط بين الملل بر پايه آن بنا شود ارائه نمايد مخصوصاً در جهاني که پس از سقوط بلوک شرق وفراگير شدن شبح تروريسم در آن پس از حوادث 11 سپامبر 2001 توازن خود را از دست داد. وي به اين منظور بر اعتقادات اسلامي واحکام شرعي واجتهادات فقهي تکيه کرده وآنان را با موارد مشابه درقانون بين الملل عام کنوني مقايسه مي کند. وي به اين نکته نيز اشاره دارد که در شريعت اسلامي مفهوم قدرت موجود است. وي قدرت را در چهارچوب "دفاع از اعتقادات ديني وسرزمين هاي اسلامي "قــــرار مي دهد.
     به گفته مؤلف اسلام به معني دين اسلام وصلح است. وسنت نبوي بر اصل صلح تأکيد مي کند: "يا ايها الناس لا تتمنوا لقاء العدو وسلوا الله العافيه". وي مي گويد:" تقسيم رايج دار الحرب ودار السلام به قرن سوم هجري باز مي گردد ودرنتيجه در قرآن وسنت هيچ دليل شرعي براي آن يافت نمي شود. اين تقسيم بندي از روميان که جهان را به "دار الوطنيين الرومان" (خانه هموطنان رومي) و"دار الاجــانب والاعداء"(خانه بيگانگان ودشمنان)تقسيم مي کردند اخذ شده است. اين تقسيم بندي مخصوص زمان جنگ است وبا پايان يافتن آن از بين مي رود.
        ازنظر مؤلف دراسلام روابط بين الملل برپايه صلح  بنا شده است. از اين رو است که فقها از دار(خانه) سومي به نام دار العهد( يا  صلح) نام مي برند که به مثابه آن چيزي است که بشريت در عرصه روابط ميان خود به آن دست يافته است وبه صورت اسناد وپيمانها در چهار چوب سازمان ملل متحد نمايان مي شود.
    عدنان سعي مي کند تاموضوعات مختلف فقهي را با اصول وقواعد بين الملل مقايسه کند. وي دراين راستا به افزايش مهاجرت مسلمانان به غرب اشاره کرده وخواستار آن مي شود که فقه اقليتها مورد تجديد نظر عميقي قرار بگيرد.م

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• روزنامه المستقبل , مورخ 18/11/2005.


کتاب «زمان در انديشه عرب و جهان» به قلم دکتر«علي شلق»
بررسي مفهوم زمان در روند تاريخي


اين کتاب (الزمان في الفکر العربي و العالمي) پژوهشي است در تحقيق، تأمل و تبحر در مفهوم « زمان» در انديشه عرب و جهان که نويسنده آن دکتر«علي شلق» سعي دارد با تلاشي قابل وصف به بررسي مسائل اساسي که فلاسفه، ادبا و دانشمندان را در باره اين موضوع پويا در طول تاريخ به خود مشغول داشته، بپردازد.
در آغاز مؤلف کتاب با اشاره به وضع قواعد عريض براي پژوهش سودمند خود در خصوص زمان مي گويد: «زمان ميان ازل و ابد در افق سرمد، هر جا که عنصر مکان لازم دانسته، استمرار داشته است. بنابراين اگر مکان نبود، زمان نيز وجود نداشت، و اگر هر دوي اينها نبودند، زندگي وجود نداشت. عجيب آنکه ما بدنبال زمان مي گرديم و حال آنکه خود در آن واقع هستيم و اين از بديهيات آشکار است؛ زيرا ما کنه و عمق اين زمان را نمي شناسيم و موجوداتي هستيم که زندگي مي کنيم و مي ميريم. اما زمان ابدي است، محيطي فراگير است که پايان نمي يابد، و به عبارت ديگر فرزند روزگار سرمدي است که فنا پذير نمي باشد».
کتاب مذکور به بررسي اين مسأله مي پردازد که از دير باز تا کنون با تأني، دقت و درايت بسيار، ذهن دانشمندان و علما را به خود مشغول ساخته است. از اينرو مؤلف پژوهش خود را به فصول و ابواب بسيار تقسيم نموده تا با دقت و عنايت بسيار اين موضوع سخت و جذاب را به شکل بسيار منطقي بررسي نمايد.
هشت فصل اول کتاب شامل آنچه که به آن « زدودن تاريخي اين مفهوم» اطلاق مي شود بوده که با بررسي دقيق و موشکافانه دلالتهاي لغوي در زبان عربي به ويژه نزد «الخليل بن احمد الفراهيدي» و ابن سينا انجام پذيرفته است. در اين کتاب به اين موضوع اشاره شده که در قرآن کريم و پس از آن کتب فلاسفه اسلام الفاظي از قبيل: « دهر، ابد، ازل، سرمد» و نزد صوفيه « وقت» به ارث باقي گذارده است. البته قبلا، افلاطون از اين مفهوم به يک وجودي آسماني و نيز ارسطو از آن به يک وجودي عقلي تعبير کرده بود. آنگاه دکتر«شلق» به رابطه ميان هنر و زبان پرداخته، و مي گويد: هنر عارض بر زمان است تا با تصحيح آن، آنرا به کمال بالاتر و زيبايي بيشتر برساند. همچنين بررسي مفهوم زمان در نزد علماي متقدم مصر که قائل به بازگشت حيات به ميت بودند، و نيز تمدن مابين النهرين که پس از متزلزل شدن انديشه زوال، سعي در رسيدن به شناخت سرّ الخلود داشت، از نگاه مؤلف در اين کتاب دور نمانده است. چه اين ملت اسطوره هاي خاص خود را با محوريت زمان خلق نمودند. در اين مورد «شلق» مي گويد: « در مقدمه همه اساطير يک نکته مشترک بنظر مي رسد و آن اينکه «الهه» با تبديل روند زمان سعي دارد به ياري گروهي از انسانها مثل قهرمانان، صالحين و سعادتمندان بشتابد. اين اسطوره ها از يک روش علمي يا ويژگي خاص تبعيت مي کنند که اصطلاح «ميثولوژي» دلالت بر يک هنر منحصر به فرد نموده که اگر چه خيال در آن نقش مهمي را بازي مي کند، اما در عين حال بيانگر گوشه هايي از علم روان شناسي، نحوه زندگي ملت ها، نوع تفکر و روند تمدنشان مي باشد. در همين سبک و سياق دکتر «شلق» معتقد است هند با قدمت طولاني در تمدن عريضش، نمونه بارزي است که زمان و مکان در آن نقش باز مي کند. موضوع اسطوره هاي کهن هند با الگو قرار دادن فرهنگ و تمدن مصر قديم و سرزمين مابين النهرين، از زمان مرگ گريخته و به زمان ماوراي مرگ مي پردازد. همچنين در خيال پردازي هاي مردم کهن فارس، «زمان» ميان خداي خير( اهورا مزدا ) و خداي شر( اهريمن ) در جريان است.
در باب دوم کتاب، «شلق» به بررسي مفهوم «زمان» در اديان مي پردازد. به عنوان مثال «قضا و قدر» که دو روي «زمان» هستند، اما بهشت و جهنم خارج از ترتيب زمان مي باشند. مؤلف با اشاره به آراء وارده در اين چهارچوب به بررسي نظريات «قديس اغسطينوس»، «توما الاکويني» فيلسوف يوناني افلاطون، و نيز تحول اين مفهوم در نزد فلاسفه عرب مسلمان در پي دو مکتب آتن و اسکندريه مي پردازد.
در باب سوم، مؤلف به بررسي «زمان» در تمدن اسلامي، به ويژه در نزد «الکفوي» که معتقد است زمان امتدادي موهوم و منفصل الاجزاء بوده که پايان طرفي و يا آغاز طرف ديگر نمي باشد، مي پردازد. از نظر «التهانوي»، «وقت» کم يا زياد آن با لذات عدم پذير نمي باشد تا واجب بالذات باشد. اما «لايرشهري» معتقد است «زمان، روزگار، مدت» اسامي هستند براي يک جوهر واحد که دائما در حرکت بوده و آرام و قرار ندارد. زمان، دليل علم خدا،  مکان دليل قدرت خدا، حرکت دليل فعل خدا، و جسم دليل نيروي خدا مي باشد. و اما رأي متصوفه مسلمان در باره زمان اينست که وقت، حول محور حال کنوني به لحاظ بعد زماني دوران داشته و ميقات، سرنوشت وقت مي باشد. در اين ميان معتزله از جمله «ابوهذيل علاف» معتقد است «وقت» عبارت است از «جدا سازي ميان اعمال» و اينکه «هر فعلي در يک وقت خاصي رخ مي دهد». فيلسوف «ابن سينا» معتقد است «زمان» يک مدت کمّي متصل مي باشد که قابل تجديد بوده و با حرکت تطابق دارد. اين حرکت عبارتست از يک هيأت در جسم، که زمان براي وجود خود وابسته به آنست و احساس و تصور ما نيز منوط به آن مي باشد.
مؤلف چنين نتيجه مي گيرد که «ابن سينا» با فيلسوف «کانت» در اين باره هم عيقده بودند که «زمان» عبارتست از «کم متصل مطابق با مقدار حرکت». با اين اختلاف که «ابن سينا» معتقد است زمان موجودي مادي است، اما «کانت» زمان و مکان را فاقد موضوعيت مي داند.
اما «رازي» فيلسوف و پزشک مشهور معتقد است که زمان به طور بديهي و ضروري موجوديت دارد و براي اثبات حقيقت وجودي آن نياز به اقامه برهان نمي باشد.
در باب چهارم بطور موشکافانه به مفهوم زمان در انديشه معاصر مي پردازد. در اين باره فيلسوف «پيرکسون» مي گويد: «زمان عبارتست از يک مدت حقيقي و اتصال ذاتي ممتد، آزادي، احساس و روح. در مورد مکان نيز معتقد به اعتبار امتدادي و کمّي آن بوده که ضرورتا با مکانيزم و ماده در ارتباط مي باشد. همچنين فيلسوف «ژوهان گوتلب فخته» قائل به اينست که زمان يک سلسله نقاط پي در پي بوده که خارج از « من» نبوده، و همان «حاضر» ي است که «ماضي» در آن ساکن مي باشد. به اعتقاد فيلسوف «هايدگر» زمان، همان وجود مسبوق بوده که درعالم گذشته گم شده است. و هر وجودي مسبوق بر خود مي باشد زيرا در آن امکاناتي هست که هنوز تحقق نياقته است که اين موجود مسبوق در مقوله فهم مي گنجد.
در باب پنجم مؤلف به بررسي مفهوم زمان در شعر عربي، به ويژه در شعر طرفة بن العبد، عنتره، عبيد بن الابرص الأسدي، الأعشي، الحارث بن حلزه، لبيد العامري، زهير بن ابي سلمي، ابونواس، المتنبي، ابي العلاء معري، فيلسوف بزرگ متصوف محي الدين بن عربي، و شاعر متصوف عمر بن فارض مي پردازد.
اين کتاب در 269 صفحه قطع بزرگ بوده که توسط انتشارات «الهلال» در بيروت به چاپ رسيده است./أ
      

مجلّه المستقبل العربي و الهلال

«مرکز دراسات الوحدة العربية» شماره 321 مجله «المستقبل العربي» ويژه نامه نوامبر 2005 را منتشر نمود. علاقه مندان مي توانند از طريق سايت اينترنتي «مرکز دراسات الوحدة العربية» ( www0caus0org0lb )  به مطالب موجود در مجله دسترسي پيدا کنند.
اين شماره شامل پژوهشي تحت عنوان (عراق آن روز و ...عراق امروز) به قلم ابراهيم يعقوب مي باشد که به بررسي نقش مقاومت عراقي ها و تأثير آن بر جايگاه ايالات متحده امپرياليستي، و قيمتهاي نفت مي پردازد.
عنوان «سفري در افق راديو شرق با خيرالدين حسيب» گفتگوي همه جانبه اي است که در آن «خيرالدين حسـيـب» به اشاره به اوضاع کنوني عراق و منـطقه، به بررسي بخش هاي اصلي و دستاوردهاي «مرکز دراسات الوحدة العربية» در سطح انديشه و فکر مي پردازد. 
در اين شماره همچنين مي خوانيم:
« ضـرورت تحقيق در تـقـويم اصلاحات ريشه اي از درون در کشورهاي شـوراي همکاري» به قلم "علي خليفه الکواري"، و «دوران تبليغاتي و اجتماعي: مطالعه فروپاشي ساختار تحـول فـرهـنگي در منطـقـه عـربي» به قلم "عبدالرحمن عـزي". 
پرونـده اي جداگانه با عـنـوان « زن عرب و مشارکت سياسي» که شامل اين پژوهـش ها مي باشد: «نقش پارلماني نمايندگان زن عرب» به قلم "مسعود ضاهر"،  « زن و انتخابات پارلماني يمن» از "سيد عبدالرحمن هائل الشميره"، « آينده نقش زن اردني در توسعه سياسي در پرتو سياستهاي اعلام شده» به قلم "ناديه سعد الدين"، و « زن فلسطيني در رويارويي با خشونت و تبعيض» به قلم "احمد جابر".
اين شماره همچنين شامل گفتگوي فکريست که عبد الله بلقيزيز با حسن حنفي تحت عنوان «حضور يعني متحول کردن ميراث به جنبش اجتماعي» برگزار نموده است.
در باب «آراء و نظريات» نيز مقاله اي از «معن بشور» تحت عنوان «نتيجه رأي گيري در عراق: تصميم گيري سياسي» به چاپ رسيده است.
همچنين در بخش «کتب و خواندني ها» به بررسي دو کتاب پرداخته است: 1- اين بخش توسط «المختار بنعبدلاوي» تهيه شده، کتابي است که حاصل عقل گرايي و روشنگري در انديشه و فکر عربي معاصر بوده و در آن به پژوهش و بررسي سيمينارهاي فکري «مرکز دراسات الوحدة العربية» پرداخته شده است. 2- بررسي کتاب « سياست هسته اي بين المللي و تأثير آن در منطقه خاورميانه»  (به قلم هيثم غالب الناهي) که عماد خوري آن را تهيه نموده است.
علاوه بر اين خلاصه کـتـاب هاي عـربي مـنـتـخـب از بخـش اسـناد «مـرکـز دراسـات الـوحـدة العـربـيـة» و نيزخلاصه اي از کتابهاي خارجي مـنـتـخـب، توسط «سمير کرم» تهيه و ارائه شده است.
در بخش «کنفرانس ها»، «عصام نعمان» در مورد پروژه اسـتـراتـژي کـنـفـرانـس قـومي – اسلامي و برنامه هاي چهار ساله آينده قلم زده است. همچنين «بومدين بوزيد»، گزارش پانزدهمين ديدار ساليانه  طرح پژوهش هاي دموکراسي در کشورهاي عربي ارائه نموده است. علاوه بر اين، دو بخـش ثابـت يکي با عـنـوان «خلاصـه روزشـمـار مرکـز الـوحـدة العربيه» وديگري با عنوان «بيوگرافي مرکز الوحدة العربيه» از سوي بخش اسناد اين مرکز تهيه و ارائه شده است./م


معرفي مجله «الهلال»

شماره جديد مجله ماهنامه فرهنگي «الهلال» حاوي مطالب زير به چاپ رسيد:
« آتشهاي فرهنگ و فرهنگ آتشها» به قلم مجدي الدقاق،
« شهداي تئاتر ... هرگز فراموش نخواهيم کرد» به قلم هيئت تحريريه الهلال،
« آتش در خون من» به قلم مصطفي سويف،
« آينده انديشه عربي» به قلم مراد وهبه،
« دموکراسي و کرامت انسان» به قلم مصطفي صويف،
« مصر در ذهن و خاطره من» به قلم يحيي الجمل،
« مطالعه تاريخ» به قلم رجائي عطيه،
« أوردي سعد زهران» به قلم جلال أمين،
« تبعيد گاه به روايت تصوير» به قلم مرفت رجب،
« آغاز اردن از صحراء تا پارلمان» به قلم صبحي فحماوي،
« هموطناني که وطن را انتخاب کردند» به قلم محمد هيکل،
« رمضان در مصر زير ذره بين» به قلم سيد عشماوي،
« ترانه هاي رمضاني» به قلم نبيل حنفي محمود،
« و تمام روزگار را روزه مي گيرند» به قلم محمد رجب البيومي،
« سماع مولوي» به قلم مؤمن حسين،
« اوهام نخبگان» به قلم ابراهيم عمار. 
در همين شماره در زمينه فرهنگ مي خوانيم:
« پنجره اي به فرهنگ جهاني» به قلم ماهر شفيق فريد،
« فرهـنگي براي زندگي» اثر عبد النور خليل،
« مخالف جزيره» اثر فدوي رمضان،
« بوتيرو و فرياد تجسمي وي» اثر صلاح بيصار،
«جبران ... طلايه دار ادبيات عربي» اثر محمد کمال محمد./أ

 

ديدارها و مصاحبه هاي رسانه اي


مصاحبه رايزن فرهنگي با شبکه العالم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

      شبکه تلويزيوني عرب زبان العالم مصاحبه اي با آقاي نجف علي ميرزايي رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران درلبنان به تاريخ 19/9/84 انجام داد. اين مصاحبه که در قالب برنامه " بعد الحدث" ارائه گرديد به موضوع نتايج نشست سران کنفرانس اسلامي در مکه اختصاص داشت. در اين نشست تلويزيوني سؤالاتي مطرح شد از جمله اينکه: آيا اين نشست اسلامي توانست راهبرد هايي براي محافظت از جهان اسلام ارائه دهد؟ آيا سران کشورهاي اسلامي توانستند موضوع تروريسم وفرق آن با مقاومت را بخوبي مورد بررسي قرار دهند؟ آيا پيشنهادات اين نشست قابل اجرا است وبا  پيشنهادات سابق آن فرق مي کند؟ وابزار اجرايي آن چيست؟ در اين مصاحبه علاوه بر آقاي ميرزايي, دکتر محمد السعيد ادريس کارشناس مرکز مطالعات سياسي وراهبردي الاهرام از مصر, ودکتر عزام التميمي رئيس پژوهشکده انديشه اسلامي از انگلستان حضور داشتند.
      در آغاز آقاي ميرزايي اظهار داشت: " هنوز زود است تا در باره نتايج اين نشست اظهار نظر کنيم . هر چند توصيه هاي اين نشست با گذشته فرق مي کند ولي اين موضوع بخودي خود مايه خرسندي نمي باشد چرا که ارائه پيشنهاد کافي نيست. وي افزود: " بايد کمي صبر کنيم تا اين نتايج خود را نشان دهد چرا که معلوم نيست مرجعيت اين نشست با چه کسي بود"؟
        رايزن فرهنگي در پـاسخ به سؤالي در باره تفاوت اين نشست با نشستهاي گذشته گفت:" ما در جهان اسلام وعرب تنها از مشکل گفتمان تکفيري رنج نمي بريم بلکه از گفتمان افراطي نيز رنج مي بريم. در جهان عرب واسلام شاهد حوادث خونين وخشونت بار بسياري بوديم. برخي مذاهب موجود در تعدادي از کشورهاي اسلامي مسلمانان ساير کشورهاي اسلامي را کافر مي دانستند. به گفته وي:" پيشنهاد اين نشست به اعتدال ومـــيانه روي فکري از توصيه هاي مهم آن به شمار مي آيد".
          دکتر ادريس ضمن تأييد سخنان آقاي ميرزايي در باره مرجعيت اين نشست گفت :" ما بايد آماده رويارويي با چالشها وتهديداتي باشيم که طرح خاورميانه بزرگ آن را بــوجود مي آورد".
      رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان  در پاسخ به سؤالي در باره محتواي نشست واعتراض آقاي ادريس نسبت به سخنان وي درباره توصيف وضع کنوني گفت:" آنچه من مطرح کردم ويژگي وحالتي منفي است. متأسفانه ما بطور انفعالي رفتار مي کنيم. جهان ما را متهم به حوادثي مي کند که رخ مي دهد وما نيز بگونه اي رفتار مي کنيم که گويي آن را پذيرفته ايم. من با اين طرز تفکر مخالفم ومعتقدم که افراط گرايي موجود پديده اي است که درتمام اديان ومذاهب وجود دارد. آيا ميتوان هر اتفاق وحادثه منفي که در جهان رخ مي دهد را به عنصري اسلامي مرتبط ساخت"؟
       وي در همين رابطه علت اصلي ضعف کنوني مسلمانان را در ناتواني آنان در تصميم گيريهاي مستقل سياسي واقتصادي دانست که مانع آن شده تا جهان اسلام عزت وکرامت خود را بدست آورد. وي در اين بخش از سخنان خود اين سؤال را مطرح کرد که جهان اسلام وعرب که در آن مردم سالاري وآزادي وجود ندارد چگونه مي تواند پيشنهادات اين نشست را عملي سازد؟
    در ادامه دکتر ادريس طرح موضوع اعتدال در اسلام ونيز احترام مذاهب اسلامي به يکديگر وجلوگيري از تکفير ساير مسلمانان در نشست سران کشورهاي اسلامي را موضوعي مثبت ومهم توصيف کرد.
     
           دکتر عزام التميمي نيز در سخنان خود با ديدي خوشبينانه به مصوبات اين نشست نگريست.
      در اين مصاحبه تلويزيوني که حدود دوساعت به طول انجاميد  حاضران به بررسي موضوعات مربوط به وظايف کشورهاي اسلامي براي تغيير وضعيت کنوني پرداختند./م

 

مصاحبه تلويزيون سحر با رايزن فرهنگي

       شبكه تلويزيوني سحر  با آقاي نجفعلي ميرزايي رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان مصاحبه اي را انجام داد.اين مصاحبه که در قالب برنامه "ندوة الاسبوع " (نشست هفته) برگزار شد به موضوع نشست اخير سران کشورهاي اسلامي وابعاد نظري وعملي توصيه هاي آنان اختصاص داشت.
      آقاي ميرزايي در باره اصل اعتدال که در اين نشست مطرح شد گفت: امت اسلامي نياز به تصحيح گفتمان دارد. نياز شديدي به ارائه اسلام بعنوان گزينه اي معتدل وميانه رو بدون کنار گذاشتن مذاهب ديگر احساس مي شود". به گفته وي "توصيه هاي اين نشست بمثابه پيامي به داخل وخارج بود.اما پيام به خارج گنگ وضعيف بود". وي از اينکه دراين توصيه ها به فشارهائي که به جوامع اسلامي وارد مي شود ونيز تروريستي که از سوي کشورهاي غربي برضد آنان صورت مي گيرد اشاره نشده است ابراز شگفني کرد. ميرزايي تأکيد کرد که امت اسلامي بايد هوشيار باشد تا ساختار جديدي براي وضع تصميمات راهبردي خود بوجود آورد.
      رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در پاسخ به سؤالي در باره مشکلات موجود در برپايي يک چنين نشستي وبررسي موضوع تروريسم  وساير موضوعات گفت:" براي برپايي اين نشست ومطرح کردن اينگونه مسائل, کشورهاي اسلامي تحت فشار قرار داشتند. وي اين سؤالات را مطرح کرد که چرا بيانيه نهايي ياهمان بلاغ مکه وبرنامه ده گانه اي که از سوي نشست منتشر شد به حملاتي که کرامت ومقدسات امت اسلامي با آن مواجه است اشاره نکرده است؟ چرا شرکت کنندگان به مشکلات اقتصادي مسلمانان که ناشي ازسلطه آمريکا وغرب است اشاره نکردند؟ گويي تنها ما گناه کاريم وبايد خود آن  را اثبات کنيم.
     آقاي ميرزايي در ادامه سخنان خود به بررسي موضوعات مختلفي که به اوضاع عمومي در جهان اسلام مرتبط مي باشد پرداخت وبه اين نکته اشاره کرد که نشست سران کشورهاي

 


اسلامي مانند نشستهاي گذشه هيچ تغييري را بوجود نياورد وتنها به بيان برخي عبرتها و جملات بسنده کرد. رهبران اين کشورها  وقتي اين کنفرانس را ترک کنند تمام تعهدات خود را فراموش خواهند کرد هر چند تصميمات اتخاذ شده الزام آور نباشد. وي از اينکه به نتايج مطالعات انجام شده در مراکز پژوهشي در باره وضعيت کنوني ومطلوب تصميم گيريهاي راهبردي اهميت داده نمي شود ابراز تعجب کرد. وي در باره مرجعيت اين نشست گفت:" کساني که اين نشستها را برگزار مي کنند اين کــــــار را  بمنظور حمايت از نظام  خود انجام مي دهند. اين درحالي است که آزاديها در کشورهايشان قلع وقمع شده وآنان به نظرات ديگران در کشورهاي خود توجه نمي کنند". گفته اين مقام فرهنگي جمهوري اسلامي  تمايل صادقانه اي براي ايجاد تغييرات وجود ندارد. وي از پيامد هاي تروريسم وخشونت موجود ابراز نگراني کرد چرا که شرايط تغيير کرده وفشارها افزايش يافته است. وي افزود:" کساني که اين توصيه هاي فوق العاده را وضع کردند در زبان وتعبيرموفق شدند ولي ضمانت اجرايي اين توصيه ها نامشخص است. نمي توان اين توصيه ها را تصميم گيري ناميد".
        آقاي ميرزايي درباره اصلاحات در جوامع اسلامي گفت:" تنها از راه مردمسالاري ميتوان اصلاحات وتغييرات را بوجود آورد. صداي ملتها واراده آنان بايد حرف اول را بزند نه خواسته نظامها". وي افزود:" حکومت آمريکا با استفاده از رسانه ها مي خواهد بين ملتها وحقوق آنان فاصله ايجاد کند. آمريکاييها دروغ مي گويند که ميخواهند مردمسالاري را در منطقه توسعه دهند. آنان مي خواهند با حمايت از سازمان هاي موجود که مانع آزاديهاي ملتها مي شوند اراده آنان را در نطفه خفه کنند".
      آقاي جورج علم نويسنده وروزنامه نگار ضمن مشارکت در بحث ابراز داشت:" آنچه از سوي کنفرانس سران اسلامي ارائه شد اميدوار کننده است هرچند براي تمام مشکلات راه حل
ارائه نداده است". وي خواستار آن شد تا سازمان کنفرانس اسلامي دستگاه هايي را جهت پياده کردن اين تصميمات بوجود آورد.
      پس از آن آقاي ميرزايي در باره همکاري ميان کشورهاي اسلامي گفت:" تا زماني که کشورهاي بزرگ اراده خود را به کشورهاي اسلامي ديکته مي کنند همکاري ميان آنان درهمه زمينه ها کار مشکلي است مخصوصاً در عرصه اقتصاد وهمکاري علمي". وي خواستار آن شد تا از تجربه اتحاديه اروپايي درس گرفته شود وسازماني مشابه آن بوجود آيد.
      اما در باره کار مشترک اسلامي, به عقيده وي تحول وضعيت اســـــلامي موجود به گونه اي که کشورهاي مسلمان بتواند با چالشهاي موجود مقابله کنند در شرايط فعلي غير ممکن است چرا که تمام مغزها به غرب مي روند واز آن خطرناکتر مراکز پژوهشي مهمي که بتواند راهبرد هاي ما را طراحي کند  وجود ندارد.
           آقاي ميرزايي خواستار آن شد تا تصميمات سياسي به خواستهاي ملتهاي عربي واسلامي نزديک شود. وي دراين زمينه به نمونه جمهوري اسلامي ايران اشاره کرد که گام هاي مهمي در زمينه گسترش همکاري با ساير کشورهاي اسلامي برداشته وبا وجود فشارهاي موجود براين کشورها دراين زمينه موفقيتهايي کسب کرده است.
        رايزن فرهنگي در پايان اين نشست تلويزيوني ضمن دفاع از اظهارات آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور اسلامي ايران درباره رژيم صهيونيستي از رسانه هاي عربي خواست تا دراين باره با انصاف بيشتري عمل کنند./م


رايزن فرهنگي در مصاحبه با تلويزيون المنار:
تمدن تنها از درون آزادي شکل مي گيرد


      آقاي نجفعلي ميرزايي رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان ضن شرکت در برنامه "الکلمة الطيبة" که هر هفته از تلويزيون المنار پخش مي شود به ارائه ديدگاه هاي خود در باره "توسعه وعقب ماندگي از ديدگاه اسلام" که موضوع اين هفته برنامه بود پرداخت. در اين نشست آقاي دکتر احمد جشي معاون اول رئيس کل بانک مرکزي لبنان نيز حضور داشت.
          درآغاز اين گفتگو آقاي ميرزايي درباره تعريف توسعه گفت:" ما نمي توانيم انسان وتوسعه را از يکديگر جدا کنيم. شيوه ها واهداف توسعه با ديدگاه هاي کلي اسلام به انسان وهستي وخداوند درارتباط است. بطوريکه اين ديــــدگاه مقــدس به طبيعت است که انسان را وا مي دارد تا به اصلاح وآباداني آن بپردازد وهمين ديدگاه است که انسان را خليفه خدا درزمين قرار مي دهد. وي در ادامه افزود:" پس از ظهور مدرنيسم ويرانگر شاهد بوجود آمدن مشکلات بزرگي بوديم که به عقب ماندگي انسان منجر شد. براي متوقف ساختن عقب ماندگي که سرمايه داراي بوجود آورده بايد اسلام را جايگزين آن کنيم".
      دکتر جشي دراين باره گفت:" سرمايه داري باعث پيشرفت توسعه شد. وي خواستار بررسي دقيق نظرات اسلام در باره توسعه شد".
        آقاي ميرزايي درباره اين نظر دکتر جشي گفت:" سرمايه داري نتوانسته توسعه را گسترش دهد. بدبختيهايي که ما در جهان شاهد آن هستيم دليلي بر اين مدعا است. توسعه غربي نه امنيت را براي انسان بوجود آورده ونه ثبات درزندگي را.امروزه در کشورهاي غربي آمار خودکشي در حال افزايش است". وي افزود:" ثروت اندک که با سعادت جامعه همراه است بهتر از ثروت  انبوه وبدبختي است که اين جوامع با آن روبرو هستند".
          در بخش دوم اين نشست که بموضوع شواهد توسعه اختصاص داشت رايزن فرهنگي گفت:" ما نمي توانيم دين را از زندگي جدا کنيم چرا که انسان را به سوي زنــدگي رهنمون مي سازد. ولي درغرب با وجود تمام امکانات فناوري که در اختيارشان است ارزشها واخلاق از بين رفته است وخوشبختي وجود ندارد. وي افزود:" فراموش نکنيم که براساس ارزشهاي تربيتي غرب, شکم سگان غربي مملو از غذا است درحالي که مردم در آفريقا از گرسنگي مي ميرند. به گفته وي اسلام بر توسعه اي که به انسانيت خدمت مي کند ونه شرکتهاي سودجو تأکيد مي کند" .
     دراينجا آقاي دکتر جشي درباره سخنان آقاي ميرزايي گفت:" خوشبختي نسبي است. سعادت وخوشبختي در غرب با سعادت درکشورهاي ما فرق مي کند". وي با تأييد نظر  آقاي ميرزايي درباره مشکلاتي که توسعه براي انسان ايجاد کرده گفت:" نبايد موفقيتهايي را که اين توسعه درکشورهاي غربي بوجود آورده فراموش کنيم".
      رايزن فرهنگي نيز با تأييد برخي از ارزشهاي اخلاقي موجود در جوامع غربي تعداد آنها را بسيار اندک دانست. وي دربـــاره نشانه هاي توسعه ونظرات مختلف درباره آن گفت:" ما اين توسعه را مي خواهيم چون در سختي بسر مي بريم والا شک دارم که ما عقب مانده باشيم وآنان پيشرفته, بويژه اگر بسعادتي که جوامع ما درآن قرار دارند وبه گرايش آن به اسلام بنگريم".
     دکتر جشي ايجاد ارتباط ميان علم وتوليد در غرب را ستود وگفت:" در کشورهاي ما مليونها فارغ التحصيل دانشگاهي وجود دارند که نمي توانند آموخته هاي خود را پياده کنند".
      آقاي ميرزايي با تأييد اين مطلب گفت:" ما درجهان اسلام دروضع راهبردهاي مناسب براي مديريت متکامل مولد اشتباه کرديم. اسلام کل هستي را در اختيار انسان قرارداده است. اين اصل اساسي توسعه است. ولي بايد توجه داشت که جهان هستي مسخر انسان است نه برعکس".
               رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران درلبنان در باره نقش آزادي در تحول انسان گفت:" انسان محوري مهم است ولي اگر درخدمت انسان قرار نگيرد سودي نخواهد داشت. تمدن تنها از درون آزادي شکل مي گيرد. وايجاد اصلاحات تنها درسايه نظامهاي غير استبدادي که به انسان آزادي مي دهند وزمينه فساد را بوجود نمي آورند امکان پذير است".
          دکتر جشي درباره سرمايه ونفت درجهان اسلام وتحقق توسعه گفت:" تنها يک شرکت آمريکايي به اندازه کل درآمدهاي نفتي کشورهاي عربي در آمد دارد واين بخاطر آن است که از مديريت توليد برخوردار است".
      آقاي ميرزايي نيز ضمن تأييد اين مطلب به نظريات اسلام درباره مديريت اشاره کرد وگفت:" براي مثال مي توانيم به (امامت) اشاره کنيم . ائمه منعکس کننده اراده ملت وانسان بودند وبه رنج آنان توجه وامورشان را با شفافيت اداره مي کردند".
      به گفته معاون اول بانک مرکزي لبنان:" بدون ترديد اطاعت از خداوند انسان را به توسعه مي رساند ومانع عقب ماندگي وي ميشود".
     آقاي ميرزايي در اين باره گفت:" اگر اسلام به شکل صحيح درک مي شد ديگر جايي براي نشستن وتوقف چرخش زندگي وجود نداشت. بشريت رشد وتوسعه خود را با توکل برخدا وکار وکوشش براي ازبين بردن عقب ماندگي محقق مي سازد". وي افزود:" اسلام درکنار نماز بر زکات تأکيد مي کند. زکات موضوعي اقتصادي است که مايه آسايش انسان وتحقق عدالت در جوامع مي شود".
      رايزن فرهنگي در پايان اين  برنامه تلويزيوني گفت:" اين نهضت بر پايه فلسفه وانديشه بنا شده است . انساني که فاقد انديشه وديدگاهي الهي است نمي تواند فرايند توليد را بطور کامل تضمين کند مخصوصاً اگر عقيده داشته باشد که کار او براي خداوند است.قرآن کريم براي حل مشکلات موجود آمده است با استفاده از قرآن کريم مي توانيم جلوي عقب ماندگي را بگيريم وبا کساني که در راه توسعه قدم برمي دارند همراه شويم.
  خاطر نشان مي سازد که اين برنامه در تاريخ 27/9/84 از تلويزيون المنار پخش گرديد./م


ديدار اعضاء واحد مرکزي حزب الله لبنان با رايزن فرهنگي


هيئتي متشکل از اعضاء واحد مرکزي فرهنگي حزب الله با رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان آقاي نجفعلي ميرزايي در محل رايزني ديدار و گفتگو کرد.
 در اين ديدار آقايان شيخ اکرم برکات رئيس واحد مرکزي فرهنگي حزب الله، شيخ محمد يونس مسئول بخش فعاليّتهاي فرهنگي، شيخ حيدر الجوهري مسئول بخش تبليغ، مدير مرکز فرهنگي امام خميني(ره) دکتر علي الحاج حسن، مسئول بخش آموزش ديني شيخ نزار سعيد حضور داشتند و پيرامون برخي از موضوعات مربوط به کيفيّت فعاليتها
و مبادلات فرهنگي ميان رايزني و واحد فرهنگي حزب الله لبنان بحث و تبادل نظر به عمل آمد. رايزن فرهنگي ضمن بيان ضرورت توجّه به عنصر فرهنگ و تبليغ بويژه در اين مرحل? به شدّت سياست زد? کنوني، آمادگي هر نوع همکاري فرهنگي را اعلام داشت.
 در اين ديدار مقرر شد بخشهاي واحد فرهنگي حزب الله برنامه هاي اجرايي خود را براي عملي ساختن اين همکاري مشترک اعلام داشته تا ضمن اجتناب از دوباره کاري، کيفيّت علمي و اجرايي برنامه ها بيش از پيش افزايش يابد.


ملاقات رايزن فرهنگي با رئيس دانشگاه قدّيس يوسف


 رايزن فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در لبنان آقاي نجفعلي ميرزايي در ادام? ديدار با شخصيتهاي علمي و فرهنگي لبنان، با دکتر «رينيّه شاموسي» رئيس دانشگاه قديس يوسف در محل اين دانشگاه به تاريخ 11/ 9/ 84 ملاقات نمود.
 در اين ملاقات که معاون اين دانشگاه آقاي انطوان حکيم نيز حضور داشت، آقاي ميرزايي با اشاره به نقش و جايگاه دانشگاه قديس يوسف لبنان که از قدمتي بيش از يک قرن برخوردار است، ضرورت ايجاد زمينه هاي همکاري با آن دانشگاه و نيزمرتبط ساختن آن با دانشگاههاي جمهوري اسلامي ايران را مورد تأکيد قرار داد.
 آقاي شاموسي رئيس دانشگاه قديس يوسف نيز ويژگيهاي فرهنگي و تمدني ايران را بسيار پر اهميّت خواند و از انجام هر نوع همکاري علمي و دانشگاهي استقبال نمود و مقرّر شد پيش نويس موافقتنامه هاي همکاري ميان اين دانشگاه و دانشگاههاي ايران که ناظر بر تمامي زمينه هاي علمي آموزشي و پژوهشي و تبادل هيئت هاي علمي آکادميک باشد، تهيه گردد.
 در اين ديدار همچنين رايزن فرهنگي و رئيس دانشگاه قديس يوسف در خصوص لزوم تصحيح مناسبات و روابط ميان اديان و فرهنگها به منظور اجتناب از  سوء تفاهم و نيز محقّق ساختن گفتمان عقلاني و نهادينه ساختن فرهنگ گفتگو، به تبادل نظر پرداختند.
 آقاي ميرزايي با اشاره به اينکه بايد دانش و پيشرفت علمي در خدمت ارزشها باشد، آن را يکي از اصلي ترين موضوعات مورد اهتمام انقلاب اسلامي دانست.
 طرفين در اين ديدار بر ادامه انجام ملاقاتها و تشکيل جلسات براي تعيين ساز و کار همکاري آکادميک ميان دانشگاهها و همچنين قرار گرفتن مادّه زبان فارسي به عنوان يکي از مواد تدريسي در مؤسس? ترجمه و زبانهاي خارجي وابسته به اين دانشگاه توافق نمودند.


گوناگون

 


تسليت رئيس جمهور لبنان ورهبر ارامنه به احمدي نژاد


     درپي حادثه سقوط هواپيماي  نظامي ايران, اميل لحود رئيس جمهور لبنان براي آقاي احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران پيام تسليتي ارسال کرد.
      آرام اول رهبر ارامنه ارتودوکس لبنان نيز با ارسال پيام تسليت مشابهي به آقاي احمدي نژاد اين واقعه تأسف باررا به دولت ومردم ايران گفت.
     دربخشي از اين پيام تسليت چنين آمده است:" به مطرانهاي سه گانه خود در جمهوري اسلامي ايران ودويست هزار ارمني ساکن در آن ملحق مي شويم تا باشما ودولت وملت ايران دراين فاجعه دردناک شريک شويم".م
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
• روزنامه النهار, مورخ 9/12/2005.


شخصيت هاي عربي در بزرگترين آرشيو اسناد سرّي «کا. گ. ب.»

شاه سابق ايران در سفر خود به فرانسه، با دانشجويان ايراني  ديدار مي کرد، که ناگهان يکي از دانشجويان دختر نظرش را جلب نمود. مسؤول دفتر دانشجويان خارج از کشورنيز همان دانشجو را به شاه معرفي نمود. آيا اين علاقه فقط با اولين نگاه حاصل شد؟ شايد خير. چه بعد از چند ماه دختري که روزي با لبخندي سحرآميز در مقابل شاه ظاهر شده بود، همسري او را پذيرفت تا از پس مانند يکي از شبهاي قصه هزار و يک شب، به نام «ملکه فرح پهلوي» مشـهور گـردد. نـکـتـه اي کـه در آن وقـت شـاه و فرح متوجه آن نشدند، اين بود که «ديدار اتفاقي»اي که منجر به وصلت آن دو گرديد، نقشه اي بود که از قبل از سوي سازمان جاسوسي شوروي «کا. گ. ب.» طراحي شده بود. اين نقشه توسط يکي از اهرمهاي سازمان که يکي از ديپلماتهاي ايراني در پست مسؤول دفتر دانشجويان خارجي در پاريس بود، انجام پذيرفت.
انگيزه «کا. گ. ب.» در طرح ريزي اين نقشه اخبار و اطلاعاتي بود که فرح را به عنوان حامي و مؤيد کمونيست معرفي مي نمود.
اين يکي از موضوعات غافل گيرکننده اي بود که آرشيو «ميتروخن» (چاپ دوم) از آن پرده برداشت. اين کتاب حاوي اسناد متعلق به  «فاسيلي ميتروخن» مي باشد. وي يکي از تحليلگران اطلاعاتي شوروي است که از«کا. گ. ب.» کناره گرفته و به سازمان جاسوسي انگليس در سال 1992 پيوسته بود. «ميتروخن» بيش از سي سال در بخش تأليف اسناد «کا. گ. ب.»  فعاليت داشت. او پس از چند سال، اقدام به تهيه يک نسخه براي خود نمود که آنها را در منزل شخصي خود در روستايي نزديک مسکو پنهان مي نمود.
اين اولين کتاب از سري آرشيو«ميتروخن» بود که به تعبير سازمان جاسوسي آمريکا (سي. آي. ا.) بزرگترين آرشيو سرّي از اتحاد جماهير شوروي سابق بوده که انتشار يافته است. اين اقدام که منجر به افشاي تعدادي از عناصر«کا. گ. ب.» از جمله مسؤولين رده بالا و روشنفکران پر آوازه در اروپا و شمال آمريکا گشت، جنجال وسيعي را برانگيخت .
کتاب دوم اين آرشيو، به بررسي عمليات هاي «کا. گ. ب.» در جهان سوم به ويژه منطقه خاورميانه اختصاص دارد و به افشاي بسياري از اسرارمي پردازد.
در اين ليست افشاگري يکي از سمبل هاي مقاومت فلسطيني به نام «وديع حداد» به چشم مي خورد که تمامي عملياتهاي خود را با گرفتن چراغ سبز قبلي از «کا. گ. ب.» انجام مي داده است. استفاده از «حداد» از اهميت زيادي برخوردار بود، به طوري که «يوري اندريوف»، رئيس وقت «کا. گ. ب.»، شخصا اخبار نامبرده را در نامه هاي سرّي به «برژنف» گزارش مي نمود.
«کا. گ. ب.» همچنين يک شخص ديگر که از نزديکان رئيس جمهور وقت «جمال عبد الناصر» بود را با يک اسم مستعار انقلابي به نام «منذر» در خدمت گرفته بود. کمااينکه يک منبع قدرت ديگر که شخصيتي فلسطيني بود و «ياسر عرفات» وي را از موثق ترين دوستان خود به شمار مي آورد نيز اهرم اين سازمان بود. يک عنصر نفوذي ديگر با نام انقلابي «جدار» نيز در کنار اين رهبر فلسطيني به خدمت گرفته شده بود.
ميتروخن 2 - يکي از دوستان صميمي «امير عباس هويدا» که مدت 12 سال منصب نخست وزيري ايران را به عهده داشت، براي «کا. گ. ب.» مشغول خدمت بود. «کا. گ. ب.» بزرگترين موفقيت هاي خود را در کشورهاي الجزائر، مصر، لبنان، سوريه و عراق به دست آورده بود. در بيشتر حالات، براي فريب دادن عناصر پيشنهادي از پول و زن استفاده مي کرد. اما کساني که به لحاظ مسائل عقيدتي و ايدئولوژيک به نفع «کا. گ. ب.» کار مي کردند بيشتر اعضاي حزب کمونيست در منطقه بودند.
برخي از رهبران کمونيست در ضمن ليست عادي «کا. گ. ب.» قرار داشتند. گروهي به صورت مقطعي و نامنظم از اين سازمان پول مي گرفتند، و برخي ديگر از رهبران کمونيست در جنوب يمن در قالب امضاي قراردادهاي تجاري با اتحاد جماهير شوروي و هم پيمانانش، مزد دريافت مي کردند.
يکي از بخشهاي مهم اين کتاب بخشي است که به بررسي رئيس جمهور معزول عراق «صدام حسين» مي پردازد که در ابتدا از سوي انگليسي ها مورد حمايت واقع مي شد. ولي او که به «ژوزف استالين»، ديکتاتور سابق شوروي، علاقه خاصي داشت و سعي مي کرد از او تقليد نمايد، باعث شد «کا. گ. ب.» صدام را تحريک کند تا از کارکردن با انگليسي ها کناره بگيرد. اين ماموريت به عهده «پريماکوف» گزارده شد که از مهمترين عناصر اصلي «کا. گ. ب.» در جهان عرب به شمار مي آمد.
اين کتاب حاوي بسياري از افشاگري هاي ديگري است که نمي توان با مراجعه سريع به آنها پرداخت، ارزش واقعي اين کتاب به دو امر وابسته است:
اول اينکه: اسناد و مدارک نشان مي دهد اتحاد جماهير شوروي در نيمه دهه هفتاد قرن گذشته ميلادي مسؤول قسمتي از جنگ سرد در کشورهاي در حال رشد بوده است. اما عربستان، عمان و مغرب در ميان کشورهاي عربي، توانستند بدون نفوذ «کا. گ. ب.» در سطوح بالا، تماميت اراضي خود را حفظ نمايند.
قدرت اتحاد جماهير شوروي پس از کسب موفـقـيـت هايي درمـنـطـقــه، به ويژه به دنبال عقب نشيني ذلت بار آمريکا از ويتنام رو به ضعف گذارد. از آن پس جريان ضد شوروي به ويژه پس از اقدام رئيس جمهور وقت مصر «انور سادات» که تصميم گرفت از شوروي روي برگردانده و به آمريکا متمايل شود، تقويت گرديد. اين تحول منجربه جرياني شد که حتي با نابودي شاه - هم پيمان نزديک او در منطقه-  به واسطه ائتلاف اسلام گرايان و کمونيستها، از حرکت بازنايستاد .
حقيقت دوم شايان ذکر، ذلتي بود که دامن رهبران شوروي به ويژه «آندره گروميکو» را گرفت. او که مدت بيست و پنج سال منصب وزارت خارجه را عهده دار بود سرانجام  از سوي کشورهاي در حال توسعه نيز تحقير شد. او فقط به يک قدرت توجه مي کرد که آنهم ايالات متحده آمريکا بود. در نظر او ساير کشورها به مثابه مهره هاي حقير پياده در بازي شطرنج بين المللي، ميان دو قطب ايالات متحده و روسيه بودند.
از اين رو سياست شوروي در جهان سوم با تأسيس همه سازمانها و اداره حزبهاي کمونيستي به دست «کا. گ. ب.» سپرده شده بود که براي پيشبرد اهدافش از هر نوع ترفند و حيله کثيف استفاده مي نمود. ا زجمله اين ترفندها مي توان به اين موارد اشاره نمود:
1-  ارائه اطلاعات گمراه کننده به آية الله خميني راحل بود که منجر به دستگيري افراد ارتش ايران و افسران نيروي هوايي به اتهام همکاري به آمريکا گرديد.
 2-  جعل اسناد تقلبي که در آن «صادق قطب زاده»، يکي از معاونين نزديک (امام) خميني، يک بار قصد داشت با همکاري سازمان جاسوسي آمريکا «سي. آي. ا» عليه جان او دست به توطئه بزند. 
اين اطلاعات از طريق دو کانال ارسال مي شد: يکي توسط يک عنصر مهم فلسطيني، و ديگري توسط سفير ايران در پاريس که عنصر سازمان «کا. گ. ب.» بود.
ميتروخن 3 - برخي از نقشه ها و ترفندهاي زشت «کا. گ. ب.» عواقب وخيمي را به دنبال داشت. از جمله ارائه اطلاعات گمراه کننده به دمشق بود که طي آن حزب بعث حاکم را به اجراي حکم اعدام عليه بيش از دويست تن از افسران اين کشور تحريک نمود. در عراق نيز صدام به تحريک «کا. گ. ب.» و با تکيه بر اطلاعات جعلي اين سازمان مبني بر وجود عناصر آمريکايي و انگليسي در داخل کشور، اقدام به کشتار خيل عظيمي از مردم نمود. در مقابل، سازمان جاسوسي آمريکا «سي. آي. ا.»، عليرغم اين که از بودجه چند برابر نسبت به «کا. گ. ب.» برخوردار بود، فعاليت ضعيفي از خود نشان مي داد. برخلاف سازمان جاسوسي انگليس «اس. آي. اس.» هنگامي که «کا. گ. ب.» سرگرم عملياتي کثيف در تهران پس از انقلاب بود، انگليسي ها «ولاديمير کوزيشکن» مغز «کا. گ. ب.» در پايتخت ايران را به کار گرفته بودند.
در خاتمه، اسناد ميتروخن روشن مي سازد «فرح پهلوي» که خيلي زود انتظار «کا. گ. ب.» را به جا آورد و پذيرفت تا به «ملکه اي پر شور» تبديل شود و اين احساساتش در طرفداري و حمايت از کمونيزم در فرانسه، تنها يک پيش آمد بود./أ

* روزنامه الشرق الاوسط 6/10/2005


«نلسون ماندلا» و قصه هاي کارتوني

به نوشته روزنامه «الحياة» لبنان، «نلسون ماندلا» درباره زندگي خود قـصه هاي کارتـوني مي نويسد.
ژوهانسبورگ أ.ف.ب: « نلسون ماندلا» (87 ساله) رئيس جمهور سابق آفريقاي جنوبي، در ژوهانسبورگ چاپ سلسله اي از قصه هاي کارتوني را آغاز نموده که در آنها به شرح قصه زندگي خود پرداخته است، تا شايد با اين اقدام جوانان را به مطالعه بيشتر تشويق نمايد.
ماندلا قهرمان مبارزه با تبعيض نژادي که 27 سال در زندان بسر برد، در يک کنفرانس مطبوعاتي در مؤسسه اي که به اسم وي نامگذاري شده است، گفت: «يکي از خصوصيت هاي کمياب زندان اين است که وقت زيادي براي مطالعه در اختيار انسان قرار مي گيرد.»
برنده جايزه صلح نوبل اضافه کرد: آرزو مي کنم که خواند ن اين کتابها به کودکان فرصت کشف لذت مطالعه را بدهد، همان لذتي که من در طول زندگيم از آن برخوردار بودم». گفتني است يک مليون نسخه از هر قسمت از اين سلسله کتب «ماديبا» - اسمي که افراد قبيله ماندلا وي را با آن صدا مي زنند- به صورت مجاني در تمامي نواحي جنوب آفريقا توزيع خواهد شد. 

روابط جنسي يونانيان بيش از ديگران است


        شرکت ديورکس با انتشار تحقيقي اعلام کرد مردان يوناني از نظر روابط جنسي فرانسويان را نيز پشت سرگذاشته اند. طبق گزارش اين شرکت سازنده ابزار پيش گيري مردانه آسياييها همچنان کمتر از بقيه مردم به اين روابط مي پردازند.
براساس آنچه در گزارش آمده روابط جنسي يونانيان به طور متوسط 138 بار در سال است. اين در حالي است که متوسط جهاني 103 بار مي باشد. مردان کروات وصرب بترتيب با 134 و128 بار مقام دوم وسوم را کسب کرده اند. در مقابل آسياييها در پايين اين جدول قرار دارند بطوريکه مردان تايلند 97 بار, چين 96 بار, ويتنام 87 بار, مالزي 83 بار, اندونزي 77 بار, هند 75 بار وژاپن 45بار درسال اقدام به ايجاد روابط جنسي مي کنند.
     طبق اين گزارش هر شخص در طول زندگي خود به طور متوسط با 9 نفر همبستر مي شود. اين آمار نزد مردان 2/10 نفر ونزد زنان 9/6 نفر است. ترکها با معدل 5/14 نفر وهنديها  با معدل 3 نفر در بالا وپايين اين جدول قرار دارند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* روزنامه الشرق الاوسط, مورخ 9/11/2005.


1384/10/06    /    شماره : ٣٢٥٤٦٥    /    تعداد نمایش : ٤٣١



خروج




جستجو
جستجوی پیشرفته جستجوی وب
تازه ها
دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبري

بنياد امام خميني

سايت رياست جمهوري

سايت سفارت  جمهوری اسلامی ایران در بیروت

کتابخانه رايزني فرهنگي ايران در بيروت

ارتباط زنده با كربلا

اوقات شرعي به افق بيروت

فهرست روزنامه‌هاي لبنان

كتابخانه آستان قدس رضوي

كتابخانه مركز اسلامي واشنگتن

درسهايي از قرآن

شهر حديث

ماهنامه موعود

پايگاه تخصصي الوعدالصادق

پايگاه مصاف

دانلود سخنرانيهاي كلبه كرامت

جنبش سايبري 313

راهنماي پايگاههاي اسلامي

پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی

ايران

ايرانيان خارج از كشور

فراخوان مقاله جشنواره فرهنگي هنري امام رضا عليه السلام

دانلود سخنرانيهاي دكترعباسي

پايگاه علمي فرهنگي راسخون

موسسه امام موسي صدر

مركز ساماندهي ترجمه و نشر معارف اسلامي و علوم انساني
نظرسنجی
نظرسنجي غير فعال مي باشد
آمار بازدیدکنندگان
بازدید این صفحه: 261359
بازدید امروز : 208
بازدید این صفحه : 414572
بازدیدکنندگان آنلاين : 1
زمان بازدید : 1.5131

فهرست اخبار